صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

 

فردای اجلاس ژنو، دوستی از سخنرانی رئیس جمهور در این اجلاس تمجید می کرد، در پاسخ گفتم: بواقع من تاکنون چنین توهینی در این حد به مردم ایران ندیده بودم،رئیس جمهور نماد و نماینده جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس بود و اهانت به او ، اهانت به مردم با فرهنگ ایران بود، چرا با دستان خودمان زمینه چنین توهین هایی را فراهم کنیم، آیا توهین به رئیس جمهوری کشورمان، حماسه و دفاع قهرمانانه است؛ پس حکمت، عزت و مصلحت که 3 اصل بنیادین سیاست خارجی ماست، چه می شود؟ اصلا چه ضرورتی دارد که رئیس جمهور برای اعلام مواضع خود در اجلاسی شرکت کند که تنها سه کشور توگو، تیمور شرقی و مونته نگرو، در سطح رئیس حکومت در آن حاضر شده‌اند و بقیه حتی در سطح وزیر خارجه نیز حضور نداشتند. در ادامه یادآور شدم که تئوریسین های دولت نهم هم بخوبی می دانند که اعتراض ملت ایران، گروههای سیاسی و رسانه‌های داخلی برای محکوم کردن حرکت زشت تعدادی مزدور در برابر رئیس جمهور دفاع از این حرکت نیست،بلکه نوعی اعتراض منفی است از این منظر که به نماینده حقوقی ملت ایران توهین شده است.

یادآوری سیره بنیانگذار جمهوری اسلامی(ره) در این زمینه کمک خوبی به موضوع است. مهندس میرحسین موسوی که اخیرا در جمع دانشجویان دانشکده منابع طبیعی و کشاورزی گرگان حضور یافته بود در پاسخ به سوال یکی از حضار در مورد اتفاقات اخیر ژنو به خاطره‌ای از دورانی که وی وزارت امورخارجه و آیت‌الله مهدوی کنی سرپرستی کابینه را برعهده داشت و سفرش به سازمان ملل اشاره کرد و با تاکید بر این که "می‌خواهم با نقل این خاطره ذهنیت شما را به حساسیت‌های امام روشن سازم" اظهار داشت: در آن زمان قرار شد وزیر امورخارجه به سازمان ملل برود. پس از آنکه رئیس‌ دولت را نسبت به خوب بودن سفر راضی کردم خدمت حضرت امام رسیدم و توضیحاتی ارائه دادم. امام فرمودند مسافرت خوب است ولی اگر به صورت اتفاقی مثلا هواپیمای شما را توقیف کنند، یا به فرض اینکه وقتی شما پشت تریبون سازمان ملل قرار گرفتید آنگاه به یکباره مثلا برق را قطع نمایند ، و این توهین به نظام جمهوری اسلامی می‌شود. در این صورت شما چکار خواهید کرد؟ بنده توضیح دادم که چنین چیزی امکان وقوع ندارد و دلایل آن را برشمردم. روشن است که امام تا کجا را و احتمالات را تا چه حد پیش‌بینی می‌کردند.

 

[ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed