صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

دیشب فیلم مستند انتخاباتی مهندس موسوی از شبکه یک سیما پخش شد. صحنه های جالبی داشت و آقای مجید مجیدی بسیار هنرمندانه کار کرده بود. جمله ای بر روی تکه کاغذی نوشته شده بود با این مضمون که چشم نواز بود :"خدا کند که بیایی"

با ورود میر حسین موسوی به رقابتهای انتخاباتی ،خواب برخی آشفته شده است. دیروز  پیامکی دریافت کردم که در آن از اینکه شال سبز بعنوان نماد انتخاباتی طرفداران وی مورد استفاده قرار گرفته ، ابراز نگرانی شده بود. توجه کنید:"شال سبز که نشانه اهل بیت است، تبدیل به دستمال رقص رقاصان در ایام شهادت حضرت فاطمه شده، متاسفیم و این شال ریا را وسیله فریب مانند قرآن به نیزه در برابر علی می دانیم." به اس ام اس دیگری توجه کنید:" بیایید برای شفای کسانی که از نشان سبز بعنوان مچ بند استفاده می کنند دعا کنیم."

این پیامها آنقدر گویا هستند که هیچ نیازی به توضیح بیشتر ندارند. اگر کسانی دغدغه دینداری دارند، اگر کسانی دغدغه ارزشها را دارند و اگر فردی را شایسته ریاست جمهوری می دانند که برای پیروزی وی تلاش می کنند، هیچ نیازی به چنین شیوه هایی نیست، نیازی به شبیه سازی جنگ صفین و قرآن بر سر نیزه زدن نیست ؛ صحبت بر سر یک امر اجتماعی و قراردادی و یک رقابت انتخاباتی است که طی آن تعدادی از نخبگان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری می کنند و از فیلتر شورای نگهبان نیز عبور می کنند و سپس توانایی ها و برنامه های خود را ارائه می کنند  تا مردم قضاوت کنند. اینکه دیگر اهل بیت و قرآن و جنگ صفین و سرنیزه و معاویه و یزید و... نیاز ندارد

از این نوع اقدامات در جامعه ملتهب امروز ما که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری واقع شده ، فراوان است. روز پنجشنبه در میدان ولیعصر مراسمی برگزار شده بود، اما مداح مراسم ، سخنانی بر زبان راند که قلب بسیاری را شکست. مداح هیات رزمندگان غرب تهران در مراسم سوگواری حضرت صدیقه طاهره(س) پیش از آغاز مرثیه‌خوانی، به سخنرانی انتخاباتی علیه میرحسین موسوی و محسن رضایی و حمایت از محمود احمدی‌نژاد پرداخت. پس از این اظهارات، وی با متهم کردن محسن رضایی به نوشاندن جام زهر به امام و متهم کردن موسوی به کشیدن نقاشی به جای سرکشی به فقرا، صریحا اعلام کرد، رای ما آقای احمدی‌نژاد است و فرد مورد نظر ما باید شجاع و با توکل باشد. وی سرکشی به فقرا را سیره رهبری و امامان معصوم خواند و گفت: این‌گونه نیست که فقط امضا کنی، خودت باید بروی، آن آقا پشت میز می‌نشیند و اگر چایش دیر شود، عصبانی می‌شود یا می‌نشیند نقاشی می‌کند. ما سال‌ها دنبال این بودیم ببینیم چه کسانی به امام جام زهر نوشاندند، آن آقا (خطاب به محسن رضایی) نامه نوشته که ما سلاح چه و چه می‌خواهیم تا ادامه بدهیم و آن آقا نامه دیگر می‌نویسد. برای ما شرکت در مجالس مذهبی مهم است، آن آقا را 20 سال در این مجالس ندیدیم.

به رغم احترامی که به مداحان اهل بیت قائلم ، اما روش اهل بیت عصمت و طهارت بدین گونه نبوده است که در حضور جمع از دیگران ، حتی اگر هم نااهل باشند، بدگویی شود.

اینگونه رفتارها پاداش کسی نیست که کشورمان را در هشت سال دفاع مقدس و در حضور بنیانگذار جمهوری اسلامی مدیریت کرد؟‌ پاداش کسی نیست که هشت سال جنگ را فرماندهی کرد؟ شما که ملت را به خودی و غیر خودی تقسیم می کنید، اگر حوادث ناگواری برای میهنمان اتفاق بیفتد، دیگر چه کسی حاضر است از این کشور دفاع کند؟ آیا هنرمند بودن چیز بدی است، اگر چیز بدی است شما چرا مداحی می کنید؟ جهت اطلاع شهید چمران هم نقاش بودند ، حضرت امام(ره) هم شاعر بودند، رهبر انقلاب هم شاعرند. طرح این نوع عوام فریبیها چه ارتباطی به سرکشی از فقرا دارد؟

باید به کسانی انتقاد کرد که کشور را به بیراهه بردند. در حالیکه شورای نگهبان هر چهار کاندیدا را به مردم بعنوان اشخاص صالح معرفی کرده است؛ چرا به افرادی همچون موسوی و رضایی که از عزیزان و زحمتکشان این نظام بوده اند ، در جمع عزاداران فاطمی اهانت می کنید. چنین مراسمی کاسبی دنیا در پوشش تعزیه اهلبیت است و این جز هواهای نفسانی، چیز دیگری نیست.

متاسفانه امسال عرصه انتخابات به مسابقه توهین بدل شده است و موسوی چقدر مظلوم است که یکی سیادتش را مشکوک می داند ، دیگری انگ ضد روحانیت می زند و آن یکی سبز سیادتش را رنگ ... می نامد، مداح معروفی، زنان طرفدار موسوی را فاحشه هایی می نامد که هیچ توجه به این مسئله نمی کند که هستند بسیاری از مادران و خواهران و دختران شهدا که حامی اویند.

میر حسین موسوی ترجمان گفتمان امام وانقلاب است ، قدر آنان را بدانیم و البته عاقبت از آن متقیان است.

[ یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٥:٥۸ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed