صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

رهبر معظم انقلاب در ابتدای سالجاری سال 1388 را سال اصلاح الگوی مصرف در تمامی زمینه ها اعلام کردند و در چند روز گذشته نیز با توضیحاتی در خصوص آن ، برداشت اشتباه برخی را تصحیح و مقصود اصلی خود را بیان کردند.

در یادداشت پیشین خود در خصوص اصلاح الگوی مصرف به نقش دولت در این امر مهم اشاره کردم. در این یادداشت نیز به تبیین برخی از مصادیق اصلاح الگوی مصرف می پردازم. برخی از افراد الگوی مصرف را معادل ریاضت کشی تلقی می کنند ؛ در حالیکه این موضوع کمترین جایگاه را در میان مصادیق مصرف بخود اختصاص داده است.

همه ما می دانیم که اقتصاد یک علم است و این علم دارای تئوریهایی است که با بکار بردن و اعمال راه حلهای آن، مشکلات و معادلات پیچیده ای که در جامعه ای بوجود آمده است را به ساده ترین شکل ممکن برطرف می نماید. اینجا تاکید بر راه حلهای منطقی و عقلانی است و این خود بزرگترین مصداق رعایت الگوی مصرف است.خسارات و زیانهایی که بدون رعایت اصل تعقل گرایی ؛ بر افراد،گروهها و جامعه وارد می شود شاید در ظاهر بچشم نیاید ، اما با هزینه فایده آن و محاسبه آثار زیانبار آن متوجه خسارات هنگفت آن می شویم. البته این محک نیز در دست تصمیم سازان است، بنابراین شایسته است به این اصل اساسی بعنوان مبنای سایر مصادیق توجه جدی شود. تصمیم سازیها و سیاستگزاریها و ارائه راه حل برای مشکلات اقتصادی مبتنی بر اصل هزینه و فایده و با رعایت تمامی جوانب داخلی و منطقه ای و بین المللی و به دور از تعصبات گروهی و جناحی و احساسی باشد و اهداف دراز مدت در اولویت قرار گیرند.

نکته بعدی در مورد نوع مصرف مردم است. مردم اختیار منابع مالی خود را دارند و از طرفی بیشترین جمعیت کشورمان در این طبقه متوسط جای گرفته اند ،طبیعی است که افراد این طبقه به هنگام مصرف جانب احتیاط را رعایت کنند. اگر کالاهای لوکس را به عنوان یکی از مصادیق مصرف تلقی کنیم، تنها راه حل در این زمینه باز هم نقش دولت از طریق مدیریت مصرف منابع و دستکاری قیمتهاست. تجربه نشان داده است که بخشی از افراد این طبقه نیازهای خود را به شکل دیگری تامین می نمایند.نقش نهادهای فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی در فرهنگ سازی این موضوع مهم و اساسی است.

در دیگر سوی دولت بعنوان بزرگترین نهاد دارای منابع عظیم نیز نقش بزرگی در جلوگیری از اتلاف منابع دارد. مهمترین بازوی اقتصادی دولت صندوق ذخیره ارزی است که اهداف پایه گذاران آن چیزی نبوده است که اکنون شاهد هستیم.اهداف بانیان این مجموعه مالی آن بوده است که این صندوق به عنوان سوپاپ اطمینان برنامه های توسعه عمل کرده  و نقش یک ضربه گیر را هنگام بحرانها بازی کند. رعایت الگوی مصرف نباید در این بخش مغفول بماند، برداشتها از این حساب با برنامه، اصولی و با تصمیمات شورایی صورت گیرد و هدف از آن در خدمت تولید و باز تولید باشد.

از مصادیق دیگری که در امتداد برداشت از صندوق ذخیره ارزی صورت گرفته است، موضوع تزریق غیر اصولی درآمدهای نفتی به اقتصاد کشور است که در این زمینه کارشناسان و دلسوزان هشدارهای لازم را داده اند و متاسفانه توجهی به آنها نشده است. بنابراین رعایت الگوی مصرف در این زمینه نیز ضروری است. قطعا اهداف سیاستگزاران اقتصادی توجه به مقوله عدالت است ، باید در نظر داشت که عدالت با پیشرفت توام باشد و امکانات و فرصتها بر اساس قابلیتها توزیع شوند و زمینه های استفاده رانتی از فضای موجود از بین برود. حال به این مجموعه در پایان این لیست حامل های انرژی را نیز اضافه کنید و همچنین دهها موضوع فرعی دیگر و با اولویت کمتر.

نکته اساسی آن است که دولت حاضر و چه دولتی که به امید خدا با انتخاب آگاهانه مردم کمتر از دو ماه دیگر برگزیده می شود با تاسی به رهنمودهای رهبر انقلاب اقدام به انجام اصلاح در زیر ساختهای اساسی کشور نماید و همه می دانیم که اصلاح زیرساختها زمان بر است و امکان دسترسی به اهداف در کوتاه مدت فراهم نیست ، بنابراین باید دولتمردان حوصله به خرج دهند و برای آینده زیرساختهای کشور تلاش کنند و از تزریق مسکن های آنی بپرهیزند.

 

[ دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:۳٦ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed