شب های بیاد ماندنی

شب نشینی - صدهزاران - حسین نصرتی    

     بلندی شب ها ویژگی هایی دارد؛ یکی اینکه دوستی ها به اوج می رسد و صله رحم جزو اولویت های افراد قرار می گیرد، دوم اینکه دل آدم ها در بلندای شب های پاییز و زمستان نازک تر می شود. عقربه های ساعت هم روی هر دقیقه ای که نشسته باشند، فرقی نمی کند؛ خورشید که به مغرب می رسد آدمی باور دارد که شب آغاز شده است؛ اصلا" ساعت 17 که می شود یک شب بلند آغاز می شود، ترددها کم کم از کوچه و خیابان ها منحصر به ترددهای شب نشینان می شود. حتی صدای سخنان عابران را هم به وضوح می توان شنید. شبهایی که اکنون با تلویزیون ها یا با دستگاه های موبایل و تبلت پنجره ای رو به دنیای مجازی باز می شود، دقایق و ساعتها پشت سر گذاشته می شوند. اما دیروز و پریروز وقتی شب های مردم حتی با حباب شیشه ای کوچکی نمی توانست روشن شود، شب های بلند سال چگونه می گذشت؟

     دلگیری شب های بلند پاییز و زمستان در سرزمینی که من به آنجا تعلق دارم زیاد نیست. عصرهای پاییز آسمان نقش می گیرد با پرواز کلاغ ها و سکوت محیط در قبضه قدرت غار غار آنان می شکند. مردان در پای دیوارها مشغول آفتاب گرفتن می شوند. رفته رفته هر چه که به آغاز شب نزدیک می شویم؛ های آدم ها در سرمای استخوان سوز راه بجایی نمی برد.

     نیاکان من سالهای سال شب های بلند سال را با شب نشینی ها یشان جذاب می کردند. فانوس به دست از کوچه ها می گذشتند و پای ایوان خانه همسایه یا الله می گفتند. دور هم که می نشستند، گندم بو داده و لبو و هویج ها را دست به دست می کردند تا همه مشغول باشند. احوالپرسی ها که تمام می شد، تازه نقل کردن ها شروع می شد. ریش سفیدان و گیس سفیدها شروع به نقل حکایات و داستان های قدیمی می کردند، امثال ماها هم با اشتیاق به سخنان آنها گوش می سپردیم. حافظ و گلستان خوانی هم چاشنی چنین مجالسی می شد. شب نشینی که به پایان می رسید، میهمان ها به خانه هاشان باز می گشتند و سرخوش از پشت سرگذاشتن یک شب نشینی دیگر زیر لحاف های سنگین و رنگین به خواب راحت می غلتیدند. میزبانان هم از صمیم قلب به این موضوع باور داشتند که با پذیرایی از میهمانان، برکت سفره هاشان افزون تر شده است. ذهن ها هم تا پایان عمر این شب های بلند را در جمع هایی که شکل می گرفت به یکدیگر یادآوری می کردند و از بوجود آمدن چنین لحظات خوشی ابراز خرسندی می کردند.

     اما فی الحال شب های بلند منزل ما زیر سقف خانه هایی سپری می شود که فرزندان خانواده هر یک موبایل به دست در اتاق اختصاصی خود با خود می خندند و ابراز احساسات نیز می کنند، بیچاره مادر خانواده هم بجز حرص خوردن کار دیگری از دستش ساخته نیست. تلویزیون منزل ما اختصاصا" به مادر خانواده تعلق دارد، بجز او عضو دیگری از این وسیله استفاده نمی کند.

     راستی اگر این گوشی و لپ تاپ و تبلت و شبکه های اجتماعی لاین و وایبر و واتساپ و فیسبوک و ... نبودند، چگونه این شب های بلند را سپری می کردیم؟

/ 4 نظر / 76 بازدید
فروش

سلام به منم سر بزن [گل]

مهدی

سلام. ممنون، قلم رنجه فرمودید!* جسارتا به نظر میرسه توی جمله پایانی بند دوم چیزی از قلمتون افتاده باشه. ====================================== *واژه‌ی قلم رنجه رو اولین بار گمونم استاد خرمشاهی به کار بردن.

هاشمی

سنتهای شب نشینی آن زمانها با این زمان قابل قیاس نیست و اکنون صفات مثبت (صله رحم، دید و بازدید و ...) آنچان تغییر شکل داده اند که ظاهرا نیاز به بازتعریف این صفات هستیم

یاسمن

یادباد آن روزگاران یادباد. یاده اون روزها بخیربهترین روزهای زندگی بخیر.[ناراحت]