صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

آب! بسوزد دلت،

خاک! شود خاک عزا بر سرت،

باد! پریشان شوی،

چشم! الهی که بباری فقط،

 پیش نگاه شما...

مادر خورشید سوخت.

فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به همه دوستداران و شیفتگان آن حضرت و بازدید کنندگان این وبلاگ تسلیت عرض می کنم.

می خواستم مطلبی در رثای حضرت زهرا سلام الله علیها بنویسم؛ دو مطلب و دو توصیف زیبا که از ایام نوجوانی در ذهنم باقی مانده بود ،یادآورم شد؛ نخست آنکه؛ یکی از اصحاب امام حسین(ع) روایت می کند که به ابی عبدالله گفتم: به من بگو آیا رسول خدا چه گفت که فاطمه سرور زنان جهانیان است ، یا اینکه او سرور زنان زمان خود است؟ امام حسین(ع) فرمودند: این مریم بود که سرور زنان زمان خود بود، ولی فاطمه سرور پیشینیان و پسینیان است.(معانی الاخبار ص 107)

دوم؛ من هرچه در میان کلمات قصار اندیشمندان معاصر گشتم، کلامی بهتر و ناب تر از سخن دکتر شریعتی در توصیف دختر رسول الله(ص) نیافتم:

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است.

            در چند سال گذشته در یک اقدام و سنت نانوشته،ایام سوگواری آن حضرت بصورت بزرگداشت یک دهه ای برگزار می شود، با شکوه ترین این مراسم ها ، سوم جمادی الثانی است که در مناطق مختلفی از کشورمان برگزار می شود ، به واقع برگزاری چنین مراسم هایی ، نوعی معرفت شناسی برای سامان بخشی به روحیات و معنویات فردی و اجتماعی ماست. تقریبا مدت 10 سالی است که چنین مراسمی در منزل یکی از دوستان خوب و بزرگوارم که از سادات حسینی هم هست ، برگزار می شود و مراسم آن نیز با سخنرانی و مداحی همراه است و نفس حضور در این مجالس، غنیمت دانستن و چیدن گلی هر چند کوچک در دورانی است که پیشوایان دینی مان هر روز مظلوم تر می شوند.

            بزرگداشت این ایام برای من بسیار عزیز، جانسوز و خاطره انگیز است. به دو علت؛ یکی اینکه مادر ائمه ما به شهادت رسید ه است؛ دوم اینکه مادرم نیز در همین ایام چشم از جهان فرو بسته اند، برای همین است که همه ساله بلافاصله پس از حضور در این مجلس بر مزار مادرم در بهشت زهرا حاضر می شوم و برای شادی روحش دعا می کنم. 

در آستانه روز جمعه واقع شده ایم، روز جمعه روز استحابت دعاست. چنانکه رسولخدا(ص) فرمود:در روز جمعه ساعتى است که بنده مسلمان، در آن وقت چیزى از خدا نخواهد ؛ مگر آنکه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است که نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیک گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ص 221)

در این روز عزیز و پر از معنویت و اخلاص که با دیدن اسم مبارک حضرت فاطمه زهرا اشک و شکستن دل و یاد آوری غمها و مصیبتهای بی انتهای او به ذهن انسان متبادر می شود؛ از خدای عزیز می خواهیم که ظهور ولی صالح خود در روی زمین را نزدیکتر کند و به همه محبان و ارادتمندان و فرزندان او توفیق و سربلندی روزافزون عنایت کند.

[ پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed