صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

پس از ایراد اتهاماتی که از سوی محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی با میر حسین موسوی به اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام وارد شد، فردای آن روز هواداران محمود احمدی نژاد با بسیج اقشار فرودست جامعه به دنبال دو هدف بودند؛ هدف نخست آنان پیروزی نامزد خود در انتخابات از طریق تخریب هاشمی رفسنجانی و انتساب حمایت او از میرحسین موسوی بود تا بوسیله آن به مقصود اصلی خود که همان پیروزی بر رقیب و حفظ کرسی ریاست جمهوری بود برسند.

هدف دوم آنان نیز ایجاد بدبینی در بین عامه مردم و تحریک احساسات و عواطف آنان و در نهایت حذف جریان هاشمی از بدنه قدرت و هیات حاکمه نظام بود. البته آنها فراموش کرده بودند که هاشمی، هاشمی است و چنگ انداختن بر صورت او ، باعث تنزل منزلت او نمی شود و اگر هم اندک توفیقی بدست آورند ، او در کوتاه ترین زمان ممکن ، قادر به بازسازی وجهه خود می باشد. نمونه آن انتخابات مجلس هفتم و انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود که گروه و جناحی بر حیثیت او تاختند، اما او در مدت کوتاهی رای نخست استان تهران برای مجلس خبرگان رهبری را بدست آورد.

متأسفانه در جریان انتخابات ، جناح حاکم از افراد ریز و درشت ، حتی مداحان هیات ها نیز با هدف قرار دادن چهره‌ موجه هاشمی ، سعی در جمع‌آوری آراء برای نامزد خود کردند. آنان بی انصافی و پرده دری را به جایی رساندند که هاشمی را با طلحه و زبیر مقایسه کردند و سعی کردند این گونه وانمود کنند که میزان در جمهوری اسلامی حال افراد است؛ اگرچه این سخن، سخن بسیار صحیح و بجایی است، اما اکتفا به این سخن و نادیده گرفتن سوابق انقلابی او و مسئولیتهای اجرایی آنان یعنی زیر پا گذاشتن  میراث نیک گذشتگان. علاوه بر آن چه کسی مسئول تشخیص حال فعلی و پیشین افراد است؟ طرفداران یک گروه خاص؟ اقشار مختلف مردم؟ اشخاص قدرتمند؟ صاحب منصبان؟ و...

در حالیکه موج تخریب هاشمی رفسنجانی به لایه های جامعه منتقل شده بود ، محمود احمدی نژاد با سوار شدن بر این موج و تهییج هواداران و مردم عادی و حمایت بی و چون و چرای صدا و سیما و قدرتهای پشت پرده ، توانست دست به تخریب رقیب قدرتمند خود بزند، همه اینها باعث نشد تا از اقبال مردم به میرحسین موسوی کم شود، بلکه اقبال به او بیشتر و بیشتر هم شد، موج سبز او همه ایران را در نوردیده بود و به تمامی لایه های جامعه رسوخ کرده بود.

به یاد داریم که سخنان محمود احمدی نژاد علیه هاشمی رفسنجانی در مناظره با میرحسین موسوی باعث شد تا رئیس مجلس خبرگان رهبری نامه ای خطاب به رهبری انقلاب بنویسند و دغدغه های خود را درباره مسائل کشور بیان نمایند. اما نامه هاشمی باعث نشد تا حامیان دولت دست از تخریب  علیه وی بردارند و آنها همچون دوره پیشین انتخابات ، با تمام توان او را تخریب کردند و وی را صحنه گردان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردند. دلخوری های هاشمی رفسنجانی از این مسائل باعث شد تا وی در برابر حملات پی در پی مخالفان خود و ناآرامی های اخیر در کشور سکوت اختیار کند و حتی به بازداشت برخی از اعضای خانواده او دست زدند.

اکنون پس از برگزاری مبهم انتخابات و بحرانی که ناشی از آن بوجود آمده ، جناح حاکم پی به اشتباه خود برده است و به دنبال استمداد از مرد قدرتمند شماره 2 ایران بر آمده است، تا او با استفاده از نفوذ خود، بر بحران بوجود آمده فائق آید. همه می دانند که هاشمی رفسنجانی در مواقعی که بحرانهای سهمگینی انقلاب اسلامی را تهدید می کرده ، بعنوان ستونی مستحکم و معتمدی امین، نقش مهمی در غلبه بر بحرانها بازی کرده است. ظاهرا" حاکمان کنونی نیز به این نتیجه رسیده اند که تجربه بالای او در مدیریت بحرانها ، اکنون نیز می تواند به کمک حل آن بیاید، بحرانی که نقطه آغاز آن با رئیس دولت حاکم کلید خورد و کسی نمی داند که آیا پایان آن نیز به دستان خود او با خیر و خوشی به پایان خواهد رسید؟

حال عده ای به دنبال تلطیف شرایط موجود برآمده اند تا از نفوذ این مرد قدرتمند برای عبور از این بحران بهره گیرند؛ بخصوص پس از آنکه رهبر انقلاب در نماز جمعه پیشین تهران ،بار دیگر بر عظمت شخصیت هاشمی رفسنجانی تأکید کردند و از اظهار نظرهای صریح و خلاف تقوای برخی، اظهار ناخشنودی نمودند. جملاتی همچون "هاشمی از اموالش صرف مبارزات و انقلاب کرده است " ، " او بارها تا مرز شهادت پیش رفته است "، باعث سرشکستگی منتقدان شد.

جایگاه مطلوب هاشمی در هیات حاکمه کشورمان ، طی چند روز گذشته اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم را ترغیب به رایزنی با هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری و کاندیداهای ریاست جمهوری کرد تا بتوانند با تدوین گزارشی ، امکان برون رفت از این بحران را فراهم نمایند. اعضای کمیسیون به دیدار هاشمی رفسنجانی شتافتند، تا ضمن چاره جویی از ایشان ، درخواست نقش محوری تری را در حل مسائل فعلی کشور کنند.

حال پرسش این است که آیا هاشمی رفسنجانی با آن حجم تخریب گسترده و سنگینی که محمود احمدی نژاد و طرفداران او در یکماه گذشته علیه او و خانواده اش به راه انداختند، وارد این بازی خواهد شد و از نفوذ خود بهره خواهد گرفت؟

پاسخ این است که با توجه به تجربیات پیشین، هاشمی همیشه منافع نظام را بر منافع فردی ترجیح داده است، او از سال 1336 تمام جان و مال خود را فدای مبارزه کرده است و به نظرم باز هم به کمک نظام خواهد آمد و نقش مهمتری را هم ایفا خواهد کرد، حال ممکن است این نقش در ظاهر باشد یا در باطن و بصورت پنهانی. آنچه که مسلم است امثال آنها ذخیره های انقلابند و در یک کلام هاشمی هاشمی است، چه بخواهیم و چه نخواهیم او یکی از ستونهای خیمه این نظام است.

در مراسم جشنی که ستاد احمدی نژاد در میدان ولیعصر تهران برگزار کرده بود، او در سخنانی انتخابات را به مسابقه فوتبال تشبیه کرد که در آن برد و باخت وجود دارد. من هم از این مثال استفاده می کنم و در تکمیل این مسابقه فوتبال ، هاشمی را بعنوان ذخیره طلایی که در دقایق پایانی بازی وارد زمین فوتبال می شود تلقی می کنم ، که با آمدن او سرنوشت مسابقه تغییر می کند. شاید هم او از هم اکنون وارد این بازی شده است و تماشاچیان او را نمی بینند. به هر حال در روزهای آینده این موضوع مشخص خواهد شد.

[ دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed