صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

این روزها در باب حوادث و رویدادهای جاری کشور اخبار ضد و نقیضی را می شنویم که آدمی در صحت و سقم آنها تردید می کند. منابع خبری مختلفی در حال حاضر در دسترس مردم قرار دارند، روزنامه ها، سایتها و پایگاههای خبری، صدا و سیما و شبکه های تلویزیونی خارجی و بالاخره مشاهدات عینی و پیامک ها و...  از آن جمله اند.

رسانه های حامی دولت شامل صدا و سیما و تعداد زیادی روزنامه و نشریات مختلف ، بجای آنکه اخبار و حوادث جاری کشور را که دارای ارزش خبری هستند، رصد کنند، تمام تلاش و هم و غم خود را در محکوم کردن حوادث جاری از طریق انجام مصاحبه با مردم عادی که کسب و کار آنان دچار زیان شده است، مصروف داشته اند. علاوه بر آن بخش دیگری از تلاشهای خود را بر یاد آوری و الزام نامزدهای معترض ریاست جمهوری به تبعیت از قانون و لزوم پیگیری شکایات خود از طریق مراجع قانونی تاکید دارند. از طرفی دیگر مردم معترض بدون آنکه توجهی به خواسته های آنان بشود ،   اغتشاشگر و آشوبگر معرفی می شوند.

بدیهی است از روزنامه های حامی دولت ، توقعی در پوشش صحیح اخبار و اطلاع رسانی دقیق به مردم نمی رود. سایتهای خبری اینترنتی مستقل و بی طرف یا طرفداران نامزدهای معترض هم که فیلتر شده اند و به سبب سرعت پایین اینترنت امکان مشاهده آنها فراهم نیست؛ سیتم پیامک هم که از شب انتخابات قطع شده است؛ چند روزنامه مستقل و حزبی هم که دست به عصا و محتاطانه در حرکتند، تا مبادا از زیر تیغ سهمگین توقیف بگذرند ؛ به تلویزیونهای خارجی همانند تلویزیون خودمان نمی شود اعتماد کرد، در تلویزیون خودمان تفریط به حد اعلا می رسد، بگونه ای که انگار هیچ اتفاقی در کشور روی نداده است، در تلویزیونهای خارجی هم افراط به اوج می رسد ، گویی که همه اخبار جهان در این سرزمین روی داده است. در نهایت مشاهدات عینی می ماند که در تاکسی و اتوبوس و مترو و محل کار طرح می شوند که آنهم البته فقط محدود به محله و خیابانی خاص است. ناگفته نماند قدیمی های ما و آنهایی که ریش سفید هستند، هنوز رادیوهای خارجی را منبع مهم و موثق خبری خود قلمداد می کنند؛ شنیده های پدران و پدر بزرگ ها نیز بعنوان یکی از منابع خبری تلقی می شود و ...

هر چه که بگوییم ایرادی بر آن وارد است ، بالاخره این بی خبری هم انسان را آزار می دهد ، حجم شایعات و اخبار درست و نادرست آنقدر بالاست که تشخیص آن دشوار می شود. چه کنیم؟ آیا باز هم به صدا و سیمایی که همیشه عقب تر از زمان خود است اعتماد کنیم؟ صدا و سیمایی که طومار ۶٠٠ هنرمند را برای پایان بحران در شبکه های مختلف تلویزیونی به همراه زیرنویس ، پوشش خبری می دهد ، در حالیکه چنین خبری فاقد ارزش خبری بوده و  آنقدر با اهمیت نیست که جزو اخبار نخست رسانه ملی تلقی شود ، چه انتظاری است که مردم برای شفافیت خبری مسائل روز ، به آن اعتماد کنند! 

واقعیت آن است که نقش و عملکرد صدا و سیما بعنوان رسانه ملی عملا" بعنوان رسانه ای کم اثر و جناحی تقلیل پیدا کرده است. جهان امروز جهان ارتباطات است، جهان امروز لاپوشانی اتفاقات و حوادث در جای جای زمین و هوا را بر نمی تابد.

عدم پوشش مناسب اخباری همچون راهپیمایی میلیونی مردم معترض تهران در دوشنبه گذشته، باعث آن شد تا رسانه های خارجی به پوشش لحظه به لحظه آن روی آورند. دنیای مجازی حتی در حد اینترنت سرعت پایین - البته با زحمت - هم قادر به انتقال سریع اخبار و رویدادهاست؛ وجود تلفنهای همراه مجهز به دوربینهای تصویربرداری، در لحظه کوتاهی رویدادها را از طریق امواج خبری به اقصی نقاط جهان مخابره می کنند. در چنین حالتی ممکن است اخبار بصورت جزئی و نقطه به نقطه منتشر شوند و شایعاتی هم در حاشیه آن بوجود آید، اما چنانچه رسانه ملی به رویدادهای این چنینی که بخش عظیمی از مردم در آن شرکت داشتند، پوشش مناسبی می داد، هم افکار عمومی اقناع می شدند و هم از بروز شایعات جلو گیری می شد. عدم پوشش اخبار، کانالهای کاذبی را ایجاد می کند که افکار عمومی را به سوی شایعات و شبکه های ماهواره ای و در نهایت تحریک آنان به عصیان و شورش سوق می دهد و این چنین است که امنیت جامعه دچار مخاطره می شود.

رسانه ای که در دست ماست ب، جای آنکه بعنوان فرصتی برای ایجاد وحدت و همدلی باشد، به سبب تفکرات جناحی و بسته ، عملا" بعنوان تهدیدی برای امنیت جامعه تبدیل می شود و اعتماد مردم را در مواقعی که به آن نیازمند است، از دست می دهد و بدین ترتیب خیل عظیمی از مردم کشورمان به اخبار صحیح آن نیز اعتماد نخواهند کرد.

بر مسئولان رسانه ملی فرض است که به حساسیتهای تمامی اقشار جامعه توجه کنند و با پوشش صحیح اخبار و رویدادها و آنچه که واقعا" در جریان است، اعتبار خود را بازیابی کنند. دانستن حق مردم است و مردم ما آنقدر فهیم هستند که حق و باطل را از هم تشخیص بدهند، کما اینکه عملکرد جناحی این رسانه در قبل، حین و بعد از انتخابات آسیب جدی به سلامت و بی طرفی آن وارد ساخته است.

[ دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed