قهرمان بودن اینا


یه جاهایی یه عده جوون رعنا بودن، تیربار و آرپی‌جی روی دوششون میذاشتن و زیر بارون گلوله از سینه خاکریز جوری بالا میرفتن، جوری پائین میومدن و جوری به قلب دشمن میزدن که حسرت ندیدن این صحنه ها تا قیامت روی دل ماست.

جاهایی بود که تیربار ضد هوایی رو به موازات زمین گذاشته بودن و مثل داسی که گندم درو میکنه، هرچیزی که ارتفاع داشت و درو می کرد؛ تپه های قلاویزان در شهر مهران رو میگم که امروز سالروز یکی از همون روزاست. هشتم تیرماه 32 سال پیش؛ عملیات کربلای یک در سال 1365 که منجر به آزادسازی شهر مهران شد. زمانی که من تنها 15 سال سن داشتم و مثل بسیاری از همین بچه ها که در تصویر دیده میشن، شاهد چنین صحنه هایی بودم؛ یه عده از همین شیر پاک خورده ها بلند میشدن، سر و سینه شونو سپر سرب داغ میکردن تا تیربارو از کار بندازن.

یکی از اینا شهید حسین آذری است که در تصویر سر و دستش رو از پنجره مینی بوس بیرون آورده و دستش توی دست منه.

روحش شاد و یادش گرامی.

قهرمان بودن اینا.

/ 0 نظر / 51 بازدید