خواندن ما و خواندن پدرانمان

     در قدیم پیدا کردن یک کتاب خوب مانند یافتن کیمیا از میان سنگ خارا و یا پیدا کردن طلا از کوههای سخت و خشن بود، اما آنچه که می یافتی همانی بود که پیدا می کردی. زیاد به راه قدیم نرویم. این شرایط تا همین دو دهه پیش هم در اطراف ما وجود داشت. من در دهه 60 با اینکه در دوره دبیرستان نحصیل می کردم، اما بی نهایت به شعر و ادبیات علاقمند بودم. برای همین خیلی از اوقاتم را در کتابخانه ناب آستان قدس سپری می کردم و از کتب خوب آنجا بهره می بردم. همین پارسال بود که من کتابخانه ام را پاکسازی کردم و شاید بیش از نصف کتابهایی که دیگر برایم جذابیتی نداشتند را به دوستانم هدیه کردم. کتابهایی که برای بدست آوردن آنها هم بسیار وقت گذاشته بودم و هم بسیار هزینه کرده بودم. اما هر دوره ای از زندگی ما شرایط خاص خود را دارد و همینطور موضوع کتابها هم برای آموختن و مطالعه تغییر می کند.

     اما امروز ما در عصر فوران اطلاعات زندگی می کنیم. امروزعصر سرعت و دانایی است. کمیاب ترین کتابها را هم می توان به اشاره ای پیدا کرد و در آن غرق شد. کتاب، روزنامه ها، مجله ها و خبرنامه ها و ... ما را احاطه کرده اند و همه چیز را برای آموختن فراهم. شبکه های اجتماعی و تلفن های هوشمند دارای اندروید هم برای رشد و ارتقا و یاد گرفتن، برنامه هایی پر از اندرزهای فیلسوفانه و حکیمانه و اخلاق و وارستگی برایمان رقم زده اند. حتی اگر در سفر باشیم در صورتی که آنلاین باشیم با همین تلفن های هوشمند به سایت های مختلف و شبکه های اجتماعی همچون وایبر و لاین و واتساب سر می زنیم و پست های دوستانمان را مطالعه می کنیم و اطلاعات خوب و مفیدی به دست می آوریم.

     چند دهه پیش در خانه های ما و پدران ما قرآن کریم، دیوان حافظ و گلستان سعدی پیدا می شد. اگر اینها الان به یکباره سر از خاک بیرون آورند، انگشت به دهان می شوند و دیگر حسرت کتابهای گذشته را نمی خورند. با این حال پدران ما که در مکتب خانه های تاریک در محضر آخوندهای محلی شان در "بام" مثل مرحوم شریعتمداری، مرحوم عبادی و مرحوم حسین زاده و ... شاگردی می کردند، بیشتر از ما به حقوق دیگران توجه داشتند؛ به ویژه وقتی وارد ماه محرم می شدند، ادب و اخلاق آنها به کمال می رسید. آنها خیلی بیش از ما به حقوق دیگران توجه نشان می دادند و خیلی بیش از ما به پاکی زندگانی و به حلالی رزق و روزی شان باور داشتند.

     ما فراوان می خوانیم، فراوان ورق می زنیم، اما همین فراوانی که بیشتر به تفریح شباهت یافته، از یادمان برده است که باید کمی درنگ کنیم، کمی باید نخوانیم و تنها به آنچه خوانده ایم فکر کرده و عمل کنیم.

/ 0 نظر / 21 بازدید