صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

دیروز به همایشی دعوت شده بودیم، سخنران محترم آن جلسه که در جمع انسانهای شریفی سخنرانی می کرد، پس از ساعتی سخن گفتن ، به نقد اساسی دوران اصلاحات پرداخت و از فعالیتهای دولت نهم تمجید نمود و میر حسین موسوی را متهم به سکوت در برابر حوادث 18 تیر و ... کرد.

ظاهرا عده ای در این ایام و با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به دنبال کشف نظر مقام معظم رهبری در باره انتخابات هستند و کشف نظر ایشان را مهم تر از اصل انتخابات می دانند. بجای اینکه تمام توان و تلاش خود را برای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات و ایجاد فضای پر نشاط و شاداب نمایند، به دنبال مصادیقی هستند که بر اساس آن در مکانی دولتی و از تریبونی که متعلق به بیت المال است، نظر خود را اعلام و به افراد حاضر توصیه انتخاباتی کنند. جالب است که سخنران محترم در پایان سخنان خود به این نکته اشاره کردند که هرچند مقام معظم رهبری در مشهد مقدس نظر خود را در باره انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشتند، لیکن ما بر اساس شواهد و حمایتهای ایشان از دولت نهم به گزینه آقای احمدی نژاد می رسیم.

متاسفانه تحلیلها بگونه ای سطحی شده است که هواداران یک جریان احساس می کنند نامزد ریاست جمهوری در اردوگاه رقیب ، دشمن و معاند نظام است. یکی نیست به آقایان بفرماید که موسوی، کروبی و دیگرانی که احساس مسئولیت می کنند و پای در این عرصه می گذارند، همگی در قالب قانون اساسی این نظام به مسئولیتهایی رسیده اند و می خواهند در همین قالب نیز فعالیت نمایند. من می پرسم اگر دولت نهم در سه سال و نیم گذشته بمیزانی موفق بوده که اطرافیان و هواخواهان وی، برای یک دوره دیگر هم در صدد حفظ او در ساختمان پاستور هستند، چه نیازی به تخریب رقبای او و توزیع سیب زمینی و پرتقال در آستانه انتخابات دهم دارند؟ من می پرسم اگر در زمینه اقتصادی آن چنان که آمار می دهند ، موفق بوده اند در حالیکه نه با جنگی روبه رو بوده ایم و نه مجبور بوده ایم مثل دوران هاشمی رفسنجانی بازسازی کنیم و درآمد حاصل از نفت نیز بی سابقه بوده است و در شرایطی که دولت حاضر، دولت و اقتصادی که سرپا بوده است را تحویل گرفته ،چرا با تورم 25 درصدی که رسماً خودشان اعلام کرده اند، دست به گریبانیم؟

می پرسم چرا فرهنگ عریضه نویسی را در میان مردم باب کرده اند و شأن مردم را کاهش داده اند، چرا شرایطی در شهرستانها فراهم کرده اند که مردم نیازمند نامه بنویسند و آنها از ثروت خودشان مبلغی به آنها بدهند و این موضوع را به عنوان یک نکته مثبت برای خود تلقی کنند؟ باید پرسید چرا مردم به این درجه رسیده اند که نامه می نویسند به امید اینکه 50 هزار تومان بگیرند؟ و... راستی چرا جامعه روحانیت مبارز تهران به عنوان بزرگترین و موثرترین تشکل سیاسی اصولگرایان هنوز در حمایت از موسوی یا احمدی نژاد دچار تردید است؟آیا آنها هم منتظر کشف نظر مقام معظم رهبری هستند یا اساسا به دنبال فعالیت سیاسی هستند؟ امیدوارم عقلای ما از جاده انصاف خارج نشوند و به قاعده بازی که همانا رقابت سالم است تن در دهند.

 

[ سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed