صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

برادری دارم که دو سال از من بزرگتر است. یادم می آید هرگاه لباسهای او متناسب بااندامش نبود، بالاجبار من باید تنم می کردم، وقتی در حال و هوای کودکانه و در بازیها به اختلاف بر می خوردیم و من در بابر خواسته هایش مقاومت نشان می کردم، حرف آخرش این بود؛ "پیراهن مرا از تن بیرون کن".

چهارشنبه شب وقتی مناظره تلویزیونی آقایان موسوی و احمدی نژاد را دیدم، رفتارهای آقای احمدی نژاد را بی شباهت به همان"پیراهن مرا از تن بیرون کن" نیافتم. وقتی انسان به بن بست می خورد ، متوسل به اقداماتی می شود که خارج از عرف و هنجارهای اجتماعی است؛ بعبارتی برای اثبات خود به نفی 24 ساله اقدامات دولتهای جمهوری اسلامی می پردازد، در حالی که متهم شوندگان اجازه پاسخگویی ندارند.

ابتدائا" سالروز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) را گرامی می دارم، اگر شب پرهیجانی را پشت سرگذاشتیم ، اگر امروز آزادی طرح دیدگاهها را داریم ، اگر به راحتی مسئولان کشور را نقد می کنیم ، به برکت زحمات ، مبارزات و فریادهای ایشان بوده است. به روح پر فتوح او درود می فرستم.

به فضای کلی این مناظره می پردازیم؛ من تاکنون چنین چالش جدی و پر هیجانی را در طول حیات نظام جمهوری اسلامی از نمایندگان دو دیدگاه و دو خاستگاه فکری ندیده بودم، 90 دقیقه هیجان و دقت و  خیره شدن به گیرنده ها و پلک نزدن  50 میلیون ایرانی در ساعات پایانی یک شب بهاری و مطبوع بی نظیر بود. نکته بعدی عصبانیت و از کوره در رفتن آقای احمدی نژاد و خونسردی کامل آقای موسوی در طول مناظره بود، هرچند آقای احمدی نژاد چند بار تلاش کرد تا او را عصبانی کند، اما رفتار متین و تمرکز و تسلط او مانع چنین کاری شد. در طول 90 دقیقه آقای احمدی نژاد بارها در صندلی خود جابجا شد و با حرکات دستان خود عصبانیت خود را بروز داد و بارها هنگام صحبت، کاغذهای جلو خود را جابجا کرد.

اما در مقابل او، فردی خونسرد و کاملا آرام نشسته بود که هنگام سخنان آقای احمدی نژاد بدون کوچکترین استرس و حرکت اضافی ؛ بجز در موارد کوتاهی که یادداشت برداری می کرد، به دقت - و بدون اینکه خنده تمسخر آمیزی داشته باشد- به سخنان او گوش می داد و بدون جابجایی در صندلی خود با وقار به پرسشهای مقابل پاسخ می داد.

نکته مهم دیگر در چنین مناظره هایی ، اهمیت 10 دقیقه پایانی است که البته با قرعه کشی انتخاب می شود، یعنی آغازگر مناظره پایان دهنده آن نیست. موسوی در 10 دقیقه پایانی ، جلسه را بخوبی مدیریت کرد و بهترین بهره برداری تبلیغاتی را هم انجام داد. بنابراین بعنوان یک کارشناس ارتباطات معتقدم نامزدها باید دعا کنند که وقت آخر نصیب آنان شود؛ چرا که میزان تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی شگفت انگیز است.

من میر حسین موسوی را برنده واقعی مناظره دیشب می دانم، به نظرم حتی طرفداران منصف آقای احمدی نژاد اگر این مناظره را در قالب رفتارهای منطقی و سیاسی ارزیابی کنند، بخوبی قضاوت خواهند کرد که وی بجای پاسخگویی به انتقادات موسوی ، دست به فرافکنی و ایراد اتهام به اشخاص در تلاش برای موجه دادن رفتارهای خود بود، و معلوم بود که این رفتارها نشان از بغض وی نسبت به خانواده آقای هاشمی رفسنجانی بود و ارتباطی به مباحث مناظره نداشت. وی بجای اینکه در مقام پاسخگویی به انتقادات مقابل بر آید- با این ادعا که چون خاتمی و هاشمی حامی شما هستند، من مباحث دولتهای آنان را مطرح می کنم- سعی در مظلوم نمایی و وارد کردن میر حسین موسوی به دفاع از عملکرد دولتهای آنان را داشت که با هوشیاری او و اعلام اینکه من مسئول اعمال خود هستم و به دیگران کاری ندارم و آنها باید در یک شرایط برابر با شما در رسانه ملی از خود دفاع کنند، ره بجایی نبرد. در طول مناظره هم به رغم تاکید چندباره میرحسین موسوی، او دائما به این موضوع می پرداخت و بسیاری از انتقادات را بی پاسخ گذاشت. به نظر می رسد چنین رفتارهایی خارج از عرف گفتگوهای دو طرفه است.

نکته دیگر میزان قانون پذیری آقای احمدی نژاد است که حتی در یک برنامه تلویزیونی تاب وقت آقای موسوی را هم نداشت ؛ بطوریکه آقای موسوی در طول چند دقیقه دوبار به او متذکر شد که وقت من است و شما اجازه ورود ندارید. صحبت از قانون پذیری آقای احمدی نژاد شد ، لازم است به این نکته اشاره کنم که طبق قانون اساسی ، اعلام اسامی مفسدان اقتصادی منحصرا از سوی دستگاه قضایی اعلام می شود، وی با این رفتارهایی که از خود بروز داد به نوعی به نقد آقای موسوی گردن گذاشت و به صورتی غیرمستقیم افکار عمومی متوجه قانون گریزی او شدند،  با اعلام تعدادی از اسامی از سوی آقای احمدی نژاد افکار عمومی در میزان التزام ایشان به قانون تشکیک کردند؛ این در حالی است که رئیس قوه مجریه باید پاسدار قانون اساسی کشور باشد.

نکته دیگر اهانت به افراد از یک رسانه جمعی است که به برنامه های زنده ، چنین ایرادی وارد است. متاسفانه ایشان در این زمینه از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد. نشان دادن تصویر خانم آقای موسوی و ایراد اتهام به او نشانگر عدم تحقق اهداف او در مناظره و عصبانیت و عدم تحمل پذیری او بود، این رفتار او به حکایت "پیراهن مرا از تن بیرون کن" بی شباهت نیست. من دیشب شرمنده شدم که رئیس جمهور کشورم به ناموس نامزد ریاست جمهوری که از سر صداقت و احساس تکلیف پای در صحنه رقابت گذاشته است ، اهانت کرد.

در مجموع من میرحسین موسوی را برنده این مناظره و بازنده آن را محمود احمدی نژاد می دانم؛ چرا که وی نتوانست 90 دقیقه گفتگو را مهندسی و مدیریت کند. در مقابل موسوی را فردی آرام، متین و طرفدار خرد جمعی و قانون مدار یافتم و پاسخهای او هم مستدل و ناشی از عمق دیدگاههای وی بود. موسوی با این رفتار منطقی خود طرفداران خود را امیدوار کرد و دلهای در تردید را به بهترین شکل و لطیف ترین حال و با کمترین هزینه ، بسوی خود جلب کرد. اخلاق پیروز این مناظره بود.

امروز هم داشتم سخنان مقام معظم رهبری را در حرم حضرت امام(ره) گوش می کردم. در جایی که عده ای شعار حمایت از احمدی نژاد  و انتقاد از هاشمی را سر می دادند، و دوربینهای صدا و سیما هم مرتب آقای احمدی نژاد را به تصویر می کشید، اظهار داشتند که با شعارهای بیجا وقت مردم را نگیرید. ایشان در پایان سخنان خود هم متذکر شدند که نامزدها مراقب باشند ، در سخنرانی ها و مناظره ها برای اثبات خود متوسل به نفی دیگری با استدلالهای گوناگون نشوند، این درست نیست.

[ پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed