صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

در خبرها آمده بود که سه خودروساز نیمه دولتی کشور با تولید حدود 54 هزار دستگاه خودرو سواری، در فروردین ماه امسال، رشد 3/33 درصدی را در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته تجربه کردند.

          من در هیچ جا ندیده ام که خودروسازان جهان از آمار فروش رو به رشد خود مفتخر باشند. آنچه که بدان توجه می کنند و سیاستهای خود را اصل و مبنا قرار داده اند، خدمات پس از فروش و رضایت مشتری است؛ نکته ای که در کشورمان مغفول مانده است. بارها کارشناسان و دلسوزان صنعت خودرو در این زمینه اظهار نظر کرده اند ، اما چندان توجهی از جانب خودروسازان به آن صورت نمی گیرد. بعنوان مثال یکی از افتخارات شرکت ایران خودرو بعنوان بزرگترین شرکت خودروساز ایران و خاورمیانه ، ثبت بالاترین رشد تولید برای خودرو  پژو 405 است، خودرویی که بالاترین تیراژ تولید این شرکت را به خود اختصاص داده است. این خودرو قدیمی که محصول دهه 1980 میلادی شرکت پژو است، سالهای سال است که در ایران تولید می شود و محصولی بی رقیب است، اما سال به سال از کیفیت آن کاسته می شود.

          این را می پذیریم که این خودرو با توجه به امکانات و فرانسوی بودن آن از دیگر محصولات همسطح خود بهترین است، اما کیفیت فنی آن دچار افت شده است. از طرفی متاسفانه نمایندگیهای این شرکت نیز قادر به خدمات مطلوب به مشتریان خود نیستند، حتی بهترین تعمیرگاههای آن از تشخیص برخی از عیوب فنی ناتوانند. این سخن تعدادی از مشتریانی است که به تعمیرگاه مرکزی این شرکت مراجعه می کنند. خود من نیز دچار این معضل هستم، از 5 ماه پیش برای پیدا کردن نقص فنی خودرو بارها بارها به تعمیرگاههای معتبر این شرکت مراجعه کرده ام ، اما به رغم اینکه هزینه تعمیراتی که نیاز به آن نبوده - بویژه تعویض قطعه را  دریافت کرده اند و مضاف بر آن هر بار 10 روزی خودرو را در تعمیرگاه به سبب عدم تامین قطعه یا با این ادعا که در شرایط تحریم بین المللی هستیم، نگهداشته اند - اما هیچگاه موفق به تشخیص عیب آن نشده اند؛ حتی کوچکترین پوزشی از سوی آنان صورت نگرفته است.

          گاهی در لابلای صفحات روزنامه ها، آگهی شرکتهای خودرو ساز شرق آسیا را می بینیم که برای فروش محصولات خود گارانتی 5 ساله با بهترین خدمات را در نظر می گیرند، در حالی که قیمت آن خودرو معادل همین مبلغی است که ما در داخل کشورمان برای تهیه خودرو هایی از این دست پرداخت می کنیم، به نظر شما ایراد از کجاست؟ چرا به حقوق مصرف کنندگان توجهی نمی شود؟ آیا این ضعف ناشی از دولتی بودن صنعت خودرو ما نیست؟ برای رفع مشکلاتی از این دست، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران چه تدبیری اندیشیده است؟ قوه قانونگزاری ما چه کرده است؟ سال گذشته برای همین مشکل، به تعمیرگاه مرکزی ایران خودرو مراجعه کرده بودم ، آنها  17 روز خودرو را به جهت عدم تامین قطعه در تعمیرگاه متوقف کرده بودند، یکی از نمایندگان مجلس که از دوستان قدیمی ام  به شمار می رود را دیدم که برای بررسی این نوع مشکلات و جمع آوری اطلاعات در آنجا حضور یافته بود، توضیحات مفصلی دادم و از قضا ایشان اذعان می کرد که من در مدت 3 ساعت حضورم در اینجا با هرکسی صحبت کرده ام ، آنان از ضعف ارائه خدمات و عدم رعایت حقوق مصرف کنندگان شکایت داشتند.

          دیروز در خبرها آمده بود که رئیس جمهور طی نامه ای به رئیس سازمان تربیت بدنی خواستار واگذاری سهام باشگاههای استقلال و پرسپولیس به مردم شده است، تا آنجایی که حضور ذهن دارم نزدیک به یک دهه است که این موضوع در سطح جامعه ورزش کشور مطرح است، اما چه شد که در موسم انتخابات همانند دهها مسئله دیگر که دستور رسیدگی آنها از سوی رئیس جمهور صادر می شود، این موضوع نیز شکل اجرایی به خود می گیرد، درست است که این اقدام در راستای اصل 44 قانون اساسی و دخیل شدن مردم و بخش خصوصی در مدیریت ورزش کشور انجام می شود اما چرا در این مقطع زمانی؟ نمی شد یک ماه دیگر این کار انجام می شد، یا نمی شد یکسال پیش چنین کاری صورت می گرفت؟ آیا این اقدام برای به دست آوردن آرای هواداران این دو باشگاه در آستانه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری صورت گرفته است؟ آیا در انتخابات بعدی نیز چنین موضوعاتی و به ویژه بحث واگذاری سهام ایران خودرو و خودروسازی دولتی به بخش خصوصی صورت خواهد گرفت؟

[ یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed