صدهزاران
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
 
 

    

کشور ما در بحث استفاده از قابلیت مدیران مشکلات اساسی دارد. برخی از افراد را در پست هایی می گماریم که هیچ سنخیتی با شیرازه کار ندارند، در برخی موارد نیز به افرادی مسئولیتهایی می دهیم که چنین توانی در ذات آنان نیست ، همه اینها به این سبب است که سیاست در کارهای ریز و درشت ما رسوخ کرده است. این فرهنگ نابجا در اذهان مدیران و نخبگان ما ریشه دوانیده است که باید سیاستهای خود را از طریق مجراهای اجرایی به پیش ببرند.

     در دستگاه ورزش ما نیز چنین سیاستهایی اعمال می شود. حال که بحث تیم ملی فوتبال کشورمان بحث روز اهالی سیاست و ورزش است به نکته ای اشاره می کنم؛ در بحث انتخاب رئیس فدراسیون فوتبال دخالتهایی از طرف سازمان ورزش کشورمان صورت گرفت‌ ، چرا که همه به این نتیجه رسیده اند که فوتبال فراتر از سیاست است و ورزشی است که علاقمندان بیشماری دارد ، بنابراین برد در این حوزه باعث موفقیتهای مهمی در حوزه های دیگر می شود ، پس در انتخاب مدیران این فدراسیون طوری باید حرکت کرد که در صورت عدم توفیق دامن سیاستمداران و دولتمردان تر نشود.

      وقتی تیم ملی ایران پس از جام جهانی اخیر به سبب دخالت دولتمردان در برکناری رئیس فدراسیون فوتبال ، محروم شد همه به اشتباه همدیگر را متهم به اهمال کاری کرده وهر یک دیگری را مسبب واقعی آن دانستند ؛ ادعا شد فردی شکایت کرده و حتی ادعا شد که فدراسیون آسیا با ما مشکل سیاسی دارد ، اما هیچ کس نگفت که واقعا حرف آنها مبنی بر دولتی بودن ورزش ایران درست بوده و باید ساختار ورزش ایران اصلاح می شد. اما با کش و قوسهای فراوان بالاخره انتخاباتی برگزار شد و اوقات خوشی  هم پس از آن سپری شد ؛ چرا که فدراسیون جهانی فوتبال ، انتخابات فدراسیون فوتبال را تایید کرد و این به نوعی یک پیروزی برای سازمان ورزش بشمار می رفت. در بازیهای پیش مقدماتی جام جهانی تیم ملی فوتبال کشورمان با اختلاف اندک امتیازی به دور بعد راه یافت و در دور بعد نیز با برگزاری 5 بازی تنها توانسته است 6 امتیاز به دست آورد. در دوره ای که به اذعان اغلب کارشناسان بهترین بخت برای صعود مستقیم به جام جهانی را داشتیم، اکنون صعود تیم ملی کشورمان حتی به بازی پلی آف با دشواری همراه شده است.

     در برنامه نود هفته گذشته رئیس فدراسیون فوتبال  به راحتی اعتراف کرد که در انتخاب علی دایی ، فدراسیون فوتبال نقشی نداشته است و اکنون چه کسی جرات می کند که از رئیس سازمان ورزش در مورد دلایل انتخاب سرمربی تیم ملی سئوال کند و توضیحی بخواهد؟ کسی که با قدرت فراتری از فدراسیون فوتبال سر مربی تیم ملی شده بود و اختیارات گسترده ای نیز به او داده شده بود و بقول مجری برنامه نود، اختیار جابجایی یک لیوان آب را نیز به مسئولان فدراسیون نداده بود ، طبیعی است که برکناری اش قدرتی فراتر از فدراسیون فوتبال را می خواهد. 

     باید بپذیریم که ورزش ابزار سیاسی و جناحی افراد و گروه ها است و حتی برخی روی آن برای تبلیغ حساب باز کرده اند. از آمدن رئیس جمهور به ورزشگاه گرفته تا تبلیغات انتخاباتی ورزشکاران در انتخابات قبلی. دایی نمونه ای از این سلایق است؛ بی شک در دوره ای او بازیکن مهمی بوده ، ولی چرا این باور وجود ندارد که بازیکن خوب بودن با مربی خوب بودن فرق دارد. چرا تجربه و آموزش های مربیگری مورد توجه قرار نمی گیرد؟ فقط به خاطر سلایقی دایی آمد و به خاطر باز هم برخی سلایق دایی رفت! حتی انتخاب سرمربی جدید تیم ملی نیز تحت تاثیر سلایق است. چرا مربیان خارجی طرد می شوند ، آن هم در شرایطی که باید پذیرفت دانش مربیان داخلی نسبت به مربیان خارجی کم است و آیا دلیل آن نمی تواند عدم امکان بهره برداری سیاسی از این مربیان خارجی باشد؟

     افکار عمومی در ماه های گذشته بارها این مسئله را درک کردند که رئیس فدراسیون فوتبال به هیچ عنوان از جنس فوتبال نیست، با مرور عملکرد فدراسیون تحت رهبری او این نتیجه حاصل می شود. نبود برنامه ریزی اساسی در فوتبال ایران به قدری مشهود است که امروز در تمامی محافل ورزشی سخن از ناکارآمدی فدراسیون فوتبال در بحث برنامه ریزی است، اما آنان به هیچ وجه این موضوع را نمی پذیرند و همچنان بر گفته خود پافشاری می کنند که ما بهترین برنامه ریزی در عرصه آسیا را داریم و به همین دلیل از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان فدراسیون برتر انتخاب شدیم! غافل از اینکه فوتبال ایران در بین کشورهای آسیایی جزو معدود کشورهایی به شمار می رود که از برنامه ریزی اصولی برخوردار نیست. هر چند که مسئولان فدراسیون این مطالب را به کلی رد می کنند ،اما سخنان رئیس جمهور در نخستین جلسه هبات دولت در سال جدید مبنی بر نبود برنامه ریزی ایده آل در فدراسیون فوتبال ، حجت را بر تمام دست اندرکاران این فدراسیون تمام کرد و جای هیچ گونه توجیهی نگذاشت که آنها این حقیقت را به کینه توزی منتقدان ربط دهند و انگ های گوناگون بر پیشانی منتقدان بچسبانند. اینجاست که به زیبائی سخن وژرفای تفکر مولای متقیان حضرت علی(ع) پی می بریم که فرمود: در عجبم از مردمی که خطا وگناه می کنند واز کرده خود ناراحت نمی شوند ، ولی وقتی دیگری اشتباه آنان را گوشزد می کند به شدت ناراحت ومعترض می گردند.

     اکنون ما دایی را از دست داده ایم  و به یاد حرفهای مهندس صفایی فراهانی افتادم که در زمان انتخاب دایی گفت: نباید علی دایی که یک اسطوره است به همین سادگی خرج مسائل سیاسی و مدیریتی شود. از طرفی در خبرها می خوانیم که محمد مایلی کهن جایگزین او شده است، سال 1998 هم که آقای مایلی کهن را انتخاب کرده بودند ، همین بازیها را سر تیم در آوردند. ظاهرا باز هم اشتباه آقایان ادامه دارد؛ از چاله به چاه افتادن.

     ما کشوری هستیم که همیشه به قیمت صدمات سنگین و جبران ناپذیر راهمان را پیدا می کنیم وبه قیمت بالایی مشکلاتمان را حل می کنیم. امیدواریم این بار نیز با غیرت بازیکنان کشورمان بتوانیم به جام جهانی صعود کنیم.     

 

[ سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٦:۱٥ ‎ق.ظ ] [ حسین نصرتی ]
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

آرشيو وبلاگ
صفحات وبلاگ
RSS Feed