صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

سفرهای استانی فرصتی طلایی برای طرح شعارهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد است تا از این رهگذر در حالی که ادعا می شود وی ستادی در اختیار ندارد، به راحتی به خواسته های خود برسد. اساسا حامیان دولت نیاز به ستاد انتخاباتی نمی بینند ، نه اینکه تمایلی به این امر نداشته باشند. مگر کار ستاد چیست؟ مگر ستاد انتخاباتی برای هماهنگ کردن امور یک نامزد تشکیل نمی شود؟ مگر کار ستاد معرفی برنامه ها و محاسن یک نامزد نیست؟ چقدر باید هزینه چنین کارهایی بشود تا بتوان برنامه ای را برای مخاطبان توضیح داد؟ اگر روزنامه ای در اختیار داشته باشی که عالی است ، اگر تعداد روزنامه ها فراوان باشد، که چه بهتر و اگر هر روز در رسانه ها و آن هم از نوع تصویری اش باشد که نور علی نور. شکل فعالیتهای رئیس جمهور برخلاف آن چیزی که ادعا می شود بگونه ای است که از مدت ها قبل ستادی دارد. صداوسیما سفرهای استانی رئیس جمهور را به نحو ویژه ای پوشش می دهد و برای هر کدام از آنها ویژه برنامه ای تولید می کند و در بخش های مختلف خبری تصاویر حضور رئیس جمهور در شهرهای مختلف را نمایش می دهد و اخبار جهت داری را منعکس می کند.  وقتی هنوز کمتر از 40 روز به برگزاری انتخابات دهم مانده سفرهای استانی با قوت انجام می شود و دولت از ژنو به ورامین، اسلامشهر، شهریار ، کرج سپس به سوریه و از آنجا مستقیم به قزوین و در چند روز آینده به سمنان و ... می رود، دیگر چه نیازی به ستاد است. وقتی در آستانه انتخابات ، حامیان دولت نهم اقدام به توزیع فیلم های تبلیغاتی در قالب DVD های شکیل، در سفرهای انتخاباتی رئیس جمهور می کنند و برخی سایت ها ادعا می کنند که هزینه آنها از بودجه نهاد ریاست جمهوری تامین شده است، دیگر چه نیازی به ستاد انتخاباتی است!

از آن طرف هم وعده هایی داده می شود که جالب است. مثلا ؛ در راستای همسان سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی با بازنشستگان کشوری و لشکری با تصویب هیأت وزیران حداقل حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی به 420 هزار تومان افزایش یافت. جالب است بدانیم با این مصوبه، 50 روز قبل از انتخابات حقوق 2 میلیون و 800 هزار بازنشسته در کشور یکسان شد! همچنین اعلام شد برای 24 هزار مستمری بگیر سازمان تأمین اجتماعی که به دلیل کمبود سابقه یا از کارافتادگی حدود 70 هزار تومان ماهیانه دریافت می کنند ،تمهیداتی اندیشیده شده است که حداقل حقوق دریافتی آنها به 200 هزار تومان برسد و همه بازنشستگان چشم انتظار باشند که معوقه های بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز از ابتدای سال محاسبه و با حقوق خرداد ماه پرداخت بشود.

وقتی دولت در آستانه انتخابات سیب زمینی رایگان بین مردم توزیع می کند، چرا نباید از خود بپرسیم که این نوع کمک کردنها و مساعدتها چرا الان در فصل انتخابات صورت می گیرد؟... چطور می شود در آن سالهایی که قیمت نفت بصورت افسانه ای افزایش یافت، کسی به فکر عدالت اجتماعی و یکسان سازی حقوق بازنشستگان نبود، اما هم اکنون که بنا به اظهارات کارشناسان دولت با 40 هزار میلیارد تومان کسری بودجه روبروست، چنین کارهایی صورت می گیرد؟

صحبت از ستاد و سفرهای استانی و حضور در رسانه است، عملکرد بالا را مقایسه کنید با خاطره ای که محمد علی ابطحی اخیرا در وبلاگ خود نوشته است:

دیروز داشتم نگاهی به دست­نوشته­ها و خاطرات دوران اول ریاست جمهوری آقای خاتمی می­کردم. در یادداشت­های ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ نوشته بودم: امروز آقای خاتمی من را خواست و دوباره در مورد این­که تصمیم به شرکت در انتخابات دور دوم را ندارد صحبت کرد. ولی توصیه کرد که به دلیل احتمال کاندیداتوری در دور دوم، دفتر موظف است از این پس تا بعد انتخابات خرداد ماه سال آینده هیچ سفر جدیدی برای استان­ها و یا کشورهای دیگر برنامه­ریزی نکند. بیشتر کارها هم به سمت جلساتی برود که خبر آن منتشر نمی­شود. کاری کنید که جز در موارد ضرورت برنامه­های خبری از کارهای جاری من حذف شود. دستور آقای خاتمی برای این بود که اگر کاندیدا شود حق سایر کاندیداها که نمی­توانند از رسانه ملی استفاده کنند ضایع نشود. همین جوری. خاطره بود دیگه!

[ شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed