صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

            این روزها به جهت حاکمیت تکصدایی، بر برخی از یاران امام(ره) جفایی صورت می گیرد که برخی ناآگاهانه و برخی هم از روی عصبیت بر افتاده ای پای می کوبند. روزگاری که او در صدر مدیریت اجرایی کشور قرار داشت، با درایت و حمایت بنیانگذار جمهوری اسلامی ، کشتی طوفان زده انقلاب نوپای اسلامی را به سلامتی از گرداب های سهمگین عبور داد و هم او امروز به بی قانونی و دهها صفت ناپسند دیگری متهم می شود. خیلی از کسانی که او را مورد هتک حرمت قرار می دهند، از سوابق درخشان او چیزی به یاد ندارند یا اگر هم می دانند چون او متعلق به اردوگاه آنان نیست ، بر او خرده می گیرند و او را متهم می کنند. اگر نبود این سوابق درخشان و نام نیک او، و اگر کس دیگری در جایگاه کنونی او بود ، مطمئن باشید که برخوردها بگونه دیگری می بود.

           اکنون او هر روز آماج اهانتهایی واقع می شود که هیچگاه اجازه دفاع به او داده نمی شود. رسانه ملی در اختیار او نیست و هر روز مطالبی علیه او می گویند که هر انسان منصفی متاسف و آزرده می شود. امروز رسانه ملی یک سویه، او و هوادارانش را مورد حمله و عتاب قرار می دهد و  همین رسانه از دیگر سوی بذر وحدت و همدلی بر جامعه می پاشد! این رسانه با وجود اعلام آمادگی او که بنا بر آمارهای رسمی بیش از سیزده میلیون رأی آورده است ، لجبازی می کند و اجازه حضور در برنامه‌های رادیو و تلویزیونی را به او نمی‌دهد. امام جمعه موقت دیروز تهران بگونه ای سخن می گوید که گویا او باعث و بانی این هرج و مرج است. رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس اظهار می دارد که شرایط لازم برای تعقیب قضایی موسوی مهیاست. دیگری او را متهم به اقدام علیه امنیت ملی و تشویق مردم به اغتشاش و آشوب می‌کند. یکی می گوید او دیگر هیچ التزامی به انقلاب و نظام ندارد، دومی او را متهم به بی قانونی می کند، آن دیگر او را رهبر انقلاب مخملین برمی شمارد ، آن طرف تر دیگری او را رهبر اپوزسیون می داند، کمی این طرف تر یکی او را آلت دست امریکا و انگلیس توصیف می کند و ... آیا اینها جفا در حق یکی از یاران امام نیست؟  آن هم کسی که هیچ رسانه ای در اختیار ندارد تا مستقیم با مردم سخن بگوید و مسائل جاری کشور را از زبان خود شفاف سازی کند.

سایت او را هک می کنند، روزنامه اش را توقیف، همراهان و همکارانش را بازداشت، فضا را هم امنیتی می کنند، هوادارانش را اراذل و اوباش لقب می دهند. مجمع روحانیون مبارز به عنوان ریشه دارترین تشکل سیاسی وقتی بیانیه ای می دهد و از نحوه اطلاع رسانی یکسویه صدا و سیما، نحوه برخورد با معترضان انتخابات، راهکاری عملی برای برون رفت از بحران اتخابات ارائه می دهد ، خبرگزاری دولتی فارس این مجمع را ضد انقلابهایی همچون رجوی ، فرح پهلوی، ریگی، بنی صدر، رضا پهلوی و در یک کلام هم آوا با دولتمردان صهیونیست خطاب می کند و مسئولیت آشوبها و اغتشاشات و تجمعات خیابانی را بر عهده این تشکل سیاسی به جرم اینکه از مهندس موسوی حمایت کرده است، می گذارد.

در یادداشتهای گذشته گفتیم که برای بخشی از مردم شبهه تقلب در انتخابات بوجود آمده است، مسئولان باید بدنبال این سوء تفاهم باشند ، آیا صحیح است به آنان اتهام اراذل و اوباش و آشوبگر و اغتشاشگر نسبت دهیم؟ به گفته علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی "آنان به درست یا غلط احساس می کنند حق شان یا رای شان ضایع شده است و اتفاقا کم هم نیستند"، آیا رواست که طرفداران و رای دهندگان این نامزد را زمینه سازان انقلاب رنگی برای اصلاحات آمریکایی توصیف کنیم؟ هوادارانی که از قضا در میانشان هم آدمهای حزب اللهی و مومن و مسلمان و انقلابی هست و  هم ایثارگر و نماینده مجلس و افراد لشگری و کشوری.

آنها مدعی اند که راه قانون برای احقاق حقوق باز است. البته درست است و اتفاقا" سخن زیبایی است؛ مقام معظم رهبری هم در خطبه های پیشین نماز جمعه ،به حق بر همین موضوع تاکید کردند ؛ اما پرسش این است که آیا قانون فقط برای همین نامزد است و آیا تمام جوانب قانون بصورت کامل و شفاف برای او اعمال شده است؟  او تمام سعی خود را کرد تا از تمام راهکارهای قانونی بهره‌ گیرد و البته تن به رفتارهای غیرقانونی ندهد. مگر او برای احقاق حقوق هوادارانش از تمام راهکارهای قانونی بهره‌ نگرفت؟ مگر او با طرح شکایت به شورای نگهبان از تمام ظرفیت‌های قانونی در قانون اساسی استفاده نکرد؟ مگر او حامیان معترض خود را به رعایت اصل 27 قانون اساسی یعنی حق برگزاری تجمع‌های مسالمت‌آمیز فرانخواند؟ آیا در خواست های بحق او  برای دسترسی به آمار های لازم از سوی دولت پاسخ داده شد؟ اصلا" از او بگذریم ، درخواست محسن رضایی که خود از جریان اصولگراست ، به کجا انجامید؟

             باید با احترام به قانون و پایبندی به آن برای تمام طرفها – و نه برای معدود افرادی- از امنیتی شدن فضای کشور و تک صدایی جلوگیری کرد و چالش و بحران بوجود آمده را به فرصت تبدیل کرد و از ادامه اتهام زنی به یاران و وفاداران نظام جلو گیری کرد، اگر نسل امروز قدر و قیمت آنان را ندانند، آیندگان نیز قدر و قیمت حاکمان کنونی را نخواهند دانست. باید از کلی گویی و آسمان و ریسمان بافتن و فریب افکار عمومی دست برداشت و اکنون که فضا را به شدت علیه او تهییج کرده اند، حداقل اجازه دهند به ادعاهای او رسیدگی شود و از نجابت او سوء استفاده نکنند. البته به ادعای آگاهان سیاسی اندک شفافیتی از سوی وزارت کشور در ابتدای این موضوع و عدم تنگ نظری صدا و سیما و سعه صدر بیشتر شورای نگهبان به آرامش فضای کشور کمک شایانی می کرد و می توانست از پیچیده شدن اوضاع جلو گیری نماید. هنوز هم دیر نشده است و فرصت باقی است.

[ شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed