کوهستان پاک و زیبا

دیروز صبح به اتفاق جمعی از دوستان برای تفریح به کوه رفته بودیم. مقصدمان تپه نورالشهداء کلک چال برای این منظور انتخاب شده بود. در آغاز ، جمع دوستان جمع بود و بگو و بخند هم چاشنی آن. پس از طی مقداری مسیر، از تعداد دوستان کاسته می شد.

          در طول مسیر افرادی را می دیدم که با انگیزه قوی و همتی عالی به رغم سن زیاد و حتی سن کم، مشغول کوهنوردی بودند؛ مشاهده این افراد انگیزه قوی به انسان می دهد، آنهم انگیزه ای سرشار از انرژی، دیدن آقایان و بانوان مسن، مشاهده کودکان، مشاهده کوهنوردانی که به صورت خانوادگی در کوهستان حضور یافته اند، دیدن طبیعت زیبا، تپه های مخملی، هوای پاک و تمیز کوهستان، گلها، سبزه ها، چشمه ها، صدای برخورد باد بر برگ درختان، آواز پرندگان، تلاش مورچگان برای یافتن غذا، و... همه و همه به انسان انرژی می دهد.

          در هر صورت هر کسی که پای در کوهستان می گذارد با انگیزه ای وارد آن می شود، تمامی آنان هر انگیزه ای که داشته باشند ، یک نکته مشترک دارند و آن نیست جز ورزش و سلامت تن و روان. جمعی برای زیارت مزار شهدای گمنام می روند، گروهی برای استفاده از طبیعت زیبای آن ، دسته ای بصورت حرفه ای کوهنوردی می کنند و... اما هر چه که باشد همه آنها ورزش می کنند و هر انسانی با دیدن آنها تحسینشان می کند.

          نکته مهمی که در طول مسیر مشاهده کردم، توجه همه کوهنوردان به مسائل زیست محیطی و عدم آلودگی کوهستان بود؛ من حتی یک پلاستیک ، یک بطری خالی آب و نوشابه، کاغذ پاره، و... در طول مسیر مشاهده نکردم، حتی در مسیر بازگشت ، برخی از جوانان را می دیدم که با کیسه های زباله باز می گردند، پیداست که فرهنگ حضور در کوهستان و توجه به سلامت مسائل زیست محیطی در کانون توجه سازمانهای دولتی ، فدراسیون کوهنوردی، و موسسات خصوصی قرار دارد و بسترسازی مناسب آنان و همکاری تحسین برانگیز مردم خوب تهران، فرهنگ توجه به مسئله زیست محیطی را نهادینه کرده است.

          دیدن زیباییها انسان را بیشتر بخدا نزدیک می کند، انسان هرچقدر که از سطح زمین فاصله می گیرد ، گویا چند قدم بخدا نزدیکتر می شود، خدا در همه حال با ماست، به ما آموخته اند که به کوهها نگاه کنید و به قدرت خدا پی ببرید، شبها به آسمان نگاه کنید و خدای را سپاس بگویید. در مسیر کلکچال یاد و خاطره شهدا نیز انسان را بیشتر به یاد خدا نزدیک تر می کند، یاد حماسه ها و رشادتهای جوانان گمنام این سرزمین ، آن هم در کوهستانی زیبا و بی صدا یاد مرگ آن هم از نوع زیبایش یعنی "شهادت" را به اذهان متبلور می سازد. اصلا این نوع مرگ همیشه بهترین بوده است، شهدا هم همیشه در اوجند، چه در این دنیا و چه در آن دنیا.

          هر چه که بود سفری کوتاه اما خاطره انگیز بود. به شما هم توصیه می کنم به کوهستان بروید و از جوانی و عمر خود در طبیعت زیبای خالق بی همتا لذت ببرید.

 

دشتهایی چه فراخ!

کوههایی چه بلند!

در گلستانه چه بوی علفی می آمد!

من در این آبادی،پی چیزی می گشتم:

پی خوابی شاید،

پی نوری،ریگی،لبخندی.

...

لب آبی

گیوه ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:

من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هشیار است!

نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.

...

در دل من چیزی است. مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم،که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت،بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است، که مرا می خواند.

/ 0 نظر / 6 بازدید