صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

آنچه در دو سه هفته اخیر در خیابان های تهران و دیگر شهرهای کشورمان روی داد، یک بار دیگر دشواری و حتی غیرممکن بودن پیش بینی اوضاع کشور را به اثبات رساند. این رویدادها را به آسانی می توان پیروزی بزرگی برای مردم ایران دانست که تا همین چندی پیش قابل تصور و انتظار نبود. هر چند که پیروزی در صحنه سیاست برخلاف پیروزیهای دیگر، نیازمند استمرار و تداوم و دست یافتن به نتیجه ملموس و مشخص است.

ابهام در نتایج انتخابات سبب شده است تا برخی از کشورهای منطقه پیرامون به رسمیت شناختن محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران باز هم صبر کنند.  کارشناسان ادامه اعتراضات را دلیل و انگیزه اصلی دیرکرد در ارسال پیام تبریک از سوی رهبران کشورهای جهان تحلیل می‌کنند. کشورهای منطقه و جهان نگران آسیب‌پذیری نظام در کشورمان نیستند و به دنبال تجدید نظر هم در روابط خود نیستند ؛ چنانکه دیروز وزیر خارجه انگلستان در تماس تلفنی با وزیر خارجه کشورمان ، موضوع انتخابات را یک امر داخلی توصیف کرد.

مسلما" مسائلی که در داخل کشورمان می گذرد، توجه کشورهای منطقه ای و فرامنظقه ای را بخود جلب کرده است ؛ چرا که نتایج آن برای شکل گیری وقایع سیاسی و اقتصادی کشورمان در آینده نزیک تاثیرگذار است. اگر فضای سیاسی کشورمان وارد یک دوران بی ثبات و بحرانی شود، مسلما" کشورهای منطقه به آینده سیاسی ایران با تردید نگاه خواهند کرد.

تا زمانی که آینده سیاسی ایران معلوم نشود، هیچ کشوری حاضر نخواهد بود بصورت جدی در امضای قراردادهای درازمدت رغبتی از خود نشان دهد و حتی بسیاری از این کشورها از روابط گسترده با ایران کنار خواهند کشید. دولت در موضوع پرونده هسته ای کشورمان در موضع ضعف قرار خواهد گرفت، در بخث شفافیت رژیم حقوقی دریای خزر، قدرت چانه زنی را از دست خواهد داد، در استفاده از میدان گازی مشترک با کشورهای حاشیه خلیج فارس دچار خساراتی خواهد شد. عدم استقبال شرکتهای نفتی و گازی برای شرکت در مناقصات هم ناشی از همین فضای ملتهب سیاسی خواهد بود. موضع دولت در بحث رابطه با امریکا که تا پیش از انتخابات در موضع برتری قرار داشت، دچار ضعف خواهد شد. این التهابات بی تردید میزان اثرگذاری ما در مسائل عراق ، افغانستان، لبنان و فلسطین را بمیزان قابل توجهی کاهش خواهد داد. در بحث گسترش روابط با کشورهای همسایه دچار مشکل خواهیم شد. سازمانهای بزرگ بین المللی در شریک کردن ایران به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای دچار تردید خواهند شد. جایگاهمان در جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی تضعیف خواهد شد و... دهها موضوع دیگر.

همه اینها از یک مسئله ساده آغاز شد. آنجایی که محمود احمدی نژاد در مناظره با میرحسین موسوی موضوع حمایت هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی را پیش کشید و به دولتهای خاتمی ، هاشمی و موسوی تاخت و پس از آن کسی هم نتوانست جلو او را بگیرد و بارها بارها در سخنرانیهای خود بر همین موضوع تاکید کرد. پس از انتخابات و در حالیکه هنوز شورای نگهبان مشغول بررسی موضوع بود ، او در جشن پیروزی خود ، مردم حاضر در همایش را مردم واقعی توصیف کرد و در مقابل از واژه خس و خاشاک برای بخش دیگری از مردم (بخوانید هواداران موسوی) استفاده کرد. به رنگ سبز آنان حمله کرد و هواداران رقیب را تحریک. صدا و سیما هم پوشش گسترده ای به این موضوعات نشان داد و کشور در بحران فرو رفت، صحنه ها ی جان باختن هموطنانمان به سوژه روز رسانه ها ی خارجی تبدیل شد و مسئولان غافل بر طبل پیروزی کوبیدند و بر اشتباهات خود اصرار.

اکنون که بخود آمده اند و فضا را علیه خود می بینند ، اقدام به زدودن زوایای منفی این بحران کرده اند؛ فرمانده بسیج کشوراعلام می کند که "افرادی در جریان اغتشاشات و آشوبها برای انجام خرابکاری لباس بسیج پوشیده اند. آنها با اقدامات زشت و ناشایست بدنبال خراب کردن وجهه بسیج بوده اند". صدا و سیما صحنه ها ی مرگ ندا را پخش می کند و رسانه های حامی دولت خبرنگار بی بی سی را قاتل معرفی می کنند و استدلال می کنند که کیفیت تصاویر نشان از دستهای پشت پرده این قتل دارد. باز هم رسانه ملی منافقین را در حوادث اخیر و اغتشاشات خیابانی مقصر می داند و... دهها موضوع دیگر.

مسئولان کشور بخوبی می دانند که هدف از تولید و پخش این گزارشها چیست؟ افکار عمومی هم می دانند که هدف چیست؟ دلسوزان نظام بارها و بارها هشدار دادند که نباید از بسیج بعنوان ابزار سیاستمداران استفاده کرد، گوش شنوایی وجود نداشت و این است که آسیب جدی به وجهه بسیج وارد می شود. حتی اگر هزاران ساعت گزارش تولید و از تلویزیون پخش شود ، اعتماد مردم به این گروه شبه نظامی که باید در خدمت اهداف انقلاب باشد، باز نخواهد گشت. افکار عمومی در باره مرگ ندا آقا سلطانی داوری کردند. برای افکار عمومی سوال است که بدانند منافقین در خیابانهای تهران چه می کنند و چرا با وجود اطلاع دستگاههای امنیتی، آنان پیش از بحران شناسایی نشده و برخورد لازم هم صورت نگرفته است؟

متاسفانه سازندگان بحران بر اشتباهات خود پافشاری می کنند و با امنیتی کردن فضای موجود، دست از بازداشتهای مخالفان خود بر نمی دارند. همه این مباحث بر سیاست خارجی ما تاثیرات سوئی بر جای گذاشته است ، خسارات سنگینی هم از این موضوع به کلیت نظام وارد شده است که امیدواریم این فضا بزودی با خیر وصلاح به پایان برسد.  

[ چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed