صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

    هفته نخست تعطیلات نوروزی امسال را به یکی از روستاهای زیبای استان خراسان شمالی رفته بودم. چند روزی در این منطقه زیبا اقامت داشتم،یکی از دوستان قدیمی ام که علاوه بر شغل شریف معلمی،عضو شورای حل اختلاف این روستا نیز هست را ملاقات کردم و از وضعیت کاری اش پرسیدم. او اظهار می داشت که پرونده های مختلفی و متنوعی برای رسیدگی در شورا وجود دارد. او که در همان موقع ؛ یعنی چهارم فروردین از محل کار خود در شورا برمی گشت، می گفت که امروز کار رسیدگی به ترخیص بیش از بیست دستگاه موتورسیکلت که از سوی پاسگاه نیروی انتظامی روستا توقیف شده بودند را انجام می دادیم.

    او نظر مرا در این خصوص جویا شد ، من در پاسخ گفتم ما اساسا یاد گرفته ایم که به معلول بپردازیم و از علت پدیده ها غافل شویم. اینکه شورای حل اختلاف وجود داشته باشد ، فی نفسه موضوع بسیار مهم و حیاتی است ؛ لیکن ورود آن به برخی از مسائل باعث وهن آن می شود، نمونه اش همین رسیدگی به توقیف موتورسیکلت هاست. اگر این موضوع در همان مراکز نیروی انتظامی حل و فصل شود،آثار بهتری از خود بجای می گذارد.

    شورای حل اختلاف بازوی اجرایی قوه قضائیه است،اصلا یکی از کارهای مثبت و خوب سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان این دستگاه ظهور شورای حل اختلاف است که در زمان پهلوی ها با عنوان خانه های انصاف پا گرفته بودند و ظهور مجدد آن نشان از نیازسنجی خوب مسئولان این قوه است.

    از طرفی اینکه نیروی انتظامی به وظایف خود عمل کرده است ، جای هیچگونه شبهه ای نیست،هرچند معتقدم که در میان موتورسیکلت های توقیفی ، راکبان بی گناهی نیز وجود دارند ، بویژه که اغلب آنها کشاورزان و باغدارانی هستند که در سنین کامل برای رسیدگی به امور کاری و روزمره خود از این وسیله استفاده می کنند ، لیکن تمام اینها معلول برخی از پدیده های اجتماعی اند. اگر ما در مراکز آموزشی خود ، چنانچه در متون آموزشی مان،بیشتر به موضوع قانونمندی و الزام شهروندانمان به رعایت بیشتر قوانین می پرداختیم ، اگر مراجع مختلف آموزشی بجای پرداختن یک یا دو بار، دهها بار به این موضوعات می پرداختند ، ما هم اکنون پدیده ای به نام قانون گریزی در کشورمان نداشتیم.

    بی شک عدم پایبندی به قوانین ، اصل عدم یادگیری صحیح می باشد، چون یادگیری صحیح انجام نمی شود، متولیان مجبورند برای ساماندهی امور به معلول بپردازند و طبیعی است این یعنی استفاده از ابزار بازدارنده یا قوه قهریه!

    طبیعی است که متخلفان این موضوع خاص باید گواهینامه رانندگی داشته باشند، افراد قبل از انجام خدمت سربازی (بجز گروههای محدودی) نمی توانند گواهینامه رانندگی دریافت کنند ، بهترین دوره آموزشی نیز دوران خدمت سربازی است؛چرا که انسان با رشد عقلی و جسمی مطلوبی مواجه شده است و آموزش افراد نیز در این مقطع زمانی با چاشنی الزام و اجبار همراه است.

    به نظر نگارنده، مسئولان و متولیان ، یکماه از بیست ماه خدمت سربازی را به موضوع آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی اختصاص دهند تا هزینه های سربار به دستگاه قضایی کاهش یابد و این پتانسیل و انرژی بالقوه در جای مهمتری و با اولویت بهتری هزینه شود.

                                                         به امید آن روز

[ جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٩:٢٩ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed