صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

داستان دستگیری رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی امریکایی سوژه اصلی رسانه های خارجی در ماههای گذشته بود. وی در بهمن ماه سال گذشته از سوی معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات دستگیر شد.  دادگاه انقلاب اسلامی او را به جرم جاسوسی برای آمریکا به 8 سال زندان محکوم کرد ؛ اما با فشارهای سیاسی در مرحله تجدید نظرـ که بسیار سریع هم صورت گرفت ـ محکومیت وی به 2 سال حبس تعلیقی تبدیل وسپس آزاد شد. آزادی وی بر اساس ماده  ۵٠۵ قانون مجازاتهای اسلامی صورت گرفته است که بر اساس آن هر کس با هدف بر هم زدن امنیت ملی اطلاعات کشور را در اختیار بیگانگان قرار دهد به 2 تا  5 سال زندان محکوم می شود ، به این مفهوم که او آزاد است و هرگاه تا مدت 5 سال چنانچه مجددا مرتکب جرمی شود محکومیت حبس 2 ساله وی قابلیت اجرایی پیدا می کند.

صابری با حمایتهای بین المللی وسیعی مواجه شد که رئیس جمهوری کشورمان نیز از این کارزار عقب نماند، او در نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه - که کمتر نظیر آن را در جمهوری اسلامی شاهد بودیم - خواهان دقت بیشتر در دادگاه تجدید نظر وی شد.

بالاخره پس از گذشت چند ماه رکسانا صابری آزاد شد ، اما افکار عمومی داخلی هنوز از علت اصلی بازداشت و متعاقب آن آزادی وی چیزی نمی دانند و پرسش‌های بسیاری برای آن پدید آمده است.

اینکه آیا می شود پذیرفت جاسوسی به 8 سال زندان محکوم شود و پس از چند ماه در مرحله تجدید نظر حکم وی به دو سال زندان تعلیقی بدل شود و اجازه خروج از کشور را نیز داشته باشد؟ یعنی می شود جاسوسی که به هشت سال زندان محکوم شده بود ، در مرحله تجدید نظر حکم او به این اندازه کاهش یابد؟ وی چرا دستگیر شد و چه شد که آزاد شد؟ آیا منافع ملی ما از این حرکت تامین شد؟ آیا بازداشت وی به منافع ملی ما آسیب رساند؟ با آزادی وی آیا وی از این اتهام تبرئه شده است؟ آیا آزادی او یک فرصت سیاسی برای جمهوری اسلامی است؟ آیا آزادی او باعث گرم تر شدن روابط میان آمریکا و ایران خواهد شد؟ آیا مقامات جمهوری اسلامی با این اقدام در صدد فشردن دست دراز شده اوباما هستند؟

برخی از آگاهان سیاسی معتقدند جمهوری اسلامی با این اقدام در صدد معامله ای بوده است که در قبال آزادی صابری، دیپلماتهای دستگیر شده ایران در عراق نیز آزاد شوند. عده ای دیگر بر این باورند که ورود محمود احمدی نژاد به این موضوع در حالیکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی بر اصل تفکیک قوا تاکید شده، صرفا بهره برداری تبلیغاتی در موسم انتخابات بوده است. عده دیگری نیز بر این باورند که بازداشت و محکومیت سنگین صابری، بخشی از تلاش‌های گروه‌های سیاسی درون ایران بوده است. همانطوری که می دانیم عده ای هم در ایران و هم در امریکا مخالف برقراری روابط حسنه بین دو کشورند، هر زمان که بارقه‌هایی از بهبود روابط ایران و آمریکا دیده می‌شود، گروههایی هم در ایران و هم در امریکا  تحرکاتی را باعث می شوند. برخی از گروههای سیاسی داخلی در نظر داشته اند با استفاده از پرونده صابری، هر تقاضایی برای پاسخ‌دهی به قدم‌های مثبت اخیر واشنگتن را به چالش بکشند.

خبر دیگری نیز دیروز منتشر شد که بر اساس آن میانجی گری حداد عادل و لاریجانی مقدمات سفر سید حسین  نصر به ایران را فراهم کرده است و محمود احمدی نژاد نیز تا زمان حضور وی در ایران از این مسئله بی خبر بوده است. گفته می شود حداد عادل و لاریجانی موافقت مقامات ارشد نظام را برای سفر مشاور اوباما به ایران اخذ کرده بودند. این دو از شاگردان شهید مطهری بوده اند و به خاطر دوستی وی با سید حسین نصر با خانواده وی در ارتباط بوده اند و پس از شهادت استاد مطهری کماکان رابطه خود را با خانواده نصر حفظ کردند. گفته می شود درخواست تعویق دادگاه تجدید نظر رکسانا که یکشنبه گذشته از سوی پدر وی مطرح شد به این دلیل بود که هنوز حضور و سفر نصر به ایران قطعی نشده بود.

آنچه که مسلم است آن است که فشارهای بین المللی و به ویژه رئیس جمهوری امریکا که چند بار در سخنانش از ادامه بازداشت صابری ابراز نگرانی کرده بود و در ادامه نامه محمود احمدی نژاد به دادستان عمومی و انقلاب - که آگاهان سیاسی اعتقاد به کارکرد تبلیغاتی آن دارند- دستگاه قضایی رای به آزادی صابری داد. از آن طرف این پرسش مطرح است که آیا این اقدام چراغ سبز به آمریکاست! اگر هم معامله ای در کار بوده ، آیا این معامله در راستای منافع ملی بوده است؟آزادی فرد متهم به جاسوسی ممکن است موانع گفتگوی اوباما با ایران را از سر راه بر دارد؟

[ چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٦:٢۳ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed