صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

    ضرب المثل معروفی است که تشکر از خالق یک روزی، سبب افزایش آن روزی می شود. در اطراف ما موارد بی شماری یافت می شود که با ظهور تکنولوزی و افزایش امکانات رفاهی،به پیشینه موضوعات کم توجهی می شود. برای شناخت موضوعی،توجه به اصل و ریشه آن ضروری است؛ اینکه سر منشاء بروز نوعی از رفتارهای اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و اجتماعی و ... چه بوده است برای متولیان و سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان اهمیت فراوان دارد.

    برای اینکه بدانیم امنیت امروز ما چگونه به دست آمده است،باید بدانیم که چه کسانی برای آن زحمت کشیده اند و خون دلها خورده اند. برای آنکه فرزندان ما متوجه بشوند که رفاه نسبی امروز آنان،افزایش دانش و آگاهی آنان، ارتقای تحصیلات آنان، خدمات مطلوبی که اکنون از آن بهره مندند، و... دهها موضوع دیگر که می توان در جلو این سطر ردیف کرد ، چگونه بدستشان رسیده است، ضرورت دارد که به دهه های گذشته بپردازیم و یادآوری کنیم که همه اینها ساده بدست نیامده اند،باید بازگو کنیم تا قدر و قیمت آن را بدانند، و اگر چنین کنیم آنان می آموزند که چگونه از مواهب موجود استفاده کنند، اگر خالقان و پدید آورندگان را به عنوان الگو معرفی کنیم،خود متوجه می شوند که از نعمات موجود چگونه استفاده کنند.

     امسال به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف معرفی شده است؛دولتمردان ما ضمن معرفی الگوی مصرف باید به پیشینه مواردی که مشمول رعایت الگوی مصرف است اشارات صحیحی داشته باشند. باید به مردم توضیح دهیم که رعایت الگوی مصرف شامل موضوعات بی شماری است؛پیش از همه می بایست دولتمردان ما از خود آغاز کنند. روسای سازمانها و مراکز دولتی در نحوه مصرف انرژی، جایگزینی روشهای مطلوب بجای روشهای کهنه و منسوخ در سیستم اداری،آموزشی و خدماتی و دهها موضوع دیگر تلاش کنند. حال که سال نو آغاز شده است، شیوه زندگی مان نیز باید نو شود، نو نه به مفهوم تجملاتی کردن و استفاده از کالاهای لوکس؛بلکه استفاده صحیح از آن چیزی که در اطراف ماست.

    مشاهده می شود که در برخی از ادارات و سازمانهای دولتی، صرفا برای اینکه نشان داده شود که کارمندان، مسئولان و کارشناسان آنان به تجهیزات روز مجهز شده اند با بخشی از بودجه خود تجهیزات جدیدی را جایگزین تجهیزات پیشین می کنند؛ بدون آنکه نیاز سنجی اصولی و صحیحی از خدمات خود داشته باشند. از میز و صندلی و فایل گرفته تا سیستم رایانه ای و تلفن و فکس و چاپگر و زیراکس و... تعویض اینها در حالی است که در بیشتر مواقع هیچ نیازی به تعویض آنها نیست، حجم گردش کار یک اداره بخصوصی آنقدر زیاد نیست که تجهیزات اداری آن در هر سال تعویض بشوند!

    با ورود تکنولوژیهای نوین،نیاز به حضور نیروی انسانی در برخی ار ادارات و سازمانها کاهش یافته است، با بررسی و نیاز سنجی می شود از این نیروها در جای دیگری برای سربلندی کشورمان استفاده کرد؛یا حتی اگر نیاز کمتری داریم نسبت به بازنشسته کردن پیش از موعدشان اقدام کنیم.

    در ادارات، نهادها و سازمانهای دولتی از برق،آب،تلفن،کاغذ،تجهیزات اداری و وقت آنان استفاده مطلوبی نمی شود، به عبارت مطلوب تر اسراف صورت می گیرد، برای ارائه الگوی مصرف،مسئولان ارشد این سازمانها باید تلاش کنند و اگر چنین کردیم؛آنگاه مردم قدرشناس ما نیز در شیوه زندگی و نحوه مصرف خود الگو خواهند گرفت.  

    نکته مهم دیگر آنکه گرایشهای سیاسی بر امور ریز و درشت ما سایه سنگینی انداخته است، بجاست اگر در این بخش از جامعه نیز الگوی مصرف را در نظر داشته باشیم. مرسوم است که با روی کار آمدن یک نوع گرایش سیاسی و بدست گرفتن قدرت، تلاش برای تغییر و جابجایی مدیران برجای مانده از گرایش سیاسی گذشته و رقیب صورت می گیرد، جا دارد ما از متولیان و سیاستگزاران ارشد نظام بخواهیم که برای خادمان و دلسوزانی که برای سربلندی و عزت مردم این سرزمین تلاش می کنند،فکری بکنند و تاریخ انقضایی در نظر نگیرند و چنانچه مشاهده می کنیم افرادی دلسوزانه و مشفقانه منشاء خدمات ارزشمندی هستند،تاب تحمل داشته باشیم و اجازه دهیم کماکان تلاش کنند؛چرا که برای به ثمر نشستن میوه ای بر شاخساری ، باغبانی سالها شب و روز تلاش کرده است. برای اینکه فردی مدیری شود،هزینه زیادی صرف می شود،هزینه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی. این جفا در حق مردم است بصرف اینکه گرایش سیاسی او با گرایش سیاسی حاکم در تضاد است، آنها را به گوشه عزلت برانیم و مردم و جامعه ونظام را از خدمات آنان بی بهره کنیم.

 

[ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢٦ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed