صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

مرسوم است صاحبان کالا برای فروش اجناس خود ، متوسل به لطایف الحیلی می شوند تا موفق به تحمیل آنها به مشتریان شوند. در عالم سیاست نیز چنین شیوه ای مرسوم است. مردم برای گزینش زمامداران خود ناگزیر به انتخابند و طبع آدمی نیز طرفدار بهترین است، برای آنکه به مطلوب خود دست یابند باید بهای بیشتری هم بپردازند. علاوه بر آن تبلیغات نیز نقش مهمی در انتخاب بهترین ها دارد. با ورود اینترنت و سیستمهای مجازی همانند ایمیل و بلوتوث و پیامک و ... حال و هوای انتخابات ریاست جمهوری امسال متفاوت تر از سالهای گذشته شده است.

سطح دسترسی شهروندان کشورمان به خطوط تلفن همراه طی ده سال گذشته روند فزونی بخود گرفته است ، هر چند هنوز در این شاخص از کشورهای هم رده خود عقب تر هستیم ؛ ولی ادامه این روند موجب افزایش دانش و آگاهی مردممان می شود.

در کنار تبلیغات رسمی مکتوب و غیر مکتوب از قبیل سخنرانی ها و مناظره ها و میزگردهای سیاسی و برنامه های رسانه های جمعی ؛ سیستم پیامک، پدیده جدیدی است که امسال به کمک نامزدهای ریاست جمهوری آمده است. در هر جمع و محفلی ، طرفدارن هر یک از نامزدها با نشان دادن مطالب خود به دوستان متضاد با گرایش سیاسی اشان، ناخواسته وارد مباحث سیاسی روز می شوند. طرفداران هر یک از نامزدها با ارسال پیامکهایی که محتوای آن بعضا با ادبیات نامناسبی هم تنظیم شده است ، در صدد جذب آرای دیگران به نفع نامزد مورد علاقه خود هستند.

نکته اساسی آن است که غالبا این نوع پیامکها برای دوستان و آشنایان ارسال می شوند و بقول عامیانه در صدد "ضد حال زدن" هستند ، و گرنه کسی که به انتخاب قطعی خود رسیده باشد با پیامک و تشویق و تنبیه و ... حاضر به انصراف از نظر قطعی خود نیست. من تاکنون ندیده ام کسی ادعا کرده باشد پیامکی انتخاباتی از شماره ای ناشناس دریافت کرده باشد. در اینجا سود اصلی را شرکت مخابرات و اپراتورهای آنها می برند و بیچاره شهروندان کشورمان که باید هزینه این نوع پیامکها را از جیب خود بپردازند و بهای آن هم تنها واقع شدن در یک شور و هیجان یکماهه است که البته همین هم برای جوانان جویای نام و جویای کار ، غنیمتی است.

دیروز یکی از دوستانم تعریف می کرد که در سازمان مربوط شان همایشی برگزار شده بود که حامیان محمود احمدی نژاد در ساعت اداری و با استفاده از پتانسیل اداری و نیروهای اداری آن ، اقدام به برگزاری متینگی سیاسی کرده بودند. او مدعی بود که تمام امکانات آن سازمان برای برگزاری موفق این میتینگ بسیج شده بود. البته من پاسخی نداشتم، تنها به این نکته بسنده کردم که وقتی نامزد مورد علاقه آنان در یک اقدام نابرابر - در حالیکه چنین اجازه ای به سایر نامزدها داده نمی شود - با هزینه دولت به شهر مقدس مشهد می رود و در صحن امام(ره) حرم مطهر رضوی که جزو امکانات عمومی محسوب می شود سخنرانی می کند، و چند روز قبل آن از طریق همین پیامک از شهروندان مشهدی برای استقبال از رئیس جمهور دعوت می کنند و لحظاتی پس از سخنرانی وی ، خبرگزاری برنا از طریق همین پیامک ها و سایت خود اعلام می کند که" مردم مشهد بدون اعلام قبلی از احمدی نژاد استقبال باشکوهی بعمل آوردند " شما چه توقعی از سازمان دولتی خود دارید! دوستم سری تکان داد و سکوت کرد.

صحبت از پیامک بود و نقش آن بعنوان یک ابزار رسانه ای جدید ، موثر و کم هزینه. دیروز یکی از دوستان خوب که آدم باذوقی در زمینه شعر و شاعری است،  قطعه شعری در قالب رباعی سروده بود و از من خواست تا از آن در وبلاگم استفاده کنم، البته تاکید داشت که نامی از او برده نشود ، من ضمن تحسین او ، از درخواستش استقبال کردم و شعر زیبای او را در پایان این یادداشت استفاده می کنم.

 

با میرحسین فکر فردا کردیم

در ظلمت شب سپیده پیدا کردیم

ما سبزترین بیعت خود را امسال

با سیدی از تبار زهرا(س) کردیم.

[ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٥:۳۸ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed