معمار خاطراتمان باشیم

      اگر یک روزی از من بپرسند عجیب ترین شخصیتی که در زندگی با او برخورد کرده ای چه کسی است، بدون شک یکی از کسانی که به ذهنم می آید "حاجی خودمان" است. شخصیتی که نمی توان منحصر بفرد بودن او را در یکی دو جمله خلاصه کرد. شخصیتی دوست داشتنی که بیشتر از اینکه در فکر خود باشد، در تلاش برای رفع مشکلات و حوائج دیگرانی بود که اگر از او کمک و مساعدتی طلب می کردند، به هیچ عنوان دریغ نمی کرد.

     اما شما همه اینها را کنار بگذارید که رفتارشان را شاید از ژن و محیط و نوع تربیت خانوادگی دریافت کرده باشد، مهمتر از همه سادگی او بود که هر مخاطبی را جذب خود می کرد، نوع نگاه ساده و صمیمی او به زرق و برق های زندگی و نوع نگاه او به زندگی و مرگ، بسیار جالب، آموزنده، جذاب و متفاوت بود، چیزی که به رغم گذشت بیش از دو دهه، من هنوز هم با یادآوری خاطرات او  مقهورش می شوم.

    من خاطرات بی نظیری از او در ذهن آشفته ام آرشیو کرده ام؛ خاطرات خوب و بدی که همراه همیشگی ام در زندگی هستند و تا آخر شهریور 1370 بصورت ملموس دوام و قوام داشتند. اما در حال حاضر فقط از آن خاطرات یادی می کنم و آهی می کشم و غم غریبی در کنج دلم جوانه می زند و تنها به یادش می گویم: اللهم صل علی محمد و آل محمد.

     مهارت ساختن خاطراتی ماندگار در نگاه نخست به نظر سخت می آید و به واقع سخت نیز هست. سخت است که با گذشت بود و همیشه از خطاهای اطرافیان به راحتی گذشت. سخت است که همواره بدون کوچکترین انتظار جبرانی، آماده کمک به دیگران بود. استفاده از فرصت های کوچک و بزرگ برای ساختن لحظاتی خوب در زندگی دیگران سخت است، اما راز اینکه معمار خاطرات خوب خود باشیم سختی هایی دارد که آنچنان هم سخت نیست!

     چقدر خوب بود خم و چم آفرینش چنین خاطراتی را بلد بودیم تا ما هم مثل آنها می توانستیم آثار زیبایی را خلق کنیم. اگر می دانستیم که چگونه دقیقه ها و ساعت هایمان را به خاطرات همیشگی و دلچسب بدل کنیم، دیگر حسرت گذشته در زندگی مان معنایی نداشت. هر لحظه و هر آن که می خواستیم مثل همانها می توانستیم زندگی را به یاد ماندنی کنیم.

     او اکنون بیش از دو دهه است که دیگر در میان ما نیست، مگر چه می کرد که من هر وقت با هرکسی از معاصران و غیر معاصران او که اندک معاشرتی با او داشته اند، نشست و برخاست می کنم رفتارهای او را تحسین می کنند! جز اینکه هر کسی از او تقاضای همکاری می کرد، کار و بار زندگی خود را OF می کرد و برای گشودن گرهی از مشکلات، اولویت را به دیگران می داد؟ همین ها شده اند خاطراتی از گذشتگانی که به نیکی زیسته اند! 

     اینها را گفتم تا یادی کرده باشم از مرحوم پدرم که شخصیت یگانه ای در زندگی ام بود. او که تا بود چه در "بام" و چه خارج از "بام" از همه دستگیری می کرد. این روزها سالروز درگذشت اوست. به روان او و تمامی پدران درود می فرستم و بهترین ها را در بهشت برین آرزو می کنم. روحش شاد.

/ 4 نظر / 24 بازدید
محمدی

روحش شاد و قرین رحمت الهی.

مهدی

و بَشّر الصّابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انّا لله و انّا اليه راجعون. بقره/156 خداوند بیامرزد.

احمدداورپناه

خدارحمت کند.اتفاقا"من خاطره کم ولی خیلی به یادماندی ازپدرشمادارم.

هاشمی

اگرچه پدرتان را ندیدم و یا شاید هم در کودکی دیده باشم ولی یادم نمیاید ولی هر حال برای شادی روح تمام درگذشتگان بخصوص پدر شما صلوات