صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

         در کشورهایی که تصمیمات بر مبنای اصول علمی و خرد جمعی گرفته می شود، آمارها بعنوان مهمترین زیر ساختهای تصمیم گیری و برنامه ریزی، نقش مهم و موثری در فرآیند توسعه آن کشورها ایفاء می کنند. آمارهایی از قبیل تعداد جمعیت هر شهر، روستا ، استان و ناحیه ، جمعیت جوان و میان سال و ... تعداد صنایع ، مساحت زمین های زیر کشت، تعداد دانش آموزان، دانشجویان، مشخصات راهها و ... نوعی از آمار هستند که معمولا برداشتهای سیاسی از آن نمی شود، اما در مقابل نوعی از آمار وجود دارند که با نگاه سیاسی بدانها نگریسته می شود، یعنی این امکان وجود دارد که اینگونه آمارها با نگاه سیاسی تهیه شوند. در کشور ما این نوع آمار از طریق مرکز آمار ایران و بانک مرکزی اعلام می شوند.

            در طول چند سال گذشته آمارهایی که از طرف بانک مرکزی و مرکز آمار ایران اعلام شده اند ؛ از سوی اشخاص، احزاب، تحلیلگران و مفسران و اخیرا حتی از سوی خود دولتیها زیر سئوال رفته است. بر این اساس برخی از اعضای اقتصادی دولت در ارائه آمار و صحت آنها تشکیک می کنند و یا پس از اعلام و بروز واکنشهایی از سوی جامعه، با ارائه توضیحاتی در تصحیح آنها می کوشند.

            در روزهای گذشته به دو مورد از این نوع اقدامات برخورد کرده ایم؛ نخست سخنان معاون اول رئیس جمهوری در مراسم افتتاح کارخانه ساروج سیمان کنگان که گفته بود:"در هر سال از فعالیت دولت نهم تقریبا شش برابر دولتهای گذشته کار شده است." یک روز پس از این سخنان، در حالیکه رسانه ها از این نوع آمارها انتقاد کردند ، وی در سخنانی با تخفیف چند دهم درصدی به تصحیح سخنان روز گذشته اش پرداخت و در همایش "تحول اقتصادی،الگوی مصرف" اعلام کرد که: دولت نهم 2/5 برابر در مقایسه با قبل یرای تولید، رشد و عمران کشور کار کرده است" جذابیت این مطلب برای رسانه ها به میزانی بود  که حتی روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع خود پس از درج گفته ایشان موضوع را دستمایه طنز خود قرار داده و به حکایتی اشاره کرده است:"یکی آهی کشید و گفت: خدایا برسان یک من برنج و دو من روغن. رفیقش به او گفت: یک من برنج دو سیر روغن می خواهد نه دو من! اولی جواب داد: حالا که خیالیه بگذار چرب ترش کنیم."

          اما مورد دوم: مطابق برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشور(1388-1384) نرخ بیکاری در سال پایانی برنامه چهارم یعنی سال 1388 باید به 4/8 درصد برسد. در حال حاضر با توجه به ناموفق بودن اقدامات دولت در کنترل بیکاری و عدم دستیابی به نرخ بیکاری تک رقمی، ضمن اینکه از برنامه عقب افتاده ایم به شمار بیکاران نیز افزوده شده است. مرکز آمار ایران نیز که مسئول اعلام نرخ بیکاری است، با ارائه آماری غیرواقعی نرخ بیکاری را 4/10 درصد اعلام کرده است، از طرفی وزارت کار و امور اجتماعی در سه سال و نیم گذشته اصرار داشته است که اقدامات اساسی اش در امر اشتغال زایی باعث تک رقمی شدن نرخ بیکاری از طریق تشکیل بنگاههای زودبازده شده است. دستکاری آمار از سوی مرکز آمار ایران تا بدانجا رسید که بالاخره وزیر کار با تاخیری چندماهه اعلام کرد که آمارهای مرکز آمار ایران غیر واقعی است.

            مرکز آمار ایران در سال 1387 در گزارشی از کاهش نرخ بیکاری به 6/5 درصد در پاییز 87 خبر داده بود. وزیر کار به این آمار واکنش نشان داد و گفت:"به اعتقاد من این نرخ بیش از 5/10 درصد در پاییز است." خبرگزاری ایسنا نیز در گزارش 26 فروردین خود نرخ بیکاری حال حاضر کشورمان را از قول وزیر کار 5/12 درصد اعلام کرده است. جالب است بدانیم در حالیکه بر اساس معیار اصلی بانک مرکزی ، میزان تورم به 9/25 درصد رسیده، وزیر کار در این گزارش به میزان تورم بر اساس مدل فرعی بانک مرکزی اشاره کرده و میزان تورم را در پایان سال گذشته 17 درصد اعلام کرده است. اعلام این نوع آمار واکنش تعدادی از نمایندگان مجلس را نیز در بر داشت. نمایندگان اسلام آباد و ایلام در تذکری به وزیر کار و وزیر اقتصاد، پرهیز از اعلام آمارهای غیر واقعی در مورد نرخ بیکاری را خواستار شدند.

            نکته حائز اهمیت این است که مردم آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار ایران را نمی پذیرند. آنان معتقدند در زندگی روزمره خود با تورمی به مراتب بیشتر از آنچه این مراجع اعلام می کنند دست به گریبانند. هریک از ما در خریدهای روزانه خود از قبیل اقلام خوراکی، رفاهی، بهداشتی و پوشاک به تورمی بیش از این می رسیم. به نمونه ای از آن که در همشهری 27 فروردین درج شد توجه کنید: از 29 قلم کالای مورد مطالعه بانک مرکزی در شب عید سال 88  و مقایسه آن با شب عید سال 87 بجز روغن نباتی، کدوسبز، لیمو شیرین و پرتغال ،24 قلم گران تر شده است. مثلا تخم مرغ از 2950 تومان به 3200 تومان، برنج درجه 2 داخلی از هر کیلو 1300 تومان به 1900 تومان، گوشت قرمز از 8600 تومان به 10 هزار تومان، مرغ از 2300 تومان به 2700 تومان و چای از 4 هزار تومان به 4600 تومان و... افزایش پیدا کرده است.

        اینها آماری رسمی اند که از سوی بانک مرکزی اعلام شده است و دولت نیز آن را پذیرفته است. چنانچه آمار 9/25 پایان سال را به نسبت سال 1386 مقایسه کنیم که هیچکس آن را انکار نمی کند، یک چهارم بهای پیشین در این بازه زمانی به قیمتها افزوده شده است. در این بازه به درآمد کدامیک از گروههای شغلی جامعه 25 درصد افزوده شده است؟ از طرفی در اطرافیان خود به کسانی بر می خوریم که هرجایی رفته اند، موفق به پیدا کردن کاری نشده اند.

            سئوال اساسی این است که شفافیت و صراحت در این بخش چه اشکالی دارد؟ بالاخره آمار واقعی کدامند؟ مگر ما برای خدمت به مردم تلاش نمی کنیم؟ اگر مردم از آمار واقعی آگاهی یابند چه می شود؟ آیا نظر آنها نسبت به دولتمردان تغییر می کند؟ خیر. مردم از صداقت و اقدامات خوب استقبال می کنند ولی اگر با صداقت و صراحت با آنان برخورد نشود و یا آماری غیرواقعی ارائه شود ، حساسیتهایی در میان آنان ایجاد می شود. این اخلاق ناپسندی است که برای اثبات خود دیگران را تخریب کنیم. کارهای خوب باید بصورت صحیح اطلاع رسانی شوند اما نه از طریق مقایسه با دولتهای دیگر.

         اساسا مقایسه دارای شرایطی است ؛ ما باید یک جنس را با جنس مشابه دیگری که دارای شرایط یکسانی هستند مقایسه کنیم، اصلا کاری هم به مسائل سیاسی نداریم، بحث ما در این نوشتار بحث تورم و نرخ بیکاری است. طبیعی است از جمله لوازم کنترل تورم و نرخ بیکاری ، داشتن منابع مالی خوب است، به اعتقاد تمامی کارشناسان دولت حال حاضر فربه ترین دولت جمهوری اسلامی از لحاظ مالی است که این وضعیت به واسطه بالا رفتن قیمت نفت حاصل شده است، سئوال این است کدامیک از دولتهای پیشین - دولت مهندس موسوی و پس از آن دولتهای هاشمی و خاتمی - دارای چنین منابع عظیم مالی بوده اند؟ کدامیک از دولتها مطابق برنامه چشم انداز بیست ساله حرکت کرده اند و کدامیک از برنامه پیش بوده اند؟ زیر ساختهای کشور در دولتهای پیشین با چه میزان ازمنابع ساخته شدند و با چه شرایطی؟

         همه دولتها در جمهوری اسلامی با رای و پشتوانه مردم سرکار آمده اند و چه این دولت و چه دولتهای پیشین همگی خدمتگزار مردم بوده اند، اما این اصل را بپذیریم که هر دولتی قدرت را در دست گرفته است مورد اقبال مردمی بوده است که باید به انتخاب مردم در هر مقطعی احترام گذاشت و نباید از طریق مقایسه های مخدوش خدمات آنان را نادیده گرفت. همه دولتهای پس از انقلاب نهایت تلاش خود را برای ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی بکار بسته اند و بنا بر شعارهایی بر سر کار آمده اند ، عملکرد همه دولتها هم باید مورد نقد قرار گیرند ، اما این نقد نباید به بهای تضعیف کلیت نظام منجر شود.

[ شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٦ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed