صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

در حالیکه محمود احمدی نژاد بارها بر موضوع اتمام پرونده هسته ای کشورمان تاکید کرده است و در اغلب سخنان خود با اشاره به این موضوع، آن را خاتمه یافته تلقی می کند، دو نوع واکنش در این زمینه طی امروز و دیروز روی داده است که صحت این ادعا را زیر سئوال می برد.

نخستین رویداد مربوط به انتشار بیانیه سران گروه 8 در باره مسئله هسته ای ایران است که در آن تصریح شده: "ما صمیمانه آرزو داریم که ایران از این فرصت استفاده کند تا با کاربرد دیپلماسی ، راه حل مثبتی مبتنی بر گفتگو برای موضوع هسته ای پیدا شود. ایران باید برای پایان دادن به این تنشها به گفتگو با آژانس بین المللی انرژی هسته ای ادامه دهد و قطعنامه های شورای امنیت را به اجرا بگذارد. " این بیانیه مدت 3 ماه به ایران فرصت داده است تا به این درخواست پاسخ دهد و گرنه اقدامات تنبیهی در نظر گرفته می شود.

رویداد دوم مربوط به اظهارات منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان است که دیروز طی سخنانی گفته بود ایران پیشنهادهای جدیدی را برای کشورهای غربی و امریکا برای تداوم گفتگوهای هسته ای  و برون رفت از بن بست کنونی در نظر دارد.

احتمالا" متوجه شدید که می خواهم باز هم به تناقض در گفته های مسئولان کشورمان در این باب اشاره کنم، اما من چندان متعجب نمی شوم از اینکه رئیس جمهور قطعنامه های سازمان ملل را ورق پاره ای بیش نمی انگارد و مهر پایان بر پرونده هسته ای کشورمان می زند، اما این طرف تر وقتی با تهدید گروه 8 مواجه می شویم،صحبت از پیشنهاد های جدید از زبان مسئول دیپلماسی کشورمان بیرون می آید. اگر این پرونده به پایان رسیده است، دیگر چه نیازی به وقت تلف کردن و تداوم گفتگوهاست، و اگر چنین نیست پس چرا چنان سخن گفته می شود؟

البته طبیعی است که سخنان آقای احمدی نژاد که اغلب در سفرهای استانی از زبان او گفته می شد ، بیشتر برای مصرف داخلی و حفظ روحیه مردم و احتمالا" جذب آرای مردم برای حفظ کرسی ریاست جمهوری بوده است.

به هرحال این موضوع مهمترین و سخت ترین چالش دولت دهم خواهد بود، اگرچه احمدی نژاد باز هم تلاش خواهد کرد تا موضوع هسته ای را تمام شده تلقی نماید، اما سنگینی نوع تهدیدها در موضوعی ملی که طی انتخابات اخیر نوعی بی اعتمادی بر آن سایه افکنده ، پیشبرد امور را با دشواریهایی همراه خواهد کرد.

[ یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed