صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

سلام؛

    خیلی وقت بود که در نظر داشتم وارد فضای وب شوم، اما این امکان فراهم نمی شد تا اینکه بیست و ششم اسفند 1387 ؛ درست در واپسین روزهای سال این توفیق را یافتم.

     اما در مورد نام وبلاگم باید بگویم که نام با مسمایی است و منظوری هم از آن نداشتم ، ولی پس از انتخاب آن متوجه شدم که تمام آن چیزی را که می خواستم در این نام مستتر است. 

    نام های متفاوتی منظورم بود، اما خیلی دچار تردید بودم، همین تردیدها باعث آن شد که از حضرت حافظ  مدد بخواهم، تفالی به دیوانش زدم و این غزل زیبای خواجه هدیه ام شد که دوران نوجوانی و جوانی ام بی نهایت در سیطره بار معنایی آن قرار داشت؛

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟

آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟

خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟

لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد؟ شهر یاران را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند

کس به میدان درنمی آید، سواران را چه شد؟

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟

زهره سازی خوش نمی سازد، مگر عودش بسوخت؟

کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟

حافظ، اسرار الهی کس نمیداند، خموش

از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد؟

     بالاخره از میان این همه کلمات زیبا "صد هزاران" را برگزیدم ، امیدوارم بتوانم در زمینه های مختلف و مطابق قوانین و مقررات و بر اساس آن چیزی که مجاز هستیم، به گفتگو بپردازم.

                                         

[ سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed