صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

همیشه یک کار استثنایی یک بار تکرار می شود ، اگر فیلم اخراجیها ده بار نیز با عناوین 1 و 2 و 3 و... تولید شود، فیلم و داستان نخستین آن هیچگاه از اذهان بیرون نمی رود و دومین و سومین آن به شیرینی نخستین آن نیست. شاید خیلی ها انتظار مناظره ای همچون مناظره احمدی نژاد و موسوی را داشتند، اما هیچ مناظره ای بمانند آن مناظره تاریخی تکرار نمی شود. مناظره  دیشب آقایان کروبی و احمدی نژاد را مشاهده کردیم، چنگی به دل نزد ، مباحث هیچگاه در قالب خودشان مطرح نشدند. بسیاری از اطلاعاتی که از سوی احمدی نژاد ارائه شد، چندان صحیح نبود ، وی ادعاهایی در مورد نرخ تورم و آمار صادرات و واردات و ضریب جینی و... ارائه کرد که غالبا از سوی کارشناسان و رکن چهارم دموکراسی که همان مطبوعات هستند دچار تردیدند و  مثل همیشه بسیار در آمار اغراق کرد.

از طرفی معلوم بود که بزرگان نظام به احمدی نژاد تذکر جدی داده بودند؛ چرا که نسبت به مناظره های قبلی قدری منطقی تر بود، اما بواقع حرفی برای گفتن نداشت. هم احمدی نژاد و هم کروبی از عهده سئوالات همدیگر برنیامدند. البته احمدی نژاد همانند همیشه متوسل به ادبیاتی شد که در شان یک رئیس جمهور نبود؛ تکرار جمله"بالاخره نگفتید قضیه شهرام جزایری چه شد؟" بیشتر شان احمدی نژاد را نشانه می گرفت تا اینکه بخواهد بر محبوبیت او چیزی بیفزاید؛ در حالیکه خود وی از پاسخ سئوالات طرف مقابل فرار می کرد؛ توقع داشت طرف مقابل او به پرسشهایش پاسخ دهد. سی دی اظهارات هاله نور او در سطح شهر توزیع شده و به بیشتر منازل تهران راه یافته است. وی حتی در این خصوص هم اظهارات خود را نفی کرد.

علاوه بر آن وی به اتهاماتی که متوجهش بود پاسخ صحیحی نداد، فرار از پاسخگویی به وام 40 میلیاردی یکی از وزرایش در دوران استانداری خود در استان اردبیل، عدم  پاسخگویی به تعریف و تمجیدهای او از هاشمی رفسنجانی در زمان استانداری اش و ایراد اتهام به او و خانواده اش در مناظره پیشین، عدم پاسخگویی به گم شدن 300 میلیارد تومان در زمان شهرداری وی بر تهران، عدم پاسخگویی به مفقود شدن یک میلیارد دلار در دولت خویش و...

این یک اصل اقتصادی است که با رکود اقتصاد جهانی ، تورم نیز کاهش می یابد، اما احمدی نژاد با این ادعا که تورم را کنترل کرده است، به این نشانی غلط متوسل شد که به دنبال بحران جهانی میزان تورم کشورها افزایش یافته است و دولت نهم با موفقیت توانسته است با مدیریت صحیح خود کشتی متلاطم اقتصاد ایران را از این بحران نجات بخشید. ضمنا در حالیکه طبق آمار بانک مرکزی میزان تورم 25 درصد اعلام شده است، آقای احمدی نژاد مدعی تورم 15 درصدی بود و مرتبا" آن را با فروردین سال گذشته مقایسه می کرد.

نکته جالب دیگر تعریف جدید احمدی نژاد از کارشناس ارشد بودن در یک نظام مدیریتی است که متاسفانه خود را متصف به این صفت دانست و دیگران را ناکارشناس، یادمان باشد که آقای احمدی نژاد فقط یک کارشناس ترافیک هستند ، اما کارشناسی ارشد خود را به تمامی حوزه ها تسری می دهند. خود بزرگ بینی و واقع شدن در همان فضای توهمی بر شخصیت احمدی نژاد در این مناظره سایه انداخته بود. علاوه بر این، ادعای احمدی نژاد در باره سیاست خارجی بود که اظهار داشت حضور فعال ما در سیاست جهانی، آقای اوباما را وادار به عقب نشینی کرد و اعلام کرد که حاضر است بدون قید و شرط با ایران وارد مذاکره جدی شود؛ این در حالی است که این موضوع هیچ ربطی به سیاست دولت احمدی نژاد نداشت، این موضوع و این تصمیم ادامه همان سیاست تغییر اوباماست که به دنبال اصلاح رفتار سیاسی امریکا با جهان اسلام می باشد. به نظرم برنده واقعی این مناظره ملت بزرگ ایران هستند که با شرکت در انتخابات به شیوه اداره کشور در چهار سال گذشته نه خواهند گفت.

هیچ یک از این دو نامزد برنده نبودند و بینابین عمل کردند. نه احمدی نژاد در ظرفیت مقام ریاست جمهوری  است و نه کروبی ظرفیت و توان چنین مقامی را دارد. من خوشبینانه اظهار نظر می کنم که اگر هم احمدی نژاد را پیروز این مناظره بدانیم، بواقع آرای شیخ مهدی کروبی را به سوی میرحسین موسوی پمپاژ کرد و این به نوعی خودزنی است و به معنی کمک به پیروزی میرحسین موسوی خواهد بود. البته جسارت و صداقت  آقای کروبی را هم تحسین می کنم که در عین سن بالا ، بخوبی توانست از عهده مباحث برآید.

 

[ یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed