صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

گسترش بحران پس از انتخابات ریاست جمهوری ، تاکنون تعدادی کشته و مجروح برجای گذاشته است،‌ پرسش اساسی ای که برای افکار عمومی باقی مانده است ، آن است که نقطه بروز این بحران و تداوم آن چیست؟ چه افراد و نهادهایی در این تنش نقش آفرینی می کنند؟ تنشی که ممکن است سایه  آثار زیانبار آن سالهای سال همراه نظام باقی بماند.

حقیقت آن است که عملکرد مسئولان اجرایی و نظارتی باعث بوجود آوردن جریان اجتماعی ای شد که از این پس برای اعتراض به حقوق قانونی و اجتماعی خود دست به اعتراضات مدنی خواهند زد، کما اینکه اعتراض طرفداران مهندس موسوی نسبت به کیفیت انتخابات، نمونه ای از این اعتراضات مدنی بود؛ البته کسی در اصل نظام تردیدی ندارد و اتفاقا" همانها با استفاده از ظرفیت قانون اساسی پا به عرصه انتخابات گذاشتند و مشارکت بی نظیری را برای اعتلای نظام رقم زدند. سخنان امروز مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران نیز اشاره به همین موضوع داشت که 40 میلیون رای ریخته شده به صندوق ، رای به اصل نظام جمهوری اسلامی است.

متاسفانه چند روزی است که رسانه ملی ما اقدام به انجام مصاحبه با شخصیتهایی از یک جناح خاص می کند و تحلیلها به نوعی یکسویه است. ‌یکی از این شخصیتها حداد عادل است که در برنامه گفتگوی ویژه خبری خود با شبکه دوم سیما حاضر شده بود و به گفته یک از سایتهای خبری، وی در کمتر از 50 دقیقه 36 بار با نام بردن از مهندس موسوی، ‌همسر و حامیان وی، به انتقادات صریح و گسترده از آنان پرداخت، اما نسبت به اقدامات طرف مقابل و زمینه‌های منطقی اعتراضات هیچ‌گونه اشاره‌ای نکرد.

اساسا"عملکرد شتابزده و یکطرفه صدا و سیما چه قبل از انتخابات و چه حین انتخابات و چه پس از انتخابات ، نقش مهمی در ایجاد بی‌اعتمادی در جامعه و دامن‌زدن به تنش در جامعه داشت، رسانه ملی که باید بازگو کننده همه نظرات گروههایی که در چارچوب نظام فعالیت می کنند، باشد ، با عملکرد جهت‌دار خود به نفع یکی از نامزدها، زمینه پذیرش شائبه تقلب در انتخابات را دامن زد ؛ رسانه ملی ما باز هم از حوادث گذشته درس نگرفت و در روزهای اخیر نیز با عدم پوشش صحیح اخبار این بحران با هدف پایان دادن به آن ، با دعوت از شخصیتهای خاص و جهت‌دار که بیاناتشان احساسات کاندیدای دیگر را تحریک می‌کند، به تنش های موجود در جامعه دامن زد و با انجام مصاحبه با تعدادی از مردم که به نوعی کسب و شغل آنان در متن بحرانها قرار داشته است به دنبال پایان دادن به این بحران برآمد. انتشار اخبار تنش‌زا نظیر کشته شدن هفت تن در راهپیمایی هوادارن موسوی،‌حتی پا را از بی بی سی هم فراتر گذاشت و با پوشش کامل تری نسبت به این اعتراض میلیونی در صدد ارتباط این بحران و کشته شدگان با هواداران موسوی داشت. به نظرم صداوسیما در این موضوع اعتماد خود را از دست داد. پس از آن هر چه که برای از بین بردن این ذهنیت تلاش کرد، چیزی بدست نیاورد. حال اگر جوانانی از این مردم به سمت تلویزیون بی بی سی روی می آورند و موجب شماتت ما می شوند، چه تقصیری دارند؟ آیا ما تریبونی در اختیار آنان قرار داده ایم که بتوانند با جامعه سخن بگویند؟

در شرایط فعلی و بر خلاف آن چیزی که در سطح برخی تحلیلها مشاهده می شود ، هواداران مهندس موسوی به دنبال سوق دادن شرایط کشور به سمت آرامش و امنیت و تأکید بر استفاده از راهکارهای قانونی و مدنی برای بیان نظرات خود هستند.

با نگاهی به ریشه های این بحران ، به این نتیجه می رسیم که رقابتهای صورت گرفته در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را نمی‌توان منصفانه نامید، ‌چرا که یکی از نامزدها از ابزار و تبلیغات مطلوبی همچون صدا و سیما، ‌امکانات دولتی و ... برخوردار بود و همین موضوع باعث تقویت احساس بی‌عدالتی میان سایر نامزدها و هوادارانشان شد، ‌همین موضوع باعث شد تا پس از اعلام نتایج انتخابات، به صورت طبیعی زمینه اعتراض و اعتقاد به وجود تخلف در انتخابات بوجود آید. در این میان صدا و سیما با پوشش جهت دار اخبار اعتراضات مردمی ، در پی نشان دادن ارتباط این حوادث به شخص مهندس موسوی و هواداران وی بوده است. این در حالی است که مهندس موسوی بارها در بیانیه های خود هواداران خود را به پرهیز از تشنج دعوت کرده است. جالب است حلقه خودی و غیر خودی آنقدر در این میان تنگ شده است که صدا و سیما به کشته شدگان نیروی مقاومت بسیج ، واژه شهید اطلاق می کند و از کشته شدگان هواداران مهندس موسوی از واژه "کشته شده" نام می برد! به تشییع جنازه کشته شدگان بسیج پوشش خبری مناسبی در تلویزیون داده می شود، اما خبری از دیگران مشاهده نمی شود. قطعا" افرادی به فکر فرو می روند و به بار معنایی و فقهی شهید توجه می کنند و به این تنتیجه می رسند که شهید یعنی کسی که در راه خدا جانش را از دست می دهد ، کسی که برای هدفی متعالی برای مبارزه حق علیه باطل جانش را از دست می دهد؛ در چنین شرایطی تشخیص بسیار مشکل می نماید که در درون نظامی که برای انتخابات ریاست جمهوری 4 نفر از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت شده اند، کدامشان برحقند؟ ذهن جوانان با چنین تفاسیری مشوه می شود. چرا سیمای جمهوری اسلامی بعنوان رسانه ملی توجهی به عواقب پوشش جهت دار اخبار خود نمی کند؟

باز هم سئوال این است که چرا صدا و سیما در چند روز گذشته فقط از چهره های یک جناح برای تحلیل شرایط انتخابات بهره می برد؟ مگر در جریان مقابل چنین کارشناسانی وجود ندارند؟ چرا فقط در میان ان همه بحثهای انتخاباتی ، فقط شرایط مهندس موسوی بحث می شود و به مباحث و اعتراضات دو نامزد شکست خورده دیگر توجهی نمی شود؟ چرا کارشناسان دعوت شده به برنامه ها بالاتفاق در رد سخنان زهرا رهنورد که گفته بود "چون داماد من لر است، بنابراین آرای مردم لر مربوط به مهندس موسوی است" سخن می گویند و بحث می کنند ؟ مگر زهرا رهنورد نامزد ریاست جمهوری بوده است که سخنان او باید تحلیل شود؟ مگر صدا و سیما جای طرح چنین مطالب سطحی است؟ چرا مردم را تحریک می کنیم؟

جامعه ما به امنیت و آرامش نیازمند است ، فرق است بین نوشتن من در یک وبلاگ غریب تا طرح مباحث مهم کشور در سطح یک رسانه ملی، دوستان و مسئولان صدا وسیما مراقب و مواظب رفتارهای خود باشند تا دامنه تنشهای فعلی گسترش پیدا نکند. شرایط حال حاضر شرایط حساسی است ، چهره‌های سیاسی، مسئولان صدا و سیما، شورای نگهبان و ... باید بدانند که نباید اعتبار و جایگاه کلی نظام را خرج پیروزی یک شخص یا دولت بکنند، حضور مردم در رقابت‌های انتخاباتی باید به تثبیت و تقویت اصل نظام بیانجامد، یادمان باشد که اگر مهندس موسوی در این دوره از انتخابات حضور نمی یافت، مشارکت 85 درصدی هم رقم نمی خورد، قدر چهره های خدوم انقلاب و مردم را بدانیم و از حقوق تمامی آنان بویژه در صدا و سیما دفاع کنیم، مردم را مقابل هم قرار ندهیم، از فطرت حقیقت جویی آنهاست که اگر حقیقت را بدانند رفع شبهه خواهد شد. مسئولان صداوسیما برای ایجاد آرامش باید از چهره‌های میانه‌روتری استفاده کنند تا سخنانشان به کاهش تنش در طرفین مناقشه منجر شود و پخش سخنانی نظیر اینکه من به احمدی‌نژاد رأی داده ام و انتقاد از نامزد مقابل ، آرامش را به جامعه ملتهب امروز باز نمی گرداند. از مسئولان ستاد مهندس موسوی هم برای تنویر افکار عمومی دعوت کنیم، از شخصیتهای متنفذ طرفدار مهندس موسوی هم بعنوان کارشناس و مفسر در گفتگوهای ویژه خبری دعوت بعمل آوریم و بالاخره تمامی کشته شدگان این بحران را به یک دید نگاه کنیم تا تسلایی باشد برای خانواده های داغدارشان.

 

[ شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed