صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

در گذشته های نه چندان دور ، زمانی که هنوز پلاستیک و نایلون به شکل امروز روانه بازار نمی شد، محیط زیست بسیار سالمی داشتیم، اگر پای در طبیعت می گذاشتیم،اگر پای در روستایی می گذاشتیم،اگر برای تفرج و استراحت کنار رودخانه ای می رفتیم، اگر برای استفاده از هوای پاک راهی جنگل و دریا می شدیم، هیچگاه به شکل امروز اطراف خود را در محاصره بطریها و مواد پلاستیکی نمی دیدیم. فرشی از نایلون دشتها و بیابانهای اطرافمان را پوشانده است. دور درختان پیچیده شده اند، داخل خاکها فرورفته اند، جلوی ریشه دواندن گیاهان را گرفته اند، دریاها را به تسخیر خود درآورده اند و جانوران بینوای دریایی را به کشتن می دهند ، دیگر از زیبایی سواحل خبری نیست، طبیعت رنگ و بوی گذشته را ندارد.

ظهور پدیده شهرنشینی و ورود تکنولو‍ژیهای جدید، الزامات جدیدی را به جامعه امروز تحمیل کرده است؛ بطوری که غذا های خود را با پوشش پلاستیکی می پوشانیم ،چای را در لیوان پلاستیکی می نوشیم ، لباسهایی می پوشیم که در آن الیاف نایلونی بکار رفته است، جای جای منزلمان پر از لوازم پلاستیکی است.

یادم می آید در زمان کودکی ، پدر خسته از کارهای روزانه دستمال یزدی خود را تحویل مادر می داد ، ما بچه ها با ولع آن را باز می کردیم ، یک روز در آن میوه بود، روزی در آن خرما، یک روز نبات بود، روزی بادام و پسته، روزی برگه زردآلو و ... اگر هم چیزی می خواستیم از مغازه تهیه کنیم در پاکت های کاغذی تحویلمان می دادند، اما امروز دیگر از آن وضع خبری نیست، مغازه داران هرکالایی را با هر حجمی داخل نایلونها می گذارند و گردش کار فروشگاهها بدون نایلون ممکن نیست. بین ۲۵۰ تا۵۰۰ سال طول می کشد تا این مواد در طبیعت تجزیه شوند و ما بدون ایجاد یک سیستم بازیافت قوی اجازه می دهیم این مواد تمام این مدت در طبیعت باقی بمانند و محیط زندگی مان را تغییر دهند و روز به روز هم بر میزان مصرف خود می افزاییم. ما قدر زمین خدا را نمی دانیم و بی محابا آن را آلوده می کنیم و به فکر فرزندانمان نیستیم.

اما در فراسوی مرزها ؛ مردم دغدغه ما را ندارند، سطل زباله‌های خشک و تر سال‌هاست که از هم جدا شده اند. در برخی مناطق خود مردم به صورت خانگی زباله‌هایشان را بازیافت می‌کنند. در آلمان حتی سطل‌های ویژه‌ای را برای باتری‌ها گذاشته‌اند که با باقی زباله‌ها مخلوط نشود. آنها چنین رویکردی به مصرف زیاد نایلونها، ندارند. چندسالی است که مجدداً به سمت استفاده از پاکت گرایش پیدا کرده اند.

بهترین جایگزین کیسه‌های پلاستیکی، کیسه‌های پارچه‌ای قابل تجزیه و یا همان بیوپلاستیکها هستند. شنیدم اخیرا کار گروهی در هیات دولت در مورد این موضوع فعالیت می کند و به تصویب مصوبه نزدیک شده تا بر اساس آن از سبدهایی از جنس نی یا پارچه استفاده شود. امیدوارم این موضوع اجرایی شود تا از شر مواد پلاستیکی رها شویم و البته مردم و مسئولان هر یک وظایفی در این خصوص دارند. مردم فرهنگ استفاده از اینگونه مواد را به فرزندان خود بیاموزند و مسئولان نیز از طریق نظارت ، تولید بطریهایی از این جنس را محدود کنند و کارخانجات سازنده نایلونها را وادار به ساختن انواع پاکتهای محکم و یا جایگزین های مناسب دیگر نمایند. مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه مسئولیت مهمی دارد. این نهاد مقتدر باید از طریق تصویب قوانین قوی ، برخی از نهادها و سازمانهای دولتی و بخش خصوصی را به سمت کاهش تولید استفاده از مواد نایلونی و پلاستیکی سوق دهد.

 

[ چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed