زندگی به سبک جدید

     یک هفته پیش وقتی می خواستم به سفر 10 روزه بروم، برای اولین بار از بسته های اینترنتی خریداری کردم تا در طول سفر تنها نباشم. با اینکه وسیله مسافرت قطار بود و به  اندازه کافی دور هم جمع بودیم و سرگرمی هم به وفور یافت می شد، اما گاهی اوقات لازم می شد تا سری به ایمیلم بزنم، یا سایت های خبری را مرور کنم. در همین حد خیلی خوب بود. از روزی که تکنولوژی های جدید وارد عرصه دیجیتال شده اند، آدم نمی تواند در مقابل آنها مقاومت کند. بهتر است بصورت مسالمت آمیز با آنها زندگی کند.     

     در زندگی من کنار گذاشته شدن "نوشتار" کاغذی نخستین گام برای ورود به این عرصه بود. خیلی هم طول کشید تا این نوع نوشتار را جایگزین مدل کاغذی آن کنم. پیش از این ابتدا متن را روی کاغذ می نوشتم، بعد تایپ می کردم و در سایت یا وبلاگ پست می کردم. به مرور متوجه شدم که کار اشتباهی می کنم. اگر چه نوشتن با خودکار مزایای بسیاری دارد، اما این روش واقعا" وقت گیر است. به نظرم اینجور آدم ها همان هایی هستند که توی پیج شان، توی وبلاگشان و حتی توی اس ام اس هایی که می فرستند، آدم های جذاب تری هستند.

     نوشتن زبان جدید دنیاست. اینکه چطور بنویسیم، روان و تاثیرگذار بنویسیم تا بتوانیم در این دوره زمانه با دیگران ارتباط برقرار کنیم. این نوشتن همه جا کاربرد دارد و اتفاقا" از تکنولوژی قدیم بی بهره است. شما باید در وایبر بنویسید، در وبلاگ و سایت همینطور، لازم باشد در سایت های دیگران باید کامنت بگذارید، در ایمیلتان باز هم باید بنویسید، در موبایلتان باید اس ام اس کنید و ... ما در زمانه ای زندگی می کنیم که آدم هایش حوصله روده درازی ندارند. دلشان خیلی میهمانی رفتن نمی خواهد، اعصاب جاهای شلوغ را ندارند. نهایت دلخوشی شان گوشه دنج و خلوتی است که باد کولر به آنجا بوزد و گوشی و لپ تاپشان به اینترنت پرسرعت وصل باشد، آن وقت تا صبح می نشینند و با خیال راحت و با هرکسی که دلشان بخواهد با زبان جدید حرف می زنند. می نویسند، درد دل می کنند، به اشتراک می گذارند، لایک می خورند. این سبک جدید زندگی ماست.

      همین چند روز پیش که مسافرت رفته بودیم در بازار با پدیده جالبی مواجه بودیم. این منحصر به تهران و کلانشهرها نیست، در همه جا وجود دارد. هر جوان فروشنده ای که در مغازه حضور دارد، دیگر مثل گذشته برای فروش اجناسش زبان نمی ریزد. سر آنها در گوشی هایشان گرم است که با استفاده از لاین و وایبر و واتس آپ و ... مشغول گفتمان اند. حالا جنسی بفروشند یا نه برایشان مهم نیست، مهم سرگرمی خودشان است که هم سرشان به کارشان گرم است و هم از نظر روحی تغذیه می شوند.

     کلا" وقتی تغیری رخ می دهد عده ای همیشه در برابر تغییرات مخالفند. من این شیوه را نمی پسندم. نباید با تغییرات مخالفت کرد، باید آنها را پذیرفت و از محاسن آنها در شرایط زندگی بهره برداری کرد. مخالفان تغییرات همیشه مقاومت می کنند و همیشه هم می گویند "یادش بخیر". همیشه هم توی خاطراتشان، نان 5 ریالی و ساندویچ 10 تومانی را یادآوری می کنند و شروع می کنند به نگران شدن. طوری که انگار این تغییرات مثل اژدها سر از زمین بیرون آورده و قرار است همه وجوه مثبت زندگی را ببلعد. انگار که آنها خطر را حس کرده اند و دیگران نه. فرقی هم نمی کند که مسئول باشند یا غیر مسئول. مثلا" هنوز هم مسئولانی که این تفکرات را دارند در مقابل استفاده شهروندان از ماهواره مقاومت می کنند. پدر و مادرها هم در قبال پدیده های جدید گاهی به همین دید نگاه می کنند. در میهمانی ها هر وقت موبایل دست بچه ها و جوانها ببینند، یا وقتی آنها در حال چک کردن وایبر و اس ام اس هایشان هستند، کلی به آنها ایراد می گیرند. یا وقتی در گوشه ای نشسته اند و مشغول کارشان هستند، صدایی از پذیرایی به گوش می رسد که: " این چه زندگی است که برای خودتان درست کرده اید؟" همه این نوع رفتارها و برخوردها ریشه در یک چیز دارد: "ندانستن". این یعنی اینکه اینها هنوز تغییر را نپذیرفته و با دنیای جدید کنار نیامده اند. هنوز نفهمیده اند که چرخ دنیا، دیگر مثل گذشته نمی چرخد. چنین کسانی قدیم ها را دوست دارند و برای همین وقتی جدید ها را می بینند دلشوره می گیرند. آنها دوست دارند توی این دنیایی که پیرامونش را بصورت بصری و سمعی دیده و شنیده اند حفظ کنند و با همانها زندگی کنند.

