صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

 دیشب نطق تلویزیونی آقای احمدی نژاد هم از شبکه اول سیما پخش شد. معمولا زنگ انشاء مربوط به کلی گویی است و متکلم در بیان موضوعی خاص هر آنچه که بخواهد سخن می گوید و می نویسد. بالعکس زنگ حساب چنین نیست. دیشب نطق تلویزیونی رئیس جمهور شبیه به زنگ انشاء بود و ظاهرا ایشان فراموش کرده بودند که پس از 4 سال مدیریت عالی کشور باید حساب و کتاب پس دهند.

رئیس جمهور در این برنامه بنام ملت ایران از پیشرفتها سخن گفت و ترسیم کلی ایشان از شرایط موجود ، کشوری آباد و مستقلی بود که اکنون هیچ تهدیدی متوجه آن نیست. در بخشی به نکته ای اشاره کردند که هیچ دورانی در طول دوره معاصر، به اندازه 4 سال گذشته حساس نبوده و طی آن کشورمان بارها در معرض تهدید نظامی واقع شد و ...

لازم است متذکر شویم که رئیس جمهور درست فرمودند ؛ ما در این 4 سال در معرض تهدید نظامی واقع شدیم ، اما مورد تجاوز نظامی که واقع نشدیم. آیا 8 سال جنگ تحمیلی که طی آن جهان غرب و شرق به حمایت صدام آمدند و زیربناهای اقتصادی و تاسیسات نفتی و کارخانجات ما را به آتش کشیدند و بیش از نیم میلیون از جوانان این کشور را به شهادت رساندند، حساس بوده است یا 4 سالی که کیسه ها و ذخایرمان به یمن افزایش قیمت نفت پر شده بود و شاهد تورم 25 درصدی بودیم؟ آیا فقط تهدید نظامی اهمیت دارد یا تهدیدهای اقتصادی که موجب ریزش طرفداران نظام می شود نیز دارای اهمیت است؟  

در اخبار دیروز خواندم که ایران در حال حاضر در میان 181 کشور جهان، ششمین تورم را در اختیار دارد. نرخ تورم در پایان سال گذشته به 4/25 افزایش یافت که بالاترین سطح آن در یک دهه اخیر است. بر اساس آمار صندوق بین المللی پول ایران در پایان سال 2008 پس از کشورهای زیمبابوه، ونزوئلا، افغانستان، مغولستان و میانمار بالاترین تورم جهان را بخود اختصاص داده است. آیا تورم 25 درصدی و خیل عظیم بیکاران همان"در اوج بودن غرور و عزت مردم ایران و افق امید به آینده" است؟

من به عنوان یک مخاطب تلویزیونی از رئیس جمهور توقع داشتم در خصوص میزان درآمدهای نفتی و نحوه هزینه و رابطه آن با تورم 25 درصدی سخن بگویند، من از رئیس جمهور کشورم انتظار داشتم بگویند که چرا و چگونه در مدت 4 سال ریاست او بر کشورمان 4 قطعنامه از سوی شورای امنیت صادر شد؟ من از رئیس جمهور کشورمان توقع داشتم توضیح بدهند که چرا تحریمهای بین المللی علیه کشورمان شکل گرفت؟ بجای ارائه آمار شمش آلومینیوم و فولاد و تعداد مقالات علمی ، کاش توضیح می دادند که طرح مسئله هولوکاست چه خسارتهایی به منافع ملی ما وارد کرد و متعاقب آن چرا از اتباع ایرانی در کشورهای غربی و حتی عربستان سعودی و امارات انگشت نگاری می شود؟ چرا ملوانان متجاوز انگلیسی به کاخ پاستور آورده شدند و وی از آنان دلجویی کرد؟ من از رئیس جمهور کشورمان توقع داشتم توضیح دهند که به رغم تلاش دولتهای گذشته در برقراری روابط مطلوب با جهان و ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی و هزینه های بسیاری که از بیت المال در این زمینه ها صورت گرفته است، چرا وی دولتهای پیشین را مذمت می کنند و سیاستهای تنش زدایی آنان را تخریب می کنند؟ نتیجه توزیع میلیاردها دلار پول به بنگاههای زودبازده که می توانست در زیربناهای کشور سرمایه گذاری شود ، به کجا انجامید؟ رئیس جمهور کشورم باید توضیح می دادند که چه میزان در شاخص‌های اساسی و اقتصادی پیشرفت داشته ایم؟ تولید در جامعه چه میزان رونق پیدا کرده است؟ چقدر پروژه‌های بزرگ اقتصادی در این چهار سال - به غیر از پروژه‌هایی که در دولت‌های قبلی شروع شده و دولت وی تلاش کرد به نام خود تمام کنند - پایه گذاری کرده است؟ من از رئیس جمهور کشورمان توقع داشتم در باره تخلف در واریز دلارهای  مازاد فروش نفت و عدم واریز آن به صندوق ذخیره ارزی توضیح بدهند. از شکست‌های پی‌درپی و تأسف برانگیز تیم‌های ورزشی ایران در رقابت منطقه‌ای و جهانی؟ از ناتوانی سیاست‌های دولتش در کنترل و کاهش قیمت مسکن؟ از آمارهای خلاف واقع؟ از تنگ‌تر شدن دایره خودی‌ها؟ از بی‌حرمتی به شخصیت‌های اندیشمند نظام؟ از عزل و نصب‌های پرتعداد که نشان ضعف یک دولت است ، توضیح می دادند! ، از ریخت و پاش‌ها و پول‌ پاشی‌های عاری از  تدبیر و برنامه ریزی!

انکار نمی کنم که هر دولتی هر چقدر هم ضعیف باشد به واسطه در دست داشتن کانال‌های اجرایی، بالاخره خدماتی هم دارد ، اما دیگر دوران سخنان احساسی بسر آمده است ، دیگر دوران بزرگ کردن نقاط قوت و کوچک کردن نقاط ضعف گذشته است. دیگر دوران اغراق گذشته است و باید عملکردها نقد شود.

[ سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:٤٦ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed