راز تحمل کشاورزان روزه دار

   این برای دومین بار در طول عمرم است که ماه رمضان درست در وسط تابستان قرار می گیرد. درست سی سال پیش در همین روزها بود و در سی سال قبل تر از آن و سی سالهای قبل تر از آنها نیز مردم مرتب روزه داری می کردند و راههایی برای تحمل 17 ساعت زندگی بدون آب و غذا را تجربه می کردند.

    سرعت تغییر شیوه زندگی هر سال بیشتر می شود. برای قرن ها مردم به شیوه هایی مشابه زندگی می کردند که اساس آن را کشاورزی تشکیل می داد. برنامه روزانه و ساعت های خواب و بیداری هم به همین شکل برنامه ریزی می شد. محصولات غذایی که در هر محل کشت می شدند کم و ببیش در همان نقطه مصرف می شدند. گوشت منزلمان را از دام هایی که بصورت سنتی در آغول نگهداری می کردیم تامین می کردیم. میوه مان از باغی که در گونی داشتیم تامین می شد. اضافات باغ انگورمان تبدیل به شیره و کشمش می شد و در زمستان به مصرف خانوارمان می رسید. بادام هایی که در کوهها و تپه های اطراف کشت می شد و از آن مراقبت می کردیم، همه و همه برای مصرف سال مان در کندوخانه ذخیره می شد. گندمی که از طریق کشاورزی حاصل می شد، در کندوهایی در انبار منزلمان برای مصرف سالمان ذخیره می گردید. نانوایی وجود نداشت، تنور در داخل حیاطمان بود و مادر هر چند روز یک بار اقدام به پخت نان می کرد. همین شرایط روشهای گوناگونی را برای ادای یک رسم مذهبی پدید آورده بود.

صدهزاران/ حسین نصرتی/ بام/ دشت سلطان مصیب

    دستور اصلی روزه داری برای تمام مردم یکسان است و بر اساس خودداری از خوردن و آشامیدن تعریف می شود، اما اقلیم در همه جا مشابه نیست و شرایط را تغییر می دهد. دهه های پیش دستگاههای تهویه مطبوع برقی به اندازه امروز وجود نداشت و ساختمان ها هم به اندازه امروز خنک نمی شدند. یخچالی وجود نداشت تا آماده ارائه آب خنک و یخ به مردم باشد. کوزه ها کار یخچال را انجام می دادند. کشاورزان بامی باید بلافاصله پس از اتمام سحر و بعد از اذان صبح راهی محل زراعت خود می شدند و تا ظهر داس می کشیدند تا معیشت خود را بگذرانند. تصور پدرم که با وجود روزه گرفتن به مزرعه می رفت و زیر تابش آفتاب گرم و سوزان دشت "رورگ" تا بعد از ظهر با دهان روزه کار می کرد، هنوز هم برایم دشوار است. من چنین روزهای سختی را کنار او تجربه کرده ام. وقتی چنین خاطراتی را بازگو می کنم و چون در حال حاضر حتی قادر به بازگشت به شرایط پیشین حتی بقدر یکی دو روز هم نیستم، کسی آن را باور نمی کند. درست است که گرمای تابستان و روزهای طولانی، طاقت تشنگی را کم می کند، اما اگر از احوال پیشینیان جویا شویم، خواهیم دید که چطور می توانستند در شرایط سخت، روزه داری را ادامه دهند.

    دو موضوع مهم باعث می شد تا گذشتگان بتوانند فصل تابستان را روزه داری کنند. ساعت کار در جوامع کشاورزی با طلوع خورشید تنظیم می شد و تاریک شدن هوا به معنای شروع زمان استراحت بود. خواب مناسب و بیدار نماندن تا نیمه های شب نظم بدنی را افزایش می داد که در ماه رمضان از ماههای دیگر مهم تر بود. امروز بیدار ماندن های شبانه باعث می شود که در طول روز احساس رخوت و سستی کنیم و زمانی که برنامه غذایی به دلیل روزه گرفتن تغییر کند، تمام برنامه جسمی مان تحت تاثیر قرار می گیرد.

    دومین نکته که پیشینیان بیشتر رعایت می کردند به رژیم غذایی بر می گردد که به اندازه امروز پرچرب و شیرین و با کلسترول بالا نبود. غذاهای آنان ارگانیک بود، لبنیات و میوه ها بخش مهمی از زندگی آنان را تشکیل می دادند و برخی از ادویه های محلی هم به سلامت فیزیکی آنان کمک می کردند؛ بموقع می خوابیدند و کمتر گوشت می خوردند. همین روش بهترین سبک زندگی بود و همین کار همه آنها را برای همه سال سالم و تندرست نگه می داشت. برای همین بود که مردم بام و جوامع آن روزگاران در تمامی فصول سرد و گرم، آیین های مذهبی را با خلوص نیت و با کیفیتی بی نظیر به جا می آوردند.

صدهزاران/حسین نصرتی/ بام/ دشت سلطان مصیب

/ 1 نظر / 46 بازدید
هاشمی

اینکه قدیم بر اساس مقتضیات طبیعی ساعت بدن را تنظیم میکردند واقعا کارساز بوده ولی در این زمانه نمی دانم بر چه مبنا و معیاری ساعت بیولوژیک بدن را تغییر دادند برای مثال در شرع ما موضوعی داریم به نام خواب قیلوله که واقعا کارساز و مفید است ولی برای مثال منی که کارمند عهستم عصر از سرکار برمی گردم خانه اصلا و ابدانمی توانم خواب قیلوله را داشته باشم و از خستگی خواب عصرگاهی و یا دم غروب دارم که بر طبق روایات خواب منفوری است