دلدادگی

     هر وقت نام امام هشتم را می شنوم ناخودآگاه حسی عاشقانه همراه با شور و نشاط نمکین به من دست می دهد. بوجود آمدن این احساس مربوط به دیروز و امروز نیست. این احساس به ایام کودکی ام در حالی که 5 سال بیشتر نداشتم بر می گردد. همیشه در ایام ولادت و شهادت ایشان، پدرم با نوای دلنشینش شعر "آمدم ای شاه پناهم بده، خط امانی ز گناهم بده، ای حرمت قبله حاجات ما ... " من از این عبارات فقط وجود شاه را در حافظه ام بایگانی کرده بودم و پس از آن وقتی وارد حیاط بارگاه امام هشتم شدم و نام حرم را شنیدم، واژه دوم نیز در ذهنم جای گرفت. از خط و گناه و پناه و امان و حاجت هیچ برداشتی نداشتم. همین دو واژه کافی بود تا اشتیاقم به حضور در دفعات بعدی در حرم امام رضا بیشتر و بیشتر شود.

     آن باری که خیلی خوب در حافظه ام به یاد مانده مربوط می شود به زمانی که من کلاس پنجم بودم و از "بام" با مرحوم پدرم سوار بر اتوبوس با اشتیاق فراوان و با مشقت بسیار زیادی به مشهد الرضا رسیدیم. ما درست در صندلی های پشت سر راننده نشسته بودیم. پس از طی مسافتی سخت و طولانی وقتی وارد صحن شدیم میان آن همه هیاهو و رفت و آمد و عطر صلوات و صدای گریه و شمیم لبخند که به هم آمیخته شده بود، وقتی سرم را بالا می گرفتم با صوت دلنشین پدرم مواجه می شدم که خیلی محزون در حالیکه قطرات اشک از دیدگانش جاری بود، روبروی ضریح، زیارت مخصوص امام رضا(ع) را می خواند. وقتی سرم را به سمت عقب می چرخاندم با انبوهی از مردم مواجه می شدم که گرداگرد پدرم جمع شده بودند و با نوای او زیارتنامه را قرائت می کردند. وقتی اشکهای او را می دیدم، نمی دانم چرا اصلا" به این فکر نمی کردم که شاید بخاطر گناهانش گریه می کند و طلب بخشایش می کند و شاید اصلا" به این فکر نمی کردم که گریه اش گریه شوق باشد. به همین راحتی زیارتنامه می خواند و به همین راحتی هم دلهای بسیاری با او همراه می شدند.

     تماشای زائرانی که با دیدن گنبد و ضریح، عکس العملهای زیبایی از خود بروز می دادند، حس تماشای خوبی به من دست می داد. بوسیدن در و دیوار حرم، ایستاده دعا خواندن،گریه کردن و تلاش و کوشش فراوان برای لمس کردن ضریح، خیلی برایم عجیب و دیدنی بود.

     بعد از آن زیارت دیگر سالی دو سه مرتبه را به مشهد می روم. آخرین بار همین یکی دو هفته پیش بود. صحن جامع رضوی بخصوص؛ هنگام نماز مغرب و عشا صفایی دارد که کمتر در جای دیگری آن را تجربه کرده ام. انبوه نمازگزاران و خنکای با نشاط و قرائت زیارتنامه پس از نماز، هنگامی که روبروی گنبد نورانی می نشینی، روحت را نوازش می دهد. 

     صبحگاهان پس از نماز صبح وقتی در دارالزهد از میان جمعیتی که سینه به سینه عاشقند و فوج فوج به پای بوس سلطان رئوف آمده اند، و تو به زحمت راهی باز می کنی تا برسی به ورودی ضریح؛ آنقدر که رمقی برایت نمی ماند، اما خودت هم نمی فهمی چه چیزی تو را تا به اینجا کشانده است، نفست به سختی بالا می آید. اما وقتی پای در محوطه ضریح می گذاری، همه چیز تمام می شود. هر طرف که نگاه می کنی شور و اشتیاق می بینی، موج زائرانی که به شور و شعور آمده اند! هق هق گریه هایت راه نگاه را می بندد و بی اختیار بند دلت پاره می شود. آرام آرام اشک هایت را پاک می کنی که نکند سهم تو از دیدن این منظره ها کم بشود. وقتی از زیارت فارغ می شوی و پای در صحن خروجی می گذاری و لیوانی آب می نوشی، این سبکبالی تو را به عرش می رساند.

     من همواره برای این لحظات روحانی دلم تنگ می شود. بخصوص امشب که سالروز ولادت اوست!

امن تر از حرمت نیست، همان بهتر که

کودک گمشده در صحن تو پیدا نشود

صدهزاران - حسین نصرتی - ولادت امام رضا (ع)

/ 4 نظر / 170 بازدید
هاشمی

امام رئوفی است رضا که حتی انسانهای با بار معاصی زیاد را هم پذیرا میشود شکر خدا از موقعی که ماشین دار شدم شده ماهی یکبار زدم رفتم مشهد برای پابوسی و دعا میکنم که قسمت زیارت برای دیگران هم مهیا شود خداوکیلی وقتی مشکلی برایم پیش میامد و یا حتی افسردگی و ناراحتی سراغم را میگرفت با نیم ساعت حضور در حرم همه آنها را فراموش میکردم و یا احساس میکردم که بار سنگینی نیستند و حسابی سبک شده اند به سهم خود ولادت امام رئوف را تبریک عرض میکنم و آرزومندم که برای همه کسانی که برایشان مقدور نیست حداقل سالی یکبار قسمت زیارت نصیبشان شود ان شا الله

مهدی

در دانشگاه قم، استادم دکتر سید حسن وحدتی شبیری -پسر مرحوم آیت الله وحدتی شبیریِ معروفِ اهل مشهد- سر کلاسی که قبل از سالروز ولادت حضرت (ع) برگزار شد* فرمودند: "هر کس امام رضا ندارد، هیچ ندارد." با همان بیان شیرین دانشگاهی و حوزوی خودشان اضافه فرمودند: "عکس قضیه نیز صادق است. یعنی هرکس امام رضا دارد همه چیز دارد. ما در دانشکده ی حقوق نشسته ایم. بی شک از طریقی غیر از طریق استدلال و استناد سخن نشاید گفت. می‌دانید که در اسلام مذهب شیعه‌ی هشت امامی و نه امامی و غیرهما نداریم. این از برکت ضامن آهوست که هرکه ایشان را شناخت ، دوازده امامی شد." *کلاس حقوق مدنی 4-مسئولیت مدنی-پایان نامه ی دکتری ایشان با موضوع مبانی مسئولیت مدنی قراردادی در سال 81 در دانشگاه تربیت مدرس دفاع شده. در صورت تمایل میتوانید مراجعه بفرمایید.

مصطفی

درود بر شما با توصیف زیبا و احساس زلالت جناب نصرتی.

محمد

خوش بحالت با این روحیه خوب و با این همتتان.