     البته بسیاری از پست های من با نگاه به قدیم نوشته شده اند. این به این معنی نیست که من در قدیم زندگی می کنم، بلکه فقط اقدام به ثبت خاطرات و بازسازی زندگی گذشته ام کرده ام. من اینطوری نوشتن را دوست دارم؛ حتی اگر در قدیم می نویسم، دوست دارم با ابزار و لوازم جدید باشد. اینجوری احساس می کنم عاقلانه تر و حساب شده تر حرف می زنم. فرقی نمی کند در وبلاگم باشم، یا در ایمیلم، یا یک پایم در وایبر و پای دیگرم در لاین. من نگران نیستم، احساس می کنم این شیوه زندگی به زودی برچیده می شود و چیزهایی جدیدی جای آن را می گیرد که همین دانسته ها مقدمه ای برای فهم سرویس های جدید خواهند بود. آنجا دیگر نمی شود مقاومت کرد. من نگران هیچ چیزی نیستم، احساس می کنم این شیوه زندگی در دنیای حال حاضر بهتر و ضروری و قابل فهم تر است.

حسین نصرتی - صدهزاران - وایبر ، لاین ...

/ 4 نظر / 31 بازدید
هاشمی

اینکه گفتید همیشه آدمهایی در برابر تغییر مقاومت میکنند خوب همیشه بوده و خواهد بود چرا که ورود فناوری در این سرزمین همیشه بدون فرهنگ لازم و با حاشیه های فراوان انجام میگیرد لذا حتیافراد مطلع هم کمی تمایل دارند مخالفتی بروز دهند هیچ چیزی در دنیا وجود ندارد که حرام (منفی)باشد مگر اینکه افراط و تفریطی در آن صورت بگیرد بخصوص در زمینه فناوری، برای مثال شبکه های اجتماعی فی النفسه چیز بدی نیستند ولی افراط و تفریط صورت گرفته در آن باعث بروز مشکلات زادی میشود که به عنوان ساده ترین نمونه ان فیلتر شدن وی چت بوده است این موضوع را در هر زمینه ای می توانید تعمیم دهید از ماهواره بگیرید تا سایتهایی که یک زمانی معتبر بودن و .......... به هر حال ما فرزند زمانه خود هستیم و بر اساس ذهنینتهای زمان خود داریم زندگی میکنیم و تغییرات جدید علیرغم جذابیتهایش کمی دیر برای هرکسی قابلیت جذب را دارند و به اصطلاح دیرهضم هستند

مهدی

احمد شاملو در مصاحبه ای، در جواب روزنامه نگاری که از سبک مدرن شاعری او انتقاد کرده بود گفته:(قریب به مضمون) من اسم این اشکال شمارا، اشکال اوس ممدی میگذارم. اوس ممد معمار، بنایی بوده در دوران قاجاریه. در روز هایی که شمس العماره تازه ساخته شده بود، در یکی از ایوان ها پنجره های بزرگ با شیشه های رنگی کار شده بود. برای اینکه همسران شاه بتوانند منظره ی شهر را از خیابان ناصر خسرو ببینند اما دیده نشوند. یک حرکت نو و کاربردی. در حالی که عادت مالوف آن زمان این بود که این شیشه ها در نورگیر زیر زمین ها به کار رود. اوس ممد در مواجهه نخستین با چنین نو آوری-شما این را بگذار در کنار حسادت حرفه ای یکی از معماران باسابقه و معروف تهران که در ساخت شمس العماره از او دعوت نشده- به دوست همراهش گفت: چه معمار های احمقی، شیشه های مخصوص زیر زمین را در آن بالای ایوان به کار برده اند! این نوع بر خورد با هر تازه ی فناورانه، من را به یاد "ایراد اوس ممدی" می اندازد! البته معتقدم که توسعه ی ارتباطات-این شیشه های رنگ به رنگ و کاربردی- بی ضرر هم نبوده. شما در نظر بگیرید، در گذشته وقتی کسی میخواست شعری منتشر کند، اول بارها و بارها چ

lمجتبی

درست گفتید که نمیشه با تغییرات مقاومت کرد. شیوه های سنتی دیگر ژاسخگو نیستند. هم زمان برند و هم بی کیفیت. موفق باشید. استفاده کردیم حسین آقا

محمدی

نگاه متفاوت و جذاب تری به مقوله قدیم و جدید انداخته اید. با تغییرات جدید نمی شود جنگید. موافقم. لایک می خورید.