بهانه هایی مظلوم و غریب

    اگر اشتباه نکنم سال 1385 بود که موضوع خاکسپاری شهدا در برخی از سازمان ها و دانشگاهها و مراکز گردشگری و میادین باب شده بود. از همان زمان که بقایای شهدای گمنام (نه آنان که هویت و پلاک داشتند) در عملیات های تفحص از زیر خاک بیرون می آمد و به شهرها برمی گشتند، معلوم بود که سفره جنگ برای بسیاری برچیده نخواهد شد. من در باره این موضوع همیشه نگاه انتقادی داشتم. استدلالم این بود که اینها قهرمانان ملی اند و این شهدای گرانقدر احترام فوق العاده ای نزد ملت ایران دارند. من معتقدم پیگیری برای خاکسپاری آنان در اینگونه مراکز صرفا" سیاسی است و شهدای عزیزمان قربانی دعواهای جناحی می شوند. همان موقع کسانی که در یک مورد ویژه ای برنامه ریزی می کردند، بعدها به عینه دیدیم که چگونه مزورانه از مقبره آنان بهره برداری کردند. البته این نوع موضعگیری در آن سال هزینه های سنگینی در پی داشت. اصلا" قصد ورود به این موضوع را ندارم، اما یادآوری چند نکته ضروری است.

    معمولا" سیاستمداران سعی می کنند به تناسب رخدادها، واکنش های متناسب نشان دهند؛ بطوری که واکنش ها متناسب با پیشرفت ها متفاوت است. در باره این موضوع متاسفانه عده ای با تکیه بر باورها و سنت ها و عواطف و احساسات مردم، همواره از یک نسخه ثابت استفاده می کنند. البته این نوع برخوردها برایشان همواره جواب مثبت داده است، بخاطر همین هم سعی در استفاده دائمی از این سیاست را دارند. اما یادمان باشد که افکار مردم با روشنگری ها و ورود فرزندان دهه 70 به بازار کار و جامعه تغییر کرده است. فرزندان و جوانانی که نه جنگ را درک کرده اند و نه تمایلی به پیروی از سیاستهای سنتی دارند، صرفا" اقناع استدلالی می تواند این گروه را به همراهی با سیاستهای در پیش گرفته ترغیب نماید.

    متاسفانه در هفته ای که گذشت باز هم عده ای با استفاده از این سیاست کهنه سعی در پیشبرد اهداف جناحی خود داشتند. این بار تابوت ها و دست های بسته غواصان بهانه ای شد تا عده ای تندرو به مقاصد سیاسی خود برسند. آنها مجهز و آماده بودند. برای آنان نه شهید و تابوت ها مهم بودند، نه غواصان دست بسته ای که زنده به گور شده بودند، مهم مذاکرات هسته ای بود و نرفتن زنان به استادیوم برای تماشای والیبال، و دیگر دعواهای سیاسی روز. کسی مخالف اظهار نظر افراد در باره مسائل سیاسی روز نیست. چرا که اظهار نظر در این موارد زمان و مکان و ساز و کار خود را می طلبد. اما نکته اساسی این است که این مراسم معنوی نباید به مسائل سیاسی جناحی آلوده می شد.

    با نگاهی به خبرها متوجه می شویم که دقیقا" سی ام اردیبهشت بود که سردار باقر‌زاده گفت: پیکرهای ۱۷۵ تن از شهدایی که وارد کشور شدند متعلق به غواصان عملیات کربلای 4 است که برخی از پیکرهای مطهر این شهدا کشف شد که هیچ جراحتی نداشت و متوجه شدیم که آن‌ها زنده به گور شدند. این توضیح کاملا" روشن بود. ایشان اظهار داشتند که برخی از شهدا. آنطوری هم که برخی آمار و اطلاعات در برخی از سایت ها منتشر شده، کمتر از 20 نفر از آنان غواص بوده اند و کمتر از 5 نفر از آنان بدون آثار جراحت کشف شده اند. اما واژه برخی به عدد 175 تبدیل شد و از رسانه ها گفته شد که این شهدا با خود پیام آورده اند که ملت ایران نباید تن به مذاکره با امریکا بدهد و پیام آنان مقاومت است.

    بسیاری از مردم نیز در بهت این سوء استفاده بودند، که چگونه عده ای حتی به شهدا هم رحم نمی کنند. آنها با برنامه ریزی و بدست گرفتن مدیریت این برنامه معنوی و با استفاده از پوشش قوی صدا و سیما، به بهترین شکل ممکن سعی در بهره برداری از این برنامه را داشتند. ظاهر درست بود، اما افکار عمومی آخرین و مهمترین قاضی است. قطعا" آنها می پرسند، سخنران این مراسم باید در باره آن روزهای بحرانی و عملیاتی که منجر به شهادت این عزیزان شد، توضیح بدهد. افکار عمومی برایشان مهم است که چرا این نوع تریبون ها همیشه در اختیار گروه خاصی است؟ افکار عمومی از خود می پرسند که با وجود رویش های متفاوت در جامعه چرا در طول این همه سال عده ای خاص سخنرانی می کنند، چرا افرادی که سابقه منفی در مدیریت اجرایی کشور دارند، پای در جایگاه می گذارند؟ چرا همیشه مداحان برچسب دار در اینگونه مراسم مداحی می کنند! مگر شهدا فقط به همین گروه تعلق دارند؟

حسین نصرتی / صدهزاران/تشییع شهدای کربلای 4

    و نکته پایانی؛ شهدای گمنام بهانه اند، بهانه هایی مظلوم و غریب. من این موضوع را 9 سال پیش متوجه شدم، برای همین برایم پدیده چندان غریبی نیست. بجز یک بار، آن هم در سالهای خیلی دور، دیگر هیچوقت در چنین مراسمی حضور پیدا نکرده ام. به گمان من مسئولان چنین برنامه هایی فقط دنبال مقاصد سیاسی خود هستند. برای همین وقتی برخی دوستان از من خواستند تا در این مراسم حضور پیدا کنیم، پاسخ من منفی بود. یادشان گرامی و نامشان جاودان.

حسین نصرتی / صدهزاران/تشییع شهدای کربلای 4

/ 2 نظر / 36 بازدید
هاشمی

نکته اول - شهدا شرمنده ایم نکته دوم - هیچ چیزی از گزند گذر زمان در امان نمانده است حتی انقلابهای اصیل نکته سوم - برای کسانی که اهل مطالعه هستند توصیه میکنم کتاب جامعه شناسی انقلابها را بخوانند موضوع دستشان می آید نکته چهارم - ضرب المثل گهی زین به پشت و گهی پشت به زین واقعا بار معنایی دارد (حداقل از دیدگاه من)

غاده

بعد از مدت ها سلام علیکم من با قسمتی از حرفاتون موافقم درسته که اونا استفاده ابزاری کردن از این تشییع ولی رفتن شما به این تشییع فقط باعث می شد حال خودتون بهترتر بشه کافی بود دستتون به یکی از این تابوت ها برسه[ناراحت] کاش من تهران بودم قبلنا یه بار این اتفاق خوب برای من افتاد یکی از شهدای بین المللی شهر من وقتی برش گردوندن و تابوتش ناخودآگاه اومد رو سر من کلی حالمو بهتر کرد تا مدت ها حالم خیلی خیلی خوب بود یادش بخیر[گریه] ولی جالب بود برام احمدی نزاد اون جوری وسط سخنرانی محسن رضایی اصلا اون بالا داره چیکار می کنه مثلا؟؟؟؟