صدهزاران
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي بر نخاست ، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
 
 

     کشور ما کشور آزمون و خطاهاست. هر کسی که به قدرت می رسد به دنبال اجرا کردن برنامه های ذهنی خود است. دنبال اجرای برنامه نیست. در خبرها آمده است که بالاخره رئیس جمهور با افزایش نرخ سود بانکی موافقت کرد. کاری که چندین و چند سال طول کشید تا محمود احمدی نژاد به نظرات کارشناسان و متخصصان علم اقتصاد توجه نشان بدهد؛ کسی که تا پیش از آن افزایش سود نرخ بانکی را قبول نداشت و زمانی که اقتصاددانان با استدلال عنوان می کردند که تورم تابعی از میزان سود بانکی است وی آنها را به غربی کردن اقتصاد کشور متهم می کرد. اکنون با پذیرش افزایش سود بانکی به نظر می رسد که وی از سیاست های اقتصادی خود مبنی بر کاهش سود بانکی عقب نشینی کرده است.

     در هر حال این اولین عقب نشینی رسمی دولت از سیاست های اقتصادی چند ساله است و هر چند آنان حاضر به پذیرش اشتباه و قبول شکست سیاست های اقتصادی خود نیستند اما از نظر افکار عمومی این عقب نشنی پذیرش شکست سیاست های اقتصادی محسوب می شود. آمار اشتباهات زیاد است؛ این دولت کمترین ثبات را نسبت به دولتهای پیشین داشته، این دولت بی تدبیرترین دولت در عرصه اقتصاد کشور بوده، همین که اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی در این دولت اتفاق می افتد، بزرگترین دلیل در این زمینه است. حجم تحریم ها و تهدیدات قدرتهای خارجی و صدور انواع و اقسام قطعنامه از سوی شورای امنیت در همین دولت روی داده و باید سیاستهای غلط آن را در این زمینه به عرصه های سیاسی نیز تسری داد. نابسامانی نظام اداری کشور همانند تصمیماتی نظیر کوچک کردن نظام اداری دولت، انتقال برخی از سازمانهای دولت به شهرستانها، انتقال کارمندان به شهرستانها، بودجه ریزی نامطلوب و تاخیر در ارائه بودجه کل کشور به مجلس طی سالهای گذشته و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و ... از جمله سیاستهای اشتباه این دوره بوده. باید به این فهرست اشتباهات نهاد نظارتی قوه مقننه را هم بیفزاییم. نهادی که در باره این تخلفات سکوت کرد و این قوه راس امور را به یک میتینگ جناحی با شعار مرگ بر این و آن تنزل داد، بنابر این  از این مجلس هم نمی توان اتتظاری غیر از این داشت که قانون تصویب کند و دولت آن را اجرا نکند.

     اما آنچه که مهم است و بدان توجهی صورت نمی گیرد، خساراتی است که طی این چند سال بویژه طی دو هفته گذشته از ناحیه سیاستهای غلط این چنینی به مردم و کشورمان وارد آمده است. من در کمتر جایی می بینم وقتی دولتی سرکار می آید برنامه های پیشینیان را کنار می گذارد و تجربیات آنان را بکار نمی بندد، متاسفانه در این دوره این اتفاق روی داد.



موضوع مطلب : سیاسی

ارسال شده در تاریخ : جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ :: ۸:٢٩ ‎ب.ظ :: توسط : حسین نصرتی

     برکه نام تنهایی دریاست و دریا کودکی اقیانس و نام بلند تو چقدر تنهاست، تنهاتر از آوازهای غمناک چاه های کوفه و مدینه، ماهی غریب از برکه، اقیانوس را گریه می کند و چاهی که ماهی را نمی شناسد، بغض هایش را پنهان می کند، شاید این بار نیز یوسفی، مرتضایی، مجتبایی...

     حسن یعنی اقیانوس نیکویی، و اگر به دنبال دایره المعارفی می گردی، هفت مرتبه بچرخ و یا مجتبی بگو، تا ببینی برکه ها چگونه صدایت می کنند.

     سالروز رحلت جانسوز پیامبر رحمت و مهربانی و شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی را خدمت دوستان خوبم تسلیت می گویم.



موضوع مطلب : مذهبی

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ :: توسط : حسین نصرتی

     دیروز در حالی که داشتم به تفریح خارج از شهر می رفتم و خیال داشتم که اصلا" به مسائل روز و مسائل اجتماعی فکر نکنم؛ پیامکی بدستم رسید که ناگزیر در این پست در باره آن مطالبی را عنوان می کنم.

     یکی از خبرگزاریهای وابسته به دولت اعلام کرد که وزارت خارجه امریکا موفقیت اصغر فرهادی در بدست آوردن جایزه گلدن گلوپ را به وی تبریک گفت.

     داشتم فکر می کردم که یکی از هموطنانمان با کسب افتخار در عالی ترین سطح هنری، جایزه ارزشمندی را نصیب کشورمان کرده و در سخنرانی مختصری که پس از بردن این جایزه در جایگاه ویژه ایراد کرد، پیام صلح و دوستی مردم ایران را به گوش جهانیان رساند؛ پیامی که بی شک ما برای تبلیغ آن باید هزینه های مختلفی می کردیم، اما یک تریبون در سطحی عالی، آن هم از زبان هنر و فرهنگ در اختیار جامعه هنری و فرهنگی کشور قرار گرفته است، بجای اینکه این اقدام فرهادی را ارج بنهیم، علیه او تیغ می کشیم و محصول او را محصولی ساختارشکن و بی محتوا می دانیم؛ محصولی که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته جایزه های خوبی را از آن خود کرد.

     اینکه وزارتخارجه امریکا به او تبریک گفته به نظر من اقدام مثبتی انجام داده است، چرا که این مراسم به میزبانی امریکا برگزار شده و هر نهاد و سازمانی در امریکا این حق را دارد که به اصغر فرهادی تبریک بگوید. در عرف سیاسی، دولت امریکا به رسم میزبانی مبادرت به چنین اقدامی کرده است، بنابراین جای گله و نقدی نیست. این که همه چیز را با عینک سیاسی ببینیم، آن چیزی که طی این سالها از این چیزها به کرات شنیده ایم و حتی وقتی برگی از درخت می افتد آن را به امریکا و صهیونیزم جهانی نسبت داده ایم، نتیجه آن شده که حال خوش از ما گرفته شده است.باید با دید مثبت نگاه کرد، هموطن هنرمندی فیلم جالبی ساخته و مورد اقبال جامعه هنری جهان قرار گرفته، این که بد نیست. تصور کنید اگر شخصی مثل آقای س. یا د. چنین جایزه ای را می برد، آیا باز هم رسانه های داخلی او را به نقد می کشیدند؟ همین که رسانه های تصویری ما در برابر این اقدام، موضع منفی گرفتند، این یعنی موفقیت.

     بیچاره اصغر فرهادی که فیلم نامه دزدی نکرده، از بیت المال هم که خرج فیلمش نکرده، از رانت دولتی هم که استفاده نکرده، پروژه های سفارشی هم که نگرفته، از خطوط قرمز هم که عبور نکرده، این فیلم را  هم در خارج از ایران و با بازیگران غیر ایرانی نساخته؛ علاوه بر آن به فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی که صلح طلبی است هم احترام گذاشته؛ خوب چرا ما به او احترام نگذاریم؟ وقتی جهان به او و هنر او تعظیم می کند چرا ما او را بی مقدار نشان بدهیم؟

      کسب این موفقیت باعث شد تا خیلی ها اشک شوق ریختند، خیلی ها پای تلویزیون میخکوب شدند، خیلی ها به ایرانی بودن خود افتخار کردند، خیلی ها هم برآشفته شدند. خیلی ها فیلم او را به عنوان فیلمی ضد فرهنگی دانستند که ریشه آن در ممالک غرب و اروپا قرار دارد. اما بهترین پیام را کمال تبریزی گفت: "سلام بر تو ای اصغر فرهادی سینمای ایران! نمیدونی چقدر بابت این جایزه ای که گرفتی خوشحالم! ولی افسوس که در این شرایط ایده آل! نمی تونم احساسم رو به کسی ابراز کنم... شهر شلوغه و همه به هم، گیر دادن! می ترسم بهت تبریک بگم و بابت همین تبریک خشک و خالی، بشم عامل بیگانه و صهیونیزم جهانی و طرفدار مراسم فواحش هالیوود! اونوقت خر بیار باقالی بارکن! ولی خوب که فکر می کنم همش تقصیر توئه! آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!"

     به هر حال من