صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

طی روزهای گذشته و پس از آغاز تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری، طبق آمارها و نظرسنجیهای معتبر، میزان محبوبیت موسوی رو به افزایش گذاشته است. علت آن نیز شاید حساسیت مردم نسبت به امر انتخابات باشد، در روزهای اخیر صحبت از نامزدها و انتخابات ریاست جمهوری است و هر کسی به فراخور اطلاعات و دانش خود در این زمینه اظهار نظر می کند و همین امر نشان از گرایش مردم به حضور فعال در انتخابات ریاست جمهوری است. اکنون عقربه ساعت بسرعت به سود میر حسین موسوی می چرخد. درست برخلاف آن چیزی که برخی از حضور پر شور مردم واهمه دارند و از مشارکت بیشتر مردم به هراس می افتند. مثلا یکی از بزرگان دولت نهم گفته است: رای اندکی که پاک باشد، ارزش بیشتری دارد.

جای تعجب است در حالیکه همه مسئولان و دلسوزان نظام بر حضور حداکثری مردم تاکید می‌کنند و اعتبار نظام را نیز منوط به حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رای می دانند،طرفداران دولت نهم از  حضور حداکثری مردم هراس دارند. حال که چنین مباحثی طرح شده است ، بد نیست بر اساس همین نوع نگاه برداشت خود از وضعیت حال حاظر انتخابات را بیان کنم.

یقینا بیشترین آرای محمود احمدی نژاد مربوط به روستاها و شهرستانها و مردمی است که سیب زمینی و پیاز و سایر کمکها با عریضه نویسی میان آنها توزیع شده است؛ این بخش از مردم نیز حدود 10 تا 12 میلیون نفر (25 درصد شرکت کنندگان) را تشکیل می دهند که البته در برخی از نقاط این نوع مساعدت نتیجه معکوس در میان مردم داشته است، یعنی مردم پول را گرفته اند و نمی خواهند به وی رای دهند.

از طرفی طرفداران موسوی و کروبی نیز به دنبال بیدار کردن آرای خاموش مردم هستند، که شواهد نیز حکایت از همین امر دارد. در صورت حضور 50 درصدی واجدان شرایط در پای صندوقها رای، این به معنای رفتن آقای احمدی‌نژاد به مرحله دوم است. در چنین شرایطی طبیعی است که طرفداران وی از رای پاک سخن بگویند و هر چه که به زمان برگزاری انتخابات نزدیکتر شویم ، از چنین واژگانی در سطح گسترده تری استفاده شود؛ چون می‌دانند سقف رای آنها چه در مرحله اول و چه در مرحله دوم همین مقدار است و به پیش بینی کارشناسان سیاسی در صورت دوقطبی شدن انتخابات احتمال شکست وی بسیار به یقین نزدیک‌تر است. 

علاوه بر آن تاکتیک جدید ستادهای احمدی نژاد، بر تبلیغ علیه هاشمی رفسنجانی و حمایت هاشمی رفسنجانی از موسوی متمرکز است که این نتیجه ایست که از گرایش طبقات محروم و پائین جامعه نسبت به موسوی گرفته اند. در روزهای اخیر شاهد بودیم که عناصر شاخص این جریان از اقدامات موذیانه هاشمی رفسنجانی در حمایت از موسوی سخن به میان می آورند. کافی است سری به خبرگزاریهای فارس و برنا بزنید تا متوجه چنین مواضعی بشوید.

از طرفی بخش وسیعی از مردم منفعل و بویژه طبقات پائین جامعه نیز به نفع موسوی متمایل شده اند. البته نطق انتخاباتی روز جمعه وی نیز تاثیر بسزایی در میان اقشار فرودست و به ویژه اقشار مولد جامعه داشته است. وی در نطق خود به مشکلاتی که از نزدیک و در جریان سفرهایشان به مناطق مختلف طی یک ماه داشتند ، سخن گفت؛ فروش نرفتن برنج و چای شمالیها و مرکبات کرمانیها و بیکاری و حقوق معوقه اراکیها، مشکلات نیشکر و ... و در نهایت نتیجه گیری این موضوع که تصمیم گیری های بدون مشورت و بدون پشتوانه علمی و حرکتهای بدون برنامه ریزی و قانون گریزانه از مشکلات عمده ایست که به این دلایل وارد این عرصه شده است.

در بحث سیاست خارجی هم از اولویتهایی سخن گفت؛ اینکه اگر ما در داخل قوی باشیم بهتر می توانیم به برادران لبنانی و فلسطینی خود کمک کنیم، یا دستمان را از اینجا دراز می کنیم به آن سر دنیا ، یعنی آمریکای لاتین در حالیکه کشورهای همسایه و هم مذهب و هم زبانمان را در همسایگی خود در نمی یابیم و این بعلت نشناختن اولویتهاست. در هر حال وی مباحث و انتقادات سازنده و صادقانه ای مطرح کرد و یقینا هدف او تغییر مدیریت احساسی و سلیقه ای به مدیریت عقلانی و جمعی و علمی خواهدبود.

[ یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٩ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed