صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

همانطوری که پیش بینی می شد بالاخره شورای نگهبان، صحت انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را تایید کرد و طی آن محمود احمدی نژاد به عنوان دهمین رئیس جمهور کشورمان معرفی شد. انتخاباتی که در فضایی مبهم برگزار شد و سه نامزدی که طبق اعلام رسمی نتوانسته بودند آراء لازمی را کسب نمایند ، همراه با هواداران خود به نتیجه انتخابات اعتراض کردند. در حالیکه بحث مهندس موسوی بر سر باز شماری آراء نبود و او بر شرایط قبل، حین و بعد از انتخابات معترض بود، شورای نگهبان برای پاسخ به معترضان، موضوع بازشماری 10 درصد آراء را در دستور کار قرار داد و البته این خواسته معترضان نبود. آنان خواهان ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات جدید بودند. به نظر می رسد حداقل دو نامزد اصلاح طلب این رای را نخواهند پذیرفت و به یک بن بست حقوقی خواهیم رسید که احتمال بروز ناآرامی در کشور وجود خواهد داشت.

با اعلام نتیجه نهایی ، از نظر حقوقی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تایید شده است، اما در عرف جاری عدم تبریک رقبا به رئیس جمهور منتخب ، دشواریهایی را در داخل کشور برای او پدید می آورد. دولتی که تشکیل خواهد شد ، علاوه بر عدم وجود چنین مشروعیتی در داخل، در خارج از کشورمان هم با مشکلاتی مواجه خواهد شد که طی آن رئیس جمهور و مسئولان اجرایی کشور از استیفای حقوق ملت باز می مانند. از مجموع  181 کشور عضو سازمان ملل،  کمتر از 20 کشور پیام تبریک به محمود احمدی نژاد ارسال کرده اند.

سخن از قانون اساسی و شورای نگهبان است. جایگاه شورای نگهبان در قانون اساسی جمهوری اسلامی، جایگاه والایی است و انتظار بحق از این شورا آن بود که در تصمیم گیریهای خود مطابق قانون عمل کند و گرایشهای سیاسی خود را در آن دخالت ندهد و بشکلی بی طرفانه تصمیم نهایی را بگیرد. متاسفانه قبل از برگزاری انتخابات، تعدادی از اعاظم این شورا، این بی طرفی را نقض کردند و جانبداری خود را بصورت علنی از محمود احمدی نژاد اعلام کردند، بنابراین آیا می توان باز هم به بی طرفی این نهاد قدرتمند در کشورمان اعتماد کرد؟ آحاد کسانی که در انتخابات دهم شرکت کردند، داوران خوبی هستند و متاسفانه این شورا نتوانست افکار عمومی را اقناع کند. بحث بر سر اقناع افکار عمومی است و نه یک نامزد خاص و یا نامزدهای خاص. به نظر می رسد برخی از اعضای شورای نگهبان بجای اقناع افکار عمومی و حل این مسئله ، در صدد پاک کردن صورت مسئله هستند ؛ چنانکه آیت الله یزدی در 31 خرداد ماه جاری اظهار داشت:مگر نظام موظف است که موسوی را قانع کند؟ در پاسخ باید گفت،خیر شما موظف به اقناع نامزدها نیستید، بلکه موظف به اعتماد سلب شده مردم هستید.

به هر حال از پی آن همه خشونتی که طی روزهای گذشته ایجاد شده بود، یاس و انفعال بر بخشی از مردم( همان 15 میلیون) چیره خواهد شد. اگر تصور شود که عدم پاسخ و رفع شبهه از ذهن این بخش از جامعه و خاموش کردن صدای اعتراض آنانی که در طلب احقاق حقوق قانونی خود بودند و در پاسخ آنان بر بی و عیب و نقص بودن انتخابات اصرار شد، و اینکه چنین رفتارهایی می تواند شرایط را آرام کند، در اشتباهند.

اگر اعلام این پیروزی برای برگزار کنندگان انتخابات یک پیروزی سیاسی به شمار می رود، صد البته برای میلیونها مردمی که برای رفع شبهه و زدودن ابهامها به خیابانها ریختند یک پیروزی بزرگ اخلاقی است و برای رقیب نیز یک شکست اخلاقی تلقی می شود. یقینا" نباید چشمها را بست و از دیدن احساسات و عواطف درازمدت این شکست اخلاقی غافل شد.

از نظر من میرحسین موسوی در این انتخابات شکست نخورد ، او پس از سکوتی بیست ساله ، شاید بیش از  آن 20 سال تلاش و کوشش کرد و برای ملت ایران پیام آور شد. او به چهره ای محبوب میان هواداران خود تبدیل شد. او میراث حضرت امام(ره) را حفظ کرد و هیچ خرده ای بر او نمی توان گرفت ؛ صحبت در نام و شخصیتی است که خاطره دوران دهه 60 و آن حمایتهای امام راحل (ره) را با خود دارد که مخالفان وی در آن زمان با طرح حکم مولوی و ارشادی ، عملا" با همان امام مخالفت کردند. اکنون نیز مخالفت و اتهام زنندگان بر موسوی به نوعی مخالفت با آن دوران را در دل خود دارند. مسئولان کشورمان هم باید بدانند که میرحسین موسوی کسی نیست که تهمت های ناروا به او بچسبد و او را از خدمت خالصانه به ملت و نظام برخواسته از خون شهیدان ، محروم سازد.

بی شک او در کمتر از یک ماه مبدل به یکی از  تاثیر گذارترین چهره های سیاسی ایران شد و در آینده از او بیشتر خواهیم شنید و تاریخ جمهوری اسلامی نیز اکنون به پایمردی او ، همانند دهه 60 ، در زمان حال حاضر هم که آماج شدیدترین تخریبها ، با دست و پایی بسته واقع شده است ، افتخار خواهد کرد.

همچنانکه همه می دانند در این دوره ، رقیب و طرفداران او از  تمامی امکاناتی که او می توانست از آنها بعنوان ابزاری برای پیروزی بهره ببرد، دریغ کردند و عملا" تماس او را با مردم قطع کردند. شب انتخابات سیستم پیام کوتاه را مختل کردند، نیروهای امنیتی بحال آماده باش درآمدند، به ستادش حمله و اعضای ستاد مرکزی او بازداشت شدند، به دغدغه های او که بصورت مکتوب به شورای نگهبان ارسال شده بود، ترتیب اثری داده نشد و بجای آن رسانه ها ی حامی دولت مدام او را به قانون ارجاع دادند، به درخواستهای او به استناد اصل 27 قانون اساسی برای راهپیمایی مسالمت آمیز توجهی صورت نگرفت ، روزنامه او را توقیف کردند، سایتهای اطلاع رسانی طرفدار او را مسدود کردند، افراد شاخص طرفدار او را بازداشت کردند، صدا و سیما هم به تحریک احساسات هواداران موسوی پرداخت، معترضان را اغتشاشگر نامید، صدا و سیما با نمایش مستند هایی از دهه 60 معترضان آرام این بحران را با منافقین مقایسه کرد ، ناخواسته و با ارائه نشانه هایی  و بصورتی ناجوانمردانه او  را با بنی صدر مقایسه کرد و ...

تنها می توان گفت خدا قوت مهندس و خدا نگهدارت باد.

 

صدهزاران سبز پوش از غم بسوخت

تا که آدم را چراغی برفروخت

 

 

[ سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed