صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

با اینکه سه روز از مناظره جذاب میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد می گذرد، هنوز آنالیز سخنان این مناظره و تاثیر آن در نتایج انتخابات ، از جمله مباحث اغلب سایتها ، رسانه ها و وبلاگ هاست. در یادداشت پیشین به این مطلب اشاره کردم، اما باز هم در این مورد برداشت خود را می نویسم. عنوان "ادب مرد به ز دولت اوست" مربوط به مطلع سخنان مناظره موسوی و رضایی است.

باید پذیرفت که در طول 30 سال گذشته، اپوزیسیون جمهوری اسلامی با ایراد اتهاماتی ، سعی در نقد عملکرد حاکمیت داشتند. با مشاهده این مناطره به این نتیجه رسیدم که گفتمان مناظره چهارشنبه شب به نوعی از جنس گفتمانهای منتقدان نظام بود، یعنی برخی از این سخنان همان سخنانی بود که اپوزیسیون در طول سالهای گذشته متوجه نظام می کردند. بنابراین پس از این باید گفت که مرزهای خودی و غیر خودی در حال فروپاشی است و شعار ایران برای تمام ایرانیان نیز معنی خواهد شد.

در فرهنگ ما ضرب المثلهای فراوانی وجود دارد که به نوعی برآمده از نوع رفتارهای اجتماعی ماست. یکی از زیباترین آنها این جمله است که خطاب به آسمان می گوید: "اگر نمی باری ، حداقل غرش و سر و صدا کن". رفتارهای آقای احمدی نژاد نیز در این مناظره به نوعی تایید این سخن است. کسانی که از میزان ریزش آرای خود آگاهی دارند، متوسل به اقداماتی می شوند که خلاف منش آزادگی است، میان کلام دیگران وارد می شوند، کلامشان را قطع می کنند، از کوره در می روند، اتهام زنی پیاپی می کنند ،چهره عصبی نشان می دهند، از روی خشم دندان به هم می سایند، خنده های تصنعی و تلخی بروز می دهند و... به نظرم اینها طبیعی است ؛چرا که در مدت 4 سال گذشته بعید می دانم کسی او را تا این حد به چالش کشیده باشد.

هنگامی که او خارج از ضوابط مناظره قصد قطع سخنان طرف مقابل را داشت، فکر نمی کرد با واکنش تند موسوی مواجه شود که  "این وقت من است، من 4 سال سکوت کردم" و این اوج اقتدار موسوی در آن مناظره بود و در 10 دقیقه پایانی وقتی که موسوی حالت تهاجمی بخود گرفت ، ترس را در جان حریف انداخت. احمدی نژاد برای نخستین بار در چهار سال گذشته در مقابل کسی نشسته بود که از او به صراحت انتقاد می کرد و  او مجبور به تحمل بود.  تکنیک های احمدی نژاد در فرار از موضوع و فرافکنی و انحراف آن هر چند به خوبی اجرا شد؛ اما این تاکتیک در مقابل متانت موسوی خیلی کمرنگ بود و خصوصا اتهامی که به همسر وی زد و جمله موسوی که با انگشت اشاره کرد که "من آمده ام برای اینکه همین ها را جمع کنم" ، نقطه عطف این مناظره بود. آن اشاره انگشت به نظرم خیلی تاریخی بود و در صورت انتخاب میر حسین موسوی، مبدا تحولات اساسی در زمینه اخلاق سیاسی خواهد شد.

موسوی  با جملات پایانی اش که "اگر منتخب شما مردم شوم، این روشهای غلط پرونده سازی را تغییر می دهم" ؛ بخوبی توانست تاکتیک های احمدی نژاد را بی اثر کند. ضمن اینکه صحبت انتهایی موسوی نیز مهم بود که گفت "شما چون چیزی علیه من نداری، اسم این افراد را می‌آوری".

مطابق اصل 37 قانون اساسی، اصل بر برائت است و هیچکس را نمی توان مجرم دانست ، مگر جرم او در دادگاه اثبات شود. این اصل ریشه در آموزه های دینی ما نیز دارد. ایراد اتهام به کسانی که در این جلسه حضور نداشتند تا از خود دفاع کنند،  به موجب قانون جرم است؛ آن هم در محضر میلیون ها بیننده، اتهام سنگین تری را متوجه آقای احمدی نژاد می کند. جای این پرسش است ، چنانچه رییس جمهور مدارکی دارند که افرادی دزدی کرده اند و فساد مالی دارند ، چرا به قوه قضاییه ارائه نداده اند،در حالی که چهار سال امکانات و مدارک برای این کار در اختیار وی بوده است! چرا در یک هفته مانده به انتخابات کسانی دزد می شوند؟ من در صدد دفاع از کسانی که مبتلا به فساد اقتصادی اند، نیستم، اتفاقا" مایلم به مردم هم معرفی شوند، اما طبق قانون.  همانطوری که طی سه ماه گذشته احکام خدمات کشوری کارمندان صادر شده، معوقه های معلمان پرداخت شده، حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران افزایش یافته، به پرستاران رسیدگی شده ، پولهایی بین دانشجویان توزیع شده و ... من اعلام اسامی افراد در مناظره را در چارچوب همین رفتارهای سیاسی برای جلب آرای مردم می دانم و نه از سر دلسوزی و حساسیت به بیت المال. این رفتارها و سوء استفاده ها نشانه ضعف و استیصال است.

به این نکته نیز اذعان می کنم که در آغاز این مناظره احمدی نژاد خوب حمله کرد ، اما موسوی در این دام گرفتار نشد و خود را در تاکتیک پاسخ به طرف مقابل گرفتار نکرد. موسوی با بزرگواری از هیچیک از سران نظام هزینه نکرد، او از امام و دفاع مقدس که درگیر مسائل مدیریتی آن دوره بود، هزینه نکرد ؛ در حالیکه می توانست مانند احمدی نژاد ، رویه عوام فریبی را پیش گیرد و پاسخ بسیاری از سؤالات را با بیان خاطرات آن ایام ندهد.

حضور مجری هم در آنجا جالب است ، به نظرم نیازی به یک استاد دانشگاه برای اجرای مناظره نیست، یک کمک داور دو میدانی یا کمک داور فوتبال یا هرکس دیگر که با کرنومتر آشنایی داشته باشد و وقت را اندازه گیری کند، نیز مناسب است. در مناظره پیشین به آقایان کروبی و رضایی اجازه ورود به حیطه دولت داده نشد، گفته شد ،چون احمدی نژاد حضور ندارد، اما در این مناظره دیدیم که احمدی نژاد  به دلیل ضعف مجری، روحیه تهاجمی گرفت.

این مناظره نشان داد که برخی برای رسیدن به مقصود خود متوسل به هر کاری می شوند. به نظر من احمدی نژاد بر خلاف آیین نامه برنامه، افرادی را که حضور نداشتند متهم ساخت و هیچ نقطه ضعفی از موسوی را نیز آشکار نکرد. در مقابل موسوی با متانت و بدور از جو زدگی ، مشکلات ساختاری دولت را بیان کرد. این مناظره نشان داد متانت و ادب در مناظره و مجادله و مذاکره پیروز است و همین نوع رفتارهای عقلانی می توانند برای ملت و کشور مان عزت آفرین باشد.

 

[ شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٥:٥٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed