روزه داری زیر تیغ سوزان آفتاب

     دوستی دارم که با سیگار، بی نهایت مانوس است. آنقدر که با هر هیجان کوچک و بزرگی، با هر مکالمه مهمی و با هر برخوردی باید سیگارش را آتیش کند. ماه رمضان ماه بسیار سختی برای اوست. چیزی هم نمی خورد اما از سیگارش نمی گذرد. اصلا" جانش را بگیر اما سیگارش را هرگز! آدم بی اعتقادی هم نیست؛ نمازش به راه است و از آن بچه هایی است که ایام محرم هیئت می رود و تمام ماه را پیراهن سیاه بر تن دارد. حساب این دوستم با بقیه متفاوت است. خیلی تلاش کرده که بتواند روزه بگیرد اما هرگز نتوانسته است.

     افراد دیگری را هم می شناسم که خیلی راحت روزه خواری می کنند و بعد از فراغت از این کار مهم! سیگاری آتیش می کنند و به آسمان خدا زل می زنند و از اعماق وجودشان دود سیگار را به سمت خورشید فوت می کنند که انگار با خدا دعوا دارند.

     در قدیم الایام، در دهه های 50 و 60 شمسی هم شاهد کار طاقت فرسای مرحوم پدرم در زمین های کشاورزی بودم که درست در همین ایام تیر و مرداد در دشت های "بام" مشغول جمع آوری محصول جو و گندم بدون ابزار مکانیکی بود. بیچاره همین که سحری می خورد پس از طی حدود 10 کیلومتر راه رفتن به زمین زراعی می رسید و تا ساعت 14 زیر تیغ سوزان آفتاب کار می کرد. آنقدر که از حال می رفت و همانجا برای جلوگیری از برخورد شدید آفتاب ملحفه ای روی خود می کشید و ساعتی استراحت می کرد.

صدهزاران - حسین نصرتی - جنوب روستای بام

     آدمی را می شناسم که زیر باد خنک کولر در مغازه نشسته است و بدون اینکه بدنش نیازی به آب و نان داشته باشد، بی واهمه مشغول خوردن تنقلات است. و ...

     گاهی اوقات فکر می کنم، کدام کار درست تر است؟ البته پاسخش مشخص است. کار مرحوم پدرم که در زمین های کشاورزی با خلوص نیت روزه می گرفت و برای امرار معاش خانواده اش تلاش می کرد، بسیار ستودنی است. من هم در مکتب چنین کسی بزرگ شده ام، اما کار دیگران چه؟ باید با آنها چه کرد؟ همین که فکر کند که در دل خدا را قبول دارد و برای امام حسین(ع)  عزاداری می کند و احیانا" پول های خرد ته جیبش را هم در صندوق صدقات می ریزد و وقتی به زیارت امام رضا(ع) در مشهد می رود باز هم نمازش را می خواند و در لیالی قدر هم چند روزی روزه می گیرد، کافی است؟

     نمی دانم. اما وقتی به کنه موضوع فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که دین و دینداری امری شخصی است. و البته کسی که اقدام به روزه خواری می کند، نباید تظاهر به این کار بکند، اما اگر حتی سالم است و روزه نمی گیرد، نباید با چنین رفتاری به دیگران بی احترامی کند. او خود این راه را برگزیده و ما حق نداریم به زور او را به بهشتی که وعده داده شده ببریم. البته نباید آنها را به حال خود رها کرد، اما در جامعه کنونی ما که نقش مذهب به مراتب پررنگ تر از هر موضوع دیگری است و هر امر دنیوی را با آن ممزوج کرده ایم، بسیاری از آدم ها از این نوع دین و مذهب گریزانند. از روالی که آنها را به زور به بهشت ببرند و از جهنمی که قرائت خودشان است دور کنند. از این آدم ها زیاد در جامعه خود مشاهده کرده ام، اما کمتر آدمی به صفا و اخلاص روزه داری مرحوم پدرم دیده ام.

/ 6 نظر / 47 بازدید
مهدی

ماها کجا واون خدا رحمتیا کجا ؟؟؟

مهدی

پیرو اصل برائت ما میگیم ان شاو الله یا عذر شرعی دارن یا حلول ماه مبارک تو شهرشون رویت نشده! [لبخند]

هاشمی

اینکه گفتید ه این نتیجه می رسم که دین و دینداری امری شخصی است را کمی با دیده شک و تردید می نگرم پس جنبه اجتماعی دین چه میشود؟

پریماه

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

فیض اله

حاج حسین سلام خدا رفتگان شمارو بیامرزد واقعا افراد قدیم چقدر باهوش و مقید بودند. باور کنید الان روزه میخورند خب چرا تو ملا عام؟ متاسفانه اینگونه افراد به مرحله خود شناسی نرسیدند چه برسد به خدا شناسی ... ولی این 30 روز رو کسانی که روزه نمیگیرند خیلی سخت برایشان تمام میشود و همیشه نگران هستند.

فیض اله

راستی حاج حسین نوشته های شما از لحاظ مفهومی بسیار ارزشمند هستش بنظرم من خوندم احساس کردم در بام91 هم بزارید ارزششو دارد