صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

 

      در این نوشتار به دو مطلب از صفات پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) اشاره می کنم و در پس آن به یک نکته روز سیاسی اشاره می کنم و مقصودم را بیان می کنم.

      نبی مکرم اسلام(ص) به عنوان پیام‏آور وحی الهی ، افزون بر بیان، در عمل نیز مظهر رحمانیت و و اهل مدارا بوده‏اند. البته این سیاست تسامح و مدارا مربوط به همان موارد مجاز در امور شخصی و برخی مسائل اجتماعی است. وقتی پیامبر اکرم(ص) در مکه برای دعوت مردم به خداپرستی ظهور کرد، با عکس‏العمل شدید مواجه گشت؛ و قریش از هیچ‏گونه آزار و شکنجه و افترائات و اهانت دریغ نورزیدند و او را فردی کذاب، ساحر، مجنون و... معرفی می‏کردند و وقتی این اعمال سخیف را به اوج می‏رساندند، عکس‏العمل پیامبر(ص) این بود که:«الّلهم اغفرلقومی بانّهم لایعلمون».«بارالها قوم مرا مورد رحمت و مغفرت خویش قرار ده، زیرا اینان حقیقت را نمی‏دانند.»

      از این مهمتر رفتار مهربانانه و انعطاف پیامبر(ص) با مردم در هنگام اقتدار سیاسی است که نمونه‏ای از آن در روز فتح مکه متجلی گشت. در آن روز سرنوشت که پس از سالیانی جهاد و مشقت، مکه را فتح کردند ، این امکان برای آن بزرگوار فراهم بود تا انتقام آزارها و اهانت‏ها و قتل و غارت‏ها را بگیرند ، اما پیامبر رحمت(ص) فرمان عفو عمومی صادر نمودند و از تقصیر همگان، جز چند نفر که بیش از حدّ، معاند و پلید بوده و از ائمه کفر به حساب می‏آمدند، نگذشت. این مشی پیامبر خداست که باید الگوی ما پیروان آن حضرت قرار گیرد.

      مطلب بعدی در مورد فوت ابراهیم فرزند پیامبر (ص) است. روایت است وقتی که فرزند آن بزرگوار بر اثر بیماری از دنیا رفت ، جمعیت زیادی برای تشییع جنازه او حاضر شدند، هنگام مشایعت ، لکه ابری بر فراز جمعیت قرار گرفت، عده ای با تعجب بدان نگاه می کردند و ابراز می داشتند که این هم از نشانه های خداست که برای این موضوع خاص اتفاق افتاده است. پیامبر اسلام در حالی که می توانستند از شرایط  بوجود آمده برای اثبات نبوت خود بهره برداری کنند ، چنین نکردند و بلکه به جمعیت حاضر فرمودند که مردم ماه و خورشید و ابر ... نشانه ای از طبیعت خداوندند و این گردش به امر او روی می دهد ، آنها مشغول کار خودند و این موضوع ارتباطی به نبوت من ندارد.

     مقصودم از بیان این دو موضوع اشاره به نکته ای است. اخیرا مشاهده می شود در برخوردهای سیاسی روز، رفتارهایی از خود بروز می دهیم که در شان و کرامت انسانی نیست و بدتر از آن اگر این رفتارها از کسانی روی دهد که بظاهر و در گفتار خود را متخلق به اخلاق اسلامی معرفی می کنند ، اما در کردار چنین نیستند. به هر حال هر امری آدابی دارد، سخن گفتن و انتقال پیام نیز آدابی دارد ، اگر رسانه ای و قلمی در اختیار ماست ، باید تلاش کنیم تا برای بدست گرفتن قدرت و حفظ آن کسی را نرنجانیم و مبادا نیشی بزنیم که باعث آزرده شدن خاطری شود که از اساس اشتباه بوده است.

      روز گذشته نزدیک به بیست عنوان پیامک انتخاباتی از یکی از خبرگزاریهای دولتی به تلفن همراهم ارسال شد که در آن اطلاع رسانی به چشم نمی خورد ، بلکه بیشتر به نوعی تخریب چهره شباهت داشت.عنوان یکی از پیامک ها این بود:"نبوی فراری و نویسنده سایتهای ضد انقلاب در نامه ای به میر حسین موسوی: شر احمدی ن‍ژاد را بکن تا ما برگردیم.

     شاید افرادی مطلع نباشند ولی خیلی از افراد آگاهند که سید ابراهیم نبوی یکی از طنز پردازان کشور است که طی چند سال گذشته در یکی از کشورهای اروپایی اقامت گزیده است. بنده قصد طرفداری از وی را ندارم ، بلکه می خواهم به ماهیت حرفه وی اشاره کنم که رشته وی طنز است و نوشته طنز نیز مشخص است. در پیامکی که آن خبرگزاری محترم به عنوان بریده ای از آن منتشر کرده - در واقع مخاطب آن طنز نویس همسر سخنگوی محترم دولت بوده است - در نگاه نخست به مخاطب این موضوع القاء می شود که فردی ضد انقلاب از آخرین نخست وزیر انقلاب و جنگ اعلام حمایت کرده است! در نگاه دوم نیز چنین برداشت می شود که نخست وزیر دوران حضرت امام(ره) مخالف سرسخت رئیس دولت کنونی است!

        این نوع نگاه، نگاه اسلامی نیست، جا دارد به دست اندر کاران و گردانندگان آن سایت محترم که از بیت المال نیز تغذیه می شوند ، مشفقانه متذکر شویم که از جاده انصاف خارج نشوند و مراقب باشند ، مبادا اخلاق و کرامت انسانی در رقابت های سیاسی پایمال شود.

       در ابتدای این نوشتار به دو موضوع اشاره کردم ؛ یکی در مورد سیاست تسامح و مُدارای پیامبر اسلام و دیگری در خصوص مشی و سلوک پیامبر اسلام که برآیند امروزی آن این است که هر وسیله ای هدف را توجیه نمی کند. جا دارد به گفتار، کردار و سیره نبوی رجوع کنیم و رفتارهای خود را متناسب با آن تنظیم نماییم.

        با این حال میرحسین موسوی با صدور اطلاعیه‌ای، نوشته طنز نویس مقیم خارج از کشور را درمورد همسر سخنگوی محترم  دولت، تقبیح و آن را خلاف اخلاق اسلامی و شأن زن ایرانی دانسته است. ملاحظه کنید:

"اینجانب در بیانیه اعلام نامزدی خود ، از فعالان سیاسی درخواست کرده‌بودم که حتی اگر در معرض توهین قرار گرفتم نسبت به این امر واکنشی نشان ندهند.  هنوز مبارزات انتخاباتی چندان گرم نشده است و مطلب غیر قابل تحملی از سوی کسی بیان نگردیده که مقاله خانم نویسنده‌ای در انتقاد از اینجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف یکی از نویسندگان مقیم خارج از کشور قرار گرفته است... اینجانب به عنوان کسی که مخاطب نامه آن خانم محترم بوده‌ام به جز اطلاع ناصحیحی که در مورد محل منزل مسکونی‌ام به ایشان داده‌اند مابقی این نوشته را نظری در میان نظرات یافتم که یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری باید طاقت شنیدنش را داشته باشد. امیدوارم ابراز تاسف این خدمتگزار مردم در پیشگاه تمامی بانوان از اقدام آن نویسنده مقیم خارج از کشور ارزش و اثری در تخفیف این امر داشته باشد.

     قضاوت  در مورد هر دو رفتار را را به خوانندگان عزیز واگذار می کنم.

 

 

 

 

 

[ شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:٤٤ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed