صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

دو شب پیش شبکه خبر سیما گزارشی از بازدید وزیر راه و ترابری از آزاد راه تهران شمال و در بخش دیگری ، جاده هراز (احتمالا رودهن و بومهن) را به تصویر کشیده بود. راستش هر وقت این وزیر را می بینم احساس ویژه ای دارم؛ چرا که با ادبیات جالبش مرا محو سخنان خود می کند. وی در بخشی از این گزارش برای اینکه نشان دهد مصمم به پیگیری مطالبات مردم و دولت است ، پیمانکار را مورد عتاب و خطاب قرار می داد که من 3 ماه قبل اینجا آمدم، کار شما پیشرفتی نداشته است و چرا کند کار می کنید؟... و ایضا در بازدید از طرحی در رودهن یا بومهن پیمانکار بیچاره مورد تهکم وزیر واقع شد که این تونل را نباید می زدید، این تپه را نباید خاکبرداری می کردید، مگر مملکت پول اضافی دارد که صرف چنین کارهای بیهوده ای شود ... و سخنانی قریب به این مضامین.

اینکه وزیر محترم دنبال مطالبات دولت و مردم از پیمانکاران است، چیز خوبی است، اما من به عنوان یک بیننده وقتی با چنین صحنه هایی مواجه می شوم ، چه تقصیری دارم اگر بخواهم برداشت خودم را بنویسم.

همه می دانیم که دولت نهم طی چهار سال گدشته به هر استان دو بار سفر کرده است، آخرین آن هم سی و یکم اردیبهشت به سمنان بود که بقول خودشان پرونده این سفرها بسته شد، اتفاقا بخش خبری 30/20 هم اعلام کرد که دولت نهم پس از بازدید از استان سمنان، در جلسه ای 4 ساعت و نیمه ، 170 طرح را به تصویب رساند. موبایلم کنار دستم بود ، با ماشین حساب آن 270 دقیقه را بر 170 تقسیم کردم، رقمی که بدست آمد 118 ثانیه بود؛ به عبارتی هر طرح طی مدت 118 ثانیه به تصویب رسیده است. تازه این استان سمنان بود ، اگر طرحهای سایر استانها را هم لحاظ کنید، شاید به رقمی کمتر از این هم برسید. تا آنجایی که اطلاع دارم دولت نهم طی نزدیک به 4 سال ، حدود 13 هزار مصوبه داشته و مردم هم بالغ بر سی تا چهل میلیون نامه به رئیس دولت نوشته اند و عمدتا درخواست کمک مالی کرده اند و البته که بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران را حل کرده اند!

در ذهنم داشتم مرور می کردم که وقتی هر طرحی در 118 ثانیه بررسی و تصویب می شود، خب چه تقصیری متوجه وزیری است که به پیمانکار تغیر کند که چه نیازی به زدن تونل در اینجا هست؟ چرا این بلندی را خاکبرداری کرده اید؟ وقتی دولت به هر استانی می رود و چند روز در آنجا می ماند و به نیازهای کلان و حتی خرد مردم و خانواده های نیازمند توجه می کند، میلیاردها ریال هزینه می‌کند و مردم را از شهرستان‌ها در مرکز استان جمع می‌کند و بعد هم رئیس‌جمهور سخنرانی می کند و به نظر تمام مشکلات حل می‌شود و معلوم نیست در طی این سخنرانی‌‌ها کدام زوایای مشکلات مردم شهرستان‌ها دیده می‌شود و این سفر از 6 کانال تلویزیون هم پخش می شود؛ چرا پروژه ای که در حاشیه شهر تهران قرار دارد، وزیر محترم 3 ماه به یکبار سر می زند؟ چرا وزیر راه و ترابری رنج سفر به دور افتاده ترین نقطه کشور را بجان می خرد، اما به پروژه ملی آزادراه تهران شمال که کنار دفترش واقع است، سری نمی زند؟ مگر قراردادی برای احداث این پروژه منغقد نشده است؟ مگر کار کارشناسی برای پروژه ها انجام نمی شود؟ مگر وظایف کارفرما و پیمانکار در قراردادها و مناقصات تعریف نمی شود؟ مگر مشخصات طرحهای عمرانی و نحوه انجام آن مطابق نقشه و حساب و کتاب نیست که وزیر محترم بگوید چرا اینجا تونل زده اید و چرا اینجا را خاکبرداری کرده اید؟

اگر پاسخ این سئوالات منفی باشد که قراین همین را نشان می دهد پس به من بیننده این گزارش حق بدهید بگویم سخن گفتن وزیری با چنین ادبیاتی آن هم جلو دوربین ها فقط و فقط دارای کارکرد تبلیغاتی است!

اصلا چه لزومی دارد به فلان طرح عمرانی در فلان استان سر بزنیم، هیچ نیازی نیست که با حضور در هر استانی قول ساخت ورزشگاه و سد و احداث راه و کارخانه و ... را بدهیم؛ در تهران و در دفتر کارمان بنشینیم و زیربناهای کشور را درست کنیم، از کارشناسان خبره استان و استانداران طرح بخواهیم ، برای طرحهای صنایع در استانها فکر کنیم و در صدد گسترش آن باشیم ،سرمایه گذاری را ایمن کنیم و برای مردم شغل و درآمد ایجاد کنیم؛ اینها مواردی است که باید در این چند سال رخ می داد که متاسفانه عواقب عدم توجه به آن برای سال های بسیار طولانی همراه با ما خواهد بود.

[ شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed