صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

در تقویم رسمی کشورمان 27 اردیبهشت ماه، روز ارتباطات و روابط عمومی نامگذاری شده است. چون وبلاگ نویسی و کارهای خبری مشمول این حوزه است، سزاوار نیست که به این مسئله نپردازیم. جایگاه این مطلب در ظرف زمانی دیروز می گنجید، اما اهمیت خبر رحلت حضرت آیت الله بهجت - که اینجانب از ارادتمندان ایشان بودم - مانع پرداختن به این موضوع شد.

موضوع ارتباطات از موضوعات جذاب و از رشته های روز جهان و البته مرادف با رشته های حوزه فناوری اطلاعات است. ارتباطات موضوعی است عام که مقولات متعددی را در برمی گیرد، روابط عمومی و روزنامه نگاری مهمترین آنها هستند. هر دوی آنها در کشور ما از مشکلات ساختاری رنج می برند. روابط عمومی ها نقش مهمی در معرفی نقاط قوت هر سازمانی ایفا می کنند و متقابلا نقاط ضعف آنها را پوشش می دهند. کارکرد  آنها هم در حد مطلوبی نیست، علت این امر نیز در عدم توجه دستگاه آموزشی کشور به ارتقاء کمی و کیفی مراکز آموزشی و دانشگاهی این رشته است. من بعید می دانم که کارکنان روابط عمومی ها و حتی مدیران آن درک صحیحی از کارکردها و وظایف روابط عمومی ها داشته باشند. اصلا رشته تحصیلی و تخصص بیش از 80 درصد آنها با وظایف سازمانی آنان متناسب نیست، علت در آن است که زیر ساختهای آموزشی ما خروجی های مناسبی نداشته اند و یا نگاههای سیاسی و عدم توجه به اصل شایسته سالاری در گزینش آنان دخالت داشته و بر این اساس افرادی که توانایی فعالیت در این مسئولیتها را دارند، به گوشه ای رانده شده اند.

در باره روزنامه نگاری نیز هنوز قوانین و آئین نامه های کشورمان متناسب با کشوری در حال توسعه و پیشرفت ، دچار تغییراتی نشده است. اینکه بخشی از دستگاه قضایی باید بعنوان مسئول نظارت بر مطبوعات باشد یا معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد چنین کاری را انجام دهد و به تبع آن هیات منصفه مطبوعات چنین وظیفه ای را دارد، از جمله مواردی است که باید کارشناسان و کمیسیون تخصصی آن در مجلس شورای اسلامی با مطالعه قوانین مطبوعاتی سایر کشورها و متناسب با فرهنگ کشور به دنبال تدوین و تصویب قوانین کارآمدی باشد. نمونه ای از این تصمیم گیریها را دو روز قبل در جامعه مطبوعاتی کشورمان شاهد بودیم. در حالی که تنها یک روز از انتشار دوره جدید روزنامه یاس نو نگذشته بود و صفحات دومین شماره آن برای انتشار به چاپخانه ارسال شده بود؛ دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با استناد به تجدید نظر خواهی دادستان تهران، این روزنامه را توقیف کرد. روزنامه یاس نو 5 سال قبل و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شده بود که اواخر سال گذشته رفع توقیف گردید.

فارغ از اینکه این روزنامه متعلق به چه گروه و حزب سیاسی است، همانند مرگ می ماند که جوهر آدمی از مرگ و اضمحلال کسی راضی نیست، هر بار هم که خبر توقیف نشریه ای را می شنویم ، متاسف می شویم؛ به ویژه که روزنامه ای پس از مدت محکومیت طولانی روند قانونی خود را طی کرده باشد، گویا کسی مرتکب جرمی شده باشد و پس از احراز جرم به 5 سال زندان محکوم شده باشد و محکوم علیه نیز محکومیت ۵ ساله خود را نیز طی کرده باشد، آنگاه پس از چند روز دوباره او را به زندان بازگردانیم  و به او اعلام کنیم که در حکم شما اشتباهی صورت گرفته است!

هر کسی با شنیدن چنین خبری به تحلیل های مختلفی می رسد. مگر می شود روزنامه ای پس از 5 سال رفع توقیف شود، مدیریت آن با افرادی برای سرویسهای مختلف خبری خود قراردادهایی ببندد، کاغذ مورد نیاز خریداری شود، ساختمانی برای این امر در نظر گرفته شود، هزینه های هنگفتی برای تهیه وسایل و لوازمی چون رایانه، فکس، خط تلفن، شبکه اینترنت و ... صرف گردد و اشخاصی هم با انگیزه های قوی برای یافتن شغلی وارد چنین مجموعه ای شوند، آنگاه پس از انتشار یک شماره از آن، به خط پایان برسد؟ به نظر شما چنین برخوردی ، آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری که می توانست به عنوان حداقل تریبون برای یک گروه سیاسی که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کند ، سیاسی نیست؟ بعید می دانم جریان سیاسی مقابل این روزنامه هم با دیدی که من طرح کردم، از توقیف آن خرسند باشند! چنین موضوعی سال گذشته برای جریان سیاسی مقابل روی داد و تمامی جامعه مطبوعاتی از توقیف آن روزنامه ابراز تاسف کردند.

در هرحال روز روابط عمومی و ارتباطات را به خانواده روابط عمومی و مطبوعاتی کشور تبریک می گویم و آرزو می کنم که هیچگاه نشریه ای بدون اختیار خود توقیف نشود. خدا قوت

[ سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed