سخاوتمندی روزه داران قدیم

    باز هم یک ماه رمضان دیگر در حال رفتن است. سال بعد، ماه مبارک بعد، کدام مان هستیم، کدام مان به چه بیماری و گرفتاری مبتلا شده ایم و آیا دیگر توفیق بهره مندی از فیوضات این ماه را خواهیم داشت؟ احتمالا" کسانی از جمع های ما به دیار باقی شتافته اند. کسی چه می داند، شاید این ماه رمضان آخرین ماه رمضان باشد؟ شاید دیگر اصلا" توانی نداشته باشیم که روزه بگیریم، شاید هم آخرین باری باشد که توان فطریه دادن و نماز خواندن را داریم!

صدهزاران/حسین نصرتی/

    پرداخت زکات فطره در عصر کنونی از زوایای مختلفی قابل بررسی است. الان که برخی از ما روزه داران می خواهیم فطریه خود را کنار بگذاریم، وقتی میزان آن اعلام می شود، کلی اعتراض و انتقاد نسبت به مقدار آن داریم و با این نوع کارها از خلوص نیت یک ماه روزه داری خود می کاهیم. از یکطرف می خواهیم به مسائل شرعی و دینی پایبند باشیم، از طرف دیگر میزان فطریه را زیر سوال می بریم، دست آخر هم بالاخره در کشاکش ترس از عقوبت، مجبور به پرداخت می شویم، اما آنقدر اما و اگر می آوریم که اجر روزه داری مان را از بین می بریم.

    آنطوری که یادم می آید مردمان قدیم هیچگاه مثل ما نبودند. آنها بنیادگراتر بودند و میزان تقیدشان به رعایت آداب شرعی بیش از ما بود. آنها برای این روز برنامه های ویژه ای داشتند؛ از یک طرف بابت یک ماه روزه داری بسیار خوشحال و خوشنود بودند، از طرفی دیگر از اینکه این ماه به پایان رسیده، ناراحت و غمگین بودند. آنها میزان فطره اعلام شده خود را به بهترین وجه ممکن و با سخاوتمندی بسیار پرداخت می کردند؛ اگر چه چرخ زندگی شان به سختی می چرخید!

    غروب بیست و نهم یا سی ام ماه مبارک رمضان، پدران و مادران مان از فراز پشت بام ها با هدف رویت هلال ماه شوال که معتقد بودند دیدن آن ثواب بی شماری دارد، به کنج دره های حسن آباد و لاشه خیره می شدند. تا چشم کار می کرد خانواده ها با انگشتان خود به گوشه آسمان اشاره می کردند. صدای سلام و صلوات لحظه ای قطع نمی شد؛ اگر هلال ماه دیده می شد به حظی وافر می رسیدند و هیجان قبولی عبادات یک ماه آنها با رویت ماه شوال به اوج می رسید. در این هنگام لبخند بر لبان آنها کاشته می شد، پدر به مادر نگاه می کرد، مادر به فرزندان و هر دوی آنها فرزندانشان را غرق در بوسه می کردند.

    پدر بلافاصله از پشت بام بالاخانه به پایین می آمد و مستقیم به کندوخانه می رفت. با قرائت سوره "انا انزلناه فی لیله القدر" به آرامی دهانه کندو را باز می کرد و میزان فطریه هر یک از اعضای خانواده را در کیسه ای می ریخت. پس از آن هر یک از اعضای خانواده را صدا می کرد و از آنها می خواست تا دستی بر گندم بگذارند. برای رعایت احتیاط در پایان هم یکی دو کیلو گندم بیشتر به کیسه سرریز می کرد تا ذره ای در انجام عبادات خود کوتاهی نکرده باشد! مرحوم پدر و دیگر معاصران او این فطریه را با اشتیاق زاید الوصفی می پرداختند. اما اکنون که جمعیت شهری بر جمعیت روستایی غلبه کرده و طبیعتا" رفاه و آسایش آنان نیز بیشتر شده است، به نظر می رسد بجای بزرگی و بخشش فزون تر، تشکیک در انجام فرائض دینی و مسئولیت های اجتماعی مان بیشتر شده است. مطمئنا"سخاوت و بذل و بخشش والدین مان بیشتر از ما بوده است. آنها کار خیر خود را طوری انجام می دادند که انگار آخرین آن است؛ برای همین پرداخت فطریه و حضور در نماز عید فطر را با حال خاصی انجام می دادند؛ امیدواریم ما هم بتوانیم همان حال خوب را داشته اشیم و آرزو می کنم در همان مسیر حرکت کنیم.

    اما فطریه ها آن زمان در اختیار معتمدینی در بام قرار می گرفت که بخوبی می دانستند آن را میان چه کسانی و در کجا توزیع کنند. امروزه با گسترش پدیده شهرنشینی، یافتن افرادی که نیازمند زکات فطره باشند دشوار است. برای همین بهتر است آنها را  در اختیار مرکزی که هم اکنون در بام مستقر است و فعالیت های بسیار موثری از خود بروز داده، قرار دهیم. به مرکز نیکوکاری بام و مسئولان آن اعتماد کنیم و نه تنها در این وقت سال، بلکه برای همیشه و در تمام طول سال، کمک هایمان را در اختیار این مرکز قرار دهیم. ابن مرکز بانک اطلاعاتی خوبی ایجاد کرده و ضمن شناسایی افراد، به نوع نیاز مددجویان خود نیز اشراف کامل دارد. این مرکز به وکالت از ما، ماموریت کمک به فقرا و نیازمندان را به عهده دارد. شایسته است از فرصت بوجود آمده برای رفاه حال و بهبود معیشت همنوعان خود استفاده کنیم.

/ 1 نظر / 35 بازدید
هاشمی

لایک