صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

امروز سیزدهم رجب، سالروز ولادت مولای متقیان حضرت علی (ع) است، مردی الهی و پیشوایی بزرگ برای مردمی فراتر از عصر و دوران خود. کسی که 25 سال با هدف حفظ دستاوردهای اسلام و رای و خواست مردم، خانه نشینی اختیار کرد و هیچگاه نظر خود را مقدم بر خواستهای مردم در باب حکومت ندانست و بر همین اساس بود که در سالهای پایانی عمر شریف خود، چون مردم از او خواستند و اصرار کردند، حکومت و خلافت را بعنوان تکلیف پذیرفت. آن مرد راستین هیچگاه در طول زمامداری خود با فساد و ناحق همزیست نشد و بارها و بارها نظر و رای مردم را - به رغم اینکه از چشمه جوشان فیض الهی بهره می برد و می دانست که مردم اشتباه می کنند- بر خواست و نظر خود ترجیح نداد و به آن تمکین کرد. با گذشت بیش از 1400 سال از آن دوران، تا ابد مشی و شیوه او هیچگاه کهنه شدنی نیست و نسخه زمامداری آن بزرگوار در هر عهدی و با هر نوع ویژگی قابل اجراست.

به همین بهانه بخشهایی از فرمان حق مدارانه او به مالک اشتر را هنگامی که حکم ولایت مصر را اوتسلیم کرد، یاد آوری می کنیم:

به نام خداوند بخشاینده مهربان 

... مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانى درنده مباش که خوردنشان را غنیمت‏شمارى،زیرا آنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش. از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد و، بعمد یا خطا، لغزشهایى کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده،همانگونه که دوست دارى که خداوندنیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد.زیرا تو برتر از آنها هستى و، آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسى است‏که تو را ولایت داده است.ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده‏است.

بپرهیز از اینکه خود را در عظمت‏ با خدا برابر دارى یا در کبریا و جبروت،خودرا به او همانند سازى که خدا هر جبارى را خوار کند و هر خودکامه‏اى را پست وبی مقدار سازد.هر چه خدا بر تو فریضه کرده است،ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هرکس را که دوستش مى‏دارى،انصاف را رعایت‏نماى. که اگر نه چنین کنى،ستم کرده‏اى و هر که بر بندگان خدا ستم کند،افزون بربندگان،خدا نیز خصم او بود.و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست‏سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند.هیچ چیز چون‏ستمکارى،نعمت‏خدا را دیگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد،زیرا خدا دعاى‏ستمدیدگان را مى‏شنود و در کمین ستمکاران است.

و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنان در نزد تو،کسى باشد که‏بیش از دیگران عیبجوى مردم است.زیرا در مردم عیبهایى است و والى از هر کس‏دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهاى مردم آنچه از نظرت پنهان است،مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست،پاکیزه ساختن چیزهایى است که برتو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است،داورى کند. تا توانى‏عیبهاى دیگران را بپوشان،تا خداوند عیبهاى تو را که خواهى از رعیت مستوربماند،بپوشاند.و از مردم گره هر کینه‏اى را بگشاى و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته‏اند،به تغافل زن و گفته سخن‏چین را تصدیق مکن.زیرا سخن چین،خیانتکار است،هر چند،خود را چون‏ نیکخواهان وانماید.

و بدان،بهترین چیزى که‏حسن ظن والى را نسبت ‏به رعیتش سبب مى‏شود،نیکى کردن والى است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهایى‏که بدان ملزم نیستند. و تو باید در این باره چنان باشى که حسن ظن رعیت‏ براى توفراهم آید. زیرا حسن ظن آنان،رنج‏بسیارى را از تو دور مى‏سازد. به حسن ظن تو،کسى سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشى و به بدگمانى،آن‏ سزاوارتر که در حق او بدى کرده باشى.

سنت نیکویى را که بزرگان این امت‏ به آن عمل کرده‏اند و رعیت ‏بر آن سنت ‏به ‏نظام آمده و حالش نیکو شده است،مشکن و سنتى میاور که به سنتهاى نیکوى‏ گذشته زیان رساند،آنگاه پاداش نیک بهره کسانى شود که آن سنتهاى نیکو نهاده‏اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته‏اى.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهاى نیکویى که پیش از تو مردم برپاى داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان،فراوان  گفتگو کن، در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح مى‏آورد و آن نظم و آیین که مردم‏پیش از تو بر پاى داشته‏اند.

اگر رعیت ‏بر تو به ستمگرى گمان برد،عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه و با این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنى،خود را به عدالت پروده‏اى و با رعیت مدارا نموده‏اى. عذرى که مى‏آورى سبب مى‏شود که تو به مقصود خود رسى‏ و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روى برمتاب که خشنودى خداى در آن‏نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت ‏شود و تو را از غم و رنج‏برهاند وکشورت را امنیت ‏بخشد. ولى،پس از پیمان صلح،از دشمن برحذر باش و نیک‏برحذر باش.زیرا دشمن،چه بسا نزدیکى کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس‏دوراندیشى را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت‏پیمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خویش وفا کن و امانى را که داده‏اى، نیک،رعایت نماى.

بپرهیز از خونها و خون ریزی هاى بناحق. زیرا هیچ چیز،بیش از خونریزى بناحق،موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان،چون در روز حساب به داورى در میان مردم‏پردازد،نخستین داورى او درباره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریخته‏اند.پس‏مباد که حکومت‏خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى،زیرا ریختن چنان خونى‏نه تنها حکومت را ناتوان و سست‏سازد،بلکه آن را از میان برمى‏دارد یا به دیگران‏مى‏سپارد. اگر مرتکب قتل عمدى شوى،نه در برابر خدا معذورى،نه در برابر من،زیراقتل عمد موجب قصاص مى‏شود. اگر به خطایى دچار گشتى و کسى را کشتى یاتازیانه‏ات،یا شمشیرت،یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته،مرتکب قتلى شدى،نباید گردنکشى و غرور قدرت تومانع آید که خونبهاى مقتول را به خانواده‏اش بپردازى.

از خودپسندى و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت ‏شده و نیز از دلبستگى به‏ ستایش و چرب‏زبانیهاى دیگران،پرهیز کن،زیرا یکى از بهترین فرصتهاى شیطان‏است ‏براى تاختن تا کردارهاى نیکوى نیکوکاران را نابود سازد. زنهار از اینکه به‏احسان خود بر رعیت منت گذارى، یا آنچه براى آنها کرده‏اى،بزرگش شمارى یا وعده‏دهى و خلاف آن کنى.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار،نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده،سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.

[ دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed