خاطرات خانه ها

    خانه ها همیشه جزو مهمترین بخش از خاطرات ما محسوب می شوند. این خانه ها اثرات عمیقی در مخاطب دارند. لازم نیست که یک روز بارانی یا برفی باشد و یا رنگین کمانی در آسمان پیدا شود تا خاطره ای در ذهن ها نقش ببندد. خانه اگر خانه باشد، همان روز مره گی هایش هم در خاطره ها جاودان می شود. خانه اگر خانه باشد، بسیاری از خاطره ها در آن زاده می شوند؛ اصلا" خاطره ساز بودن خانه ها به شکل و شمایل ظاهری آن و به جنس معماری و نوع مصالح آن که نیست، به خیلی چیزهای دیگر است که با هم در این پست مرور می کنیم، فقط این را می دانم که به آهن و سیمان نیست، این را هم می دانم که به خاک و گل و کاهگل ممکن است باشد!

    خاطره ها آسان خاطره نمی شوند، خاطره ها در فضاهای معمولی و در سنین عادی و یا آدم های معمولی شکل نمی گیرند. خاطره ها برای لحظه های خاص زندگی کمین می کنند، مثل همان باران بی امان آن شب بهاری اردیبهشت در سال 1364 که من و مادرم را در بام غافلگیر کرد. همان شبی که بیش از یک شبانه روز پشت سرهم باران می بارید و مرحوم مادرم مرتب به بالا پشت بام سر می زد و آبراهه و ناودان پشت بام را نگاه می کرد که مبادا سقف این خانه در نبود پدر بر سرمان آوار شود. همان شبی که مادر هر چقدر کاسه و قابلمه داشت در کف خانه مان چیده بود و آبچک های سقف را با آنها تراز کرده بود که فرش ها خیس نشوند. خاطره ها آنجایی شکل می گیرند که من تنها 14 سال داشتم و در حالی که در رختخوابم خوابیده بودم، نیمه شب همان شب بخشی از سقف خانه در کنارم آوار شد و مادر مهربانم سراسیمه مرا به اتاق دیگر هدایت کرد.

صدهزاران/حسین نصرتی/ بام

    خاطره ها با پشت بام خانه ای که رو به مغرب است و به وسعت دره های "حسن آباد" و کوه "شاه جهان"، و تصویر اتوبوس مرحوم "حاج محمدرضا فرخنده" که پیچ جاده "قزل بل" را می پیچد. برای پنجره ای رو به کوه که هر روز یک رنگ است، پای درختان توت حیاط مان که سبزی شان آسمان را کمرنگ و بی جان جلوه می دهد. برای اتاقک کاهگلی باغ "گونی" متعلق به "عمه لیلا" و شوهرش "کبلی معدرام" که از فرسودگی حرف می زنند.

    اینهایی که گفتم را نمی شود به زور ساخت. اصلا" گیرم که این روزها همه با یک تلفن همراه، و مسلح به دوربین دیجیتال، و با یک دستگاه مونوپاد، با منجمد کردن همه لحظه ها کمین کرده باشند، اما منجمد کردن لحظه که خاطره سازش نمی کند و به آن معنی نمی بخشد، از روزمره گی فراترش نمی برد. حتی لحظه هایی هم هستند که بدون انجماد هم مصنوعی می مانند؛ خاطراتی که با شادی پیوند دارند و با آدم هایی که حضورشان زندگی را خوشایند کرده است.

    همیشه فضاها خاطره ساز نیستند و همیشه هم به یاد نمی مانند، روح روابط در خانه ها مهم است. اصلا" مثل همین روزهایی که توی این چندساله در این خانه جدید و با موقعیت ممتاز ساکن شده ام، اما هیچ خاطره ای از آن در ذهنم نقش نمی بندد. من سالهای سال است که در این محل ساکنم، اما وقتی به چند سال قبل تر می روم و حتی وقتی برای یک بار هم در کوچه های تنگ و تاریک "بام" قدم زده ام، برای همیشه آن گذر از تاریکی به نور و ابهام فضا را به یاد دارم. یا خاطرات همین خانه پدری را!

    فضاهای خاطره ساز شاید فضاهایی هستند که آنجا بودن را به گونه ای دیگر تجربه کرده ایم، فضاهایی که در آنجا احساس امنیت کرده ایم؛ فضاهایی که به جز کامل بودن به عنوان یک فضای زندگی، چیزی فراتر در خودشان داشته اند، کیفیتی که زنده شان کرده، کیفیتی که گاه پیوند می خورد با نور و منظره، با گیاهان و درخت بادام و توت و گردو، با گنجشکان روی این درختان، با گل بوته های محمدی، با کلاغ هایی که بام بالاخانه می نشینند و غروب هنگام قار قار سر می دهند و بیچاره مادر نگران می شود که نکند اتفاق نامبارکی قرار است بیفتد که این کلاغ های بدشگون پشت بام مان جاخوش کرده اند و چقدر مخلصانه و متواضعانه "دست نماز" (وضو) می گیرد و رو به قبله می ایستد و نماز می خواند و مرتب آیه الکرسی را زمزمه می کند. خاطره یعنی همین، یا صدای آب ناودان هایی که فصل بهار در کوچه ها سرازیر می شوند و بوی کاهگل تمام کوچه را پر می کند، یا بوی نان تازه مادر که در غروب یک روز پاییزی تمام حیاط را معطر می کند و متعاقب آن من به همراه برادرانم مهدی و رسول بر لبه تنور می نشینیم و پاهایمان را به درون آن آویزان می کنیم تا از حرارت ملایم آن لذت ببریم. خاطره یعنی لمس برف و سرسره بازی در قبرستان قدیم. خاطره یعنی دنبال کبک های گرسنه کردن در دره های "لاشه" یا "دوغوزدره".

  اینها همه خاطره است، اینها همه زیبایی است، اینها همه ماندگار است و در ذهن نقش بسته؛ با این همه خاطره فقط کافی است چشم هایمان را ببندیم و برویم سراغ بایگانی خاطرات و برای یک لحظه کوتاه در شلوغی شهر و گرما و کار، آن احساس خوب امنیت را به یاد بیاوریم، من معتقدم شدنی است! شما هم چنین کنید.

صدهزاران/ حسین نصرتی/ بام

صدهزاران/حسین نصرتی/ بام

صدهزاران/حسین نصرتی/ بام

/ 6 نظر / 32 بازدید
www.hostexhibition.com نمايشگاه هاست

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap دات کام با تشکر[گل] [گل]

همسایه نسبتا دور

همسایه عزیز نوشته هات عالی است. امیدوارم موفق باشی. همسایه نسبتا دور شما در بام

همسایه نسبتا دور

عالی

رضایی

زیباست حسین آقا.

محمدی

ثبت خاطرات از خود خاطرات مهم ترند. شما خیلی خوب می نویسید.

هاشمی

قلمت روان است و لذا تعریف خاطره دلنشین تر