صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

موضوع این نوشتار نگاه جامعه شناسانه به نحوه تبلیغات در رساندن پیام به هواداران و مخاطبان در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری است. این مطلب را در حالی می نویسم که محمود احمدی نژاد مشغول سخن گفتن با مردم در شبکه اول سیماست. او هم اکنون مشغول سخن گفتن از مهرورزی، عدالت و دوستی، برادری ، حقوق شهروندی ، کرامت انسانی و روحیه انتقادپذیری و ... است و البته من متاسف می شوم از رفتارهای انتخاباتی او در یکماه گذشته. او در مجموع چهار سال گذشته از امکانات رسانه ملی بیشترین بهره را برای تبلیغ اقدامات ریز و درشت خود  و در مواردی برای پوشش نقاط ضعف خود برده است. او در چهار سال اخیر در مباحث داخلی با رویکرد تهاجمی علیه برخی شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی و متهم کردن آنها به موضوعاتی خاص، موفق به جذب بخش عمده ای از توده های فرو دست جامعه شده بود. حال پرسش این است که آیا این زمینه او در ادامه کار باز هم برای او فراهم است؟ یا شرایط پس از انتخابات و انسجام بخشی از نخبگان و روشنفکران علیه او ، اجازه قدرت نمایی به او برای پیشبرد شعارهای انتخاباتی خود را می دهد یا نه؟

نمی دانم چند درصد از مردم مشغول دیدن و گوش دادن به سخنان او هستند؛ اتفاقا" همین موضوع شاهد خوبی برای موضوع این نوشتار است، اما با رویکردی به ایام انتخابات ریاست جمهوری.

در حالیکه امکان بهره مندی محمود احمدی نژاد از رسانه ملی بصورتی علنی و قابل فهم برای عامه مردم فراهم بود، در دیگر سوی سه نامزد ریاست جمهوری از کمترین امکانی برای رساندن پیامها و بیانیه های خود بی بهره بودند. دو نامزد اصلاح طلب این دوره ، هریک از روزنامه و رسانه ای بهره می بردند، سایه سنگین حذف و سانسور بر روزنامه های این دو سنگینی می کرد. روزنامه کلمه سبز موسوی در یک اقدام توقیف و کلیه دست اندرکاران آن بازداشت و روانه زندان شدند. در شرایط عادی نیز حتی از درج بیانیه های خود در روزنامه اشان محروم می شدند. خیلی ها تصور می کردند که این دو دست به دامان رسانه های بیگانه خواهند شد؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد، آنها به شیوه نخستین تکنولوژی صوتی از بلندگوهای شیپوری و دستی استفاده کردند. یادمان نرفته است که وقتی هواداران موسوی در ورزشگاه انقلاب کرج و شهید حیدرنیای تهران گرد آمده بودند، عواملی برق این دو ورزشگاه را قطع کردند و به زعم خود اجازه سخنرانی به او را ندادند، این درست است که شاید صدای او با بلندگوی دستی حتی به 10 متر دورتر از خود نمی رسید، اما اقدامات سخیفی از این دست ، همواره تاثیرگذارتر از جریان عادی یک سخنرانی است.

سخن اینجاست که؛ اگر چه برنده اعلام شدن یک نامزد در انتخابات اخیر برای او و هوادارانش شیرین و دلچسب است، اما بازنده اعلام شدن رقیب هم بمعنی شکست او نیست. در این انتخابات که رقم مشارکت آن 40 میلیون اعلام شده است، به سبب تضارب آرا و اختلاف دیدگاههای نامزدها ، چنین توفیقی بدست آمده است و هیچگاه نباید کسی را پیروز مطلق و دیگری را بازنده مطلق بدانیم. بعبارتی ما نقطه سیاه و سفید نداریم، بلکه میان آن دو  نیز ورنگهای دیگری جود دارد. هر دوی آنان از مزایا و امکاناتی بهره می برند، هر دوی آنان بر تحولات آینده ایران تاثیرگذارند، یکی با سوار شدن بر امکاناتی که قانون در اختیار او قرار می دهد؛ اعم از امکانات دولتی و اجتماعی و رسانه ای و دیگری با استفاده از ظرفیتهایی که از جانب مردم بدست آورده است. یکی مسئولیت اداره کشور را عهده دار می شود و مسئول تحقق شعارهای دوران انتخاباتی خود ، و رقیب نیز چنین مسئولیتی در اداره کشور ندارد و در گوشه ای می نشیند و اعمال دولت را رصد می کند و انتقاد می کند و البته دولت هم اگر انتقاد پذیر خوبی باشد از این موهبت استفاده می کند و در اصلاح و افزایش کارآمدی خود می کوشد.

سخن از بهره گیری دولت از رسانه های دولتی است و اینکه چگونه این رسانه ها در عین شفافیت و بدون کمترین مانعی مشغول انتقال پیامها و سخنان رئیس دولت هستند، آیا چنین ابزاری تضمین کننده موفقیت است یا نه؟

در شرایطی که امشب محمود احمدی نژاد از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها سخن گفت، طبیعی است که محل تامین چنین اعتبار هنگفتی از درآمدهای نفتی باشد. به دلیل شرایط خاص جهانی، امروز در خبرها داشتیم که قیمت نفت به حدود 61 دلار تنزل پیدا کرده است ، با ادامه این روند ، بعید است در 4 سال پیش‌رو ، قیمت نفت پاسخگوی پرداخت وجه نقد به اقشار مختلف جامعه باشد. شاید پاسخ داده شود که این مبلغ از صندوق ذخیره ارزی برداشت خواهد شد، اما صندوق ذخیره ارزی همچون گذشته غنی نیست و از سوی دیگر تحقیق و تفحص مجلس از چگونگی پرداخت اصل و سود سهام عدالت، قطعا" دولت بعدی را دچار مشکل می کند. میر حسین موسوی در مناظرات تلویزیونی بارها بر این نکته تاکید می کرد که پرداختهای نقدی اگر حق مردم است باید بصورت قانونمند به آنان پرداخت شود ، با این وضعیت که رئیس دولت برای تبیین طرح هدفمند کردن یارانه ها از تریبون رسمی استفاده می کند ، یقینا" در درازمدت ، مردم پول‌های پرداخت شده را حق خود تلقی می کنند و تداوم پرداخت میزان قبلی، رضایت آنان را برآورده نخواهد کرد.

خبر دیگری امروز از رسانه ملی پخش می شد که طی آن عزت الله ضرغامی رئیس این رسانه در سخنانی گفته بود که صدا و سیما طی مدت برگزاری انتخابات رویکردی مبنی بر اتحاد و همدلی آحاد جامعه در پیش گرفته بود. قضاوت با مردم است ، من که چنین تصوری ندارم، بالعکس می گویم  یکی از علل بحران انتخابات عملکرد یک جانبه رسانه ملی بود، حال با توجه عملکرد 4 ساله صدا و سیما و به ویژه کارنامه آن در انتخابات اخیر، تا حد زیادی اثرگذاری رسانه ملی در تقویت دولت آینده کاهش یافته است.

بنا به این دلایل است که می گویم همیشه در دست داشتن یک رسانه پر مخاطب دلیل بر موفقیت یک دولت نیست.

اما در جبهه مقابل میرحسین موسوی، مردی که پس از سکوت بیست ساله به اندازه بیش از بیست سال در این روزها خبرساز بود، شرایطی که اکنون برای او بوجود آمده است و از کمترین رسانه ای هم بهره مند نیست، به نظر می رسد شرایط مطلوب تری داشته باشد. چه بسا او در صورت بدست آوردن کرسی ریاست جمهوری با فشارهای متعددی از جناح راست مواجه می شد و پیگیری شعارهایش را با دشواری و احیانا" با شکست مواجه می کرد. اما همین مهجوریت او و ایجاد محدودیت رسانه ای برای او ، باعث پیوند اصلاح‌طلبان مخالف او، گروههای ناراضی از اصولگرایان ،نیروهای ملی و مذهبی و حتی طیف‌هایی از اپوزیسیون را در یک جریان قدرتمند اجتماعی بروز خواهد داد که این نعمت بزرگی برای موسوی و یاران اوست.

او می تواند از این شرایط بهترین بهره برداری را برای پیشبرد شعارهای سیاسی و اجتماعی خود ببرد. البته به این راحتی هم نیست، اما محدودیت و عدم دسترسی به رسانه های رسمی و تریبون های عادی خود بخود باعث موفقیت جریانات اجتماعی در دارازمدت می شود. موسوی می تواند این جریان را برای عزت آنچه که از آن بعنوان روش و منش حضرت امام(ره) نام می برد، بهترین بهره را ببرد و این برای نظام جمهوری اسلامی نیز مفید است. نظامی که می تواند اصلاح و نو زایی را در  درون خود هضم کند.

[ چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed