تاکتیک نامه به امام زمان و تاکتیک نصیحت

شاید همه شما دیروز ، نامه سرلشگر فیروزآبادی ئیس ستاد کل نیروهای مسلح را خطاب به امام زمان دیده باشید. معمولا" کسانی که از روی عشق و علاقه و ارادت قلبی کسی را مخاطب قرار می دهند، در خلوت و در دل با او نجوا می کنند و  من ندیده ام برای کسی که از نظرها غایب است، نامه بنویسند و آن هم با ادبیاتی منتقدانه و رسانه ای کردن آن.

ایشان در این نامه سخن از بسیج می کنند و به نمایندگی از تمام بسیجیان، دیگران را متهم می کنند. آن هم دفاع از آن نوع بسیجی که در بحران اخیر، وجهه آن آسیب دید. و البته ایشان به یقین می دانند که ،بسیجی اصیل اینهایی نیستند که از بام مسجد لولاگر و ساختمان مقداد به مردم تیراندازی کردند؟ اتفاقا" من مخالف نظر ایشان هستم،بسیجیان واقعی همانانی اند که 8 سال مردانه در مقابل دشمنان متجاوز این آب و خاک و انقلاب جنگیدند و دست و بازوی جناحهای سیاسی نبوده و هیچگاه هم نخواهند بود. تفکر بسیجی آنان همان تفکرامام است که فرمود: مگر من ستون دین هستم که اگر کسی با من مخالف بود بااسلام مخالف باشد؟ متاسفانه سرلشگر فیروزآبادی در این نامه تفکر خاص خود را به امام(ره) و امام زمان(عج) نسبت می دهند. اتفاقا"امروز تفکری که در راس مخالفت با ایشان است،نزدیکترین تفکر به امام است، هاشمی ، موسوی ،کروبی و ... که مورد وثوق و معتمد امام بودند، نمایندگان آنان هستند. نمونه این وثوق ، واگذاری فرماندهی جنگ از سوی امام به هاشمی بود، آیا سزاوار است اکنون این عزیزان را به عنوان منافق یاد کنیم؟ این سه برای نجات انقلاب از چنگال تفکر اشتباه بسیجیان آمده اند.

سرلشگر فیروزآبادی اسم این نامه را "درد نامه" گذاشته است و خبرگزاری فارس هم آن را بلافاصله منتشر کرده است.

او در این نامه، در باره آنچه انتخابات و وقایع پس از آن علیه نتیجه آن روی داد، همان چیزهائی را نوشته است که طی مدت 20 روز از صدا و سیما دیده بودیم.

سرلشگر فیروزآبادی در نامه خود خطاب به امام غایب از نظر نوشته است: "در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌ای جدید که چندان هم بی ارتباط بامنافقان سابق نیستند، بر ملت یورش آوردند. زخم ترکش‌های جنگ تحمیلی و جایگلوله‌های منافقان و از خدا بی خبران دیروز را این بار در کوچه و بازار وتن بسیجیان و نیروهای انتظامی - این حافظان امنیت مردم با قمه و ضربات سنگو شعله‌های آتش، گشودند به پای مصنوعی و سینه خسته جانبازان و حتی بانوانو کودکان رهگذر هم رحم نکردند و منافقانه سلاح اهدایی امریکا و اسرائیل وانگلیس را به سوی مردم شلیک کردند، تا به خیال خام خود با کمک رسانه‌هایبیگانه ناجا و بسیج را متهم کنند.

غافل از اینکه مسئولان با حکمتو تدبیر، بکار بردن سلاح را به خاطر پیشگیری از هر گونه آسیب به مردم منعکرده بودند و نیروهای حافظ امنیت هیچگاه سلاحی در دست نداشتند و بکارنبردند.

ماموران حفظ امنیت و مدافعان حریم قانون کتک خوردند، زخمیشدند، شهید شدند، بی رحمانه آنها را زیر چرخ‌های ماشین گرفتند ،اما صبورانهبا جانشان از مردم دفاع کردند؛ در مقابل، آنها برای کشته‌های دروغی خودعزاداری کردند. از آنجا که آشوبگران در بین مردم پنهان شده بودند، دستحافظان امنیت برای برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتی بر مردم تحمیلگردید و ما نیز به عنوان حامیان مردم و مسئولان برقراری امنیت شرمنده شدیم .لیکن می‌دانیم که ملت فهیم خود به این موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خودرا می‌پذیرند".

پس از این نامه محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری هم ، درنامه‌ای خطاب به ملت ایران، نکاتی را درباره انتخابات و مسائل پیشآمده پس از آن با مردم در میان گذاشته است. در بخش هایی از این نامه، اشاراتی وجود دارد به نامه سرلشگر فیروزآبادی که خطاب به امام زمان است! رضائی در نامه خود می نویسد:

"امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می‌کنند. عده‌ای به برخی از اعضای اینخانواده منافقین جدید لقب می‌دهند. عده‌ای دیگر بخشی از این خانواده را بهعنوان خوارج لقب می‌دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدار نظامرا به جان هم بیاندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سراین فتنه یک توطئه است. در اوج اقتدار جمهوری اسلامی در داخلایران و منطقه و در زمانی که دولت بوش و صهیونیست‌ها نتوانستند از طریقجنگ وتحریم به تنهایی کاری انجام دهند، به فکر انفجار از داخل افتادند تابا کمک آن ایران را ابتدا ضعیف سازند و سپس با کمک تحریم‌های جدید و احیاناً حمله از بیرون ایران را تسلیم کنند .اگر در طی ماه‌های آینده دولت بخواهد که در مذاکرا ت هسته‌ای شرکت کند ویا مذاکرات با قدرت‌های بین المللی را شروع کند، آیا نباید در آن ملت ایرانبا حمایت و همکاری همه، سربلند از این مذاکرات بیرون آید؟ یا اگر طی ماه‌های آینده اسرائیل قصدی علیه ایران داشته باشد، آیا نباید با وحدت در مقابل آن‌ها دفاع کنیم؟"

از اینکه ایشان دلسوزنظام هستند شکی نیست، ولی باید بپذیرند که بخاطر نظام کوتاه آمدند و البته اقدام ایشان قابل تحسین است. وقتی مردمی دم از اعتراض درسایه قانون می زنند و کوچکترین اهمیتی به خواسته معترضین نمی شود، دیگر ازچه اتحاد و همدلی ای صحبت می کنند؟ وقتی صدای اعتراض خودی ها را به بیگانگان ارتباط می دهند، دیگر سخن از تفکیک دوست و دشمن چه مفهومی دارد؟ آدم متعجب می ماند که ایشان از کدام وحدت و با چه کسی سخن می گویند؟ صدا و سیمایی که حضور میلیونی مردم و به قول ایشان آرام را کم رنگ نشان می دهد ،اما اغتشاشگران را آنقدر پر رنگ نشان می دهد، آیا این نشان وحدت است؟

تا وقتی که تمام رسانه‌ها تک صداییهستند و آقایان هر صدایی را که خلاف سلیقه‌شان است سانسور می‌کنند و تا وقتی که رسانه‌های خودی داخل نظام و مخالف خود را سانسور، فیلتر، توقیف یا تعطیل می‌کنند،سخن از وحدت مشکلی را حل نمی کند. اگر قرار بر وحدت باشد باید آنانی که تمامی این رسانه ها را در اختیار دارند، سخن از وحدت کنند، و گرنه دیگران که ابزار و رسانه ای در اختیار ندارند.

به هرحال به نظر می رسدتاکتیک نصیحت، تاکتیک سوخته ای است؛ همینطور تاکتیک نامه سرگشاده نوشتن به امام زمان.

/ 4 نظر / 7 بازدید
افشین احمدپور

اگر چه با مشی سیاسی شما موافق نیستم ولی خوب اصلا از اینکه کسی نامه ی سرگشاده به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف بنویسه خوشم نمیاد مخصوصا اگه اون شخص فیروزآبادی باشه!!!

مینا(بهار نیلی)

راستش نمیدونم چرا اما همینطوری دلم خواست که این وبلاگ رو بهتون معرفی کنم:http://babakdad.blogspot.com دوست داشتین سری بهش بزنین. یا حق

زهرا

سلام.[گل] نامه رو نخوندم اما آوازه اش رو شنیدم. از نوع نوشتن تون خوشم میاد ... ( به کسی توهین نمی کنین اما خیلی حرف ها هم می زنین [چشمک] )

عارف

اللهم نشکو اليک خدايا به تو شکايت مي آوريم که تو تنها پناه مايي . خدايا به درگاه تو پناه آورده ايم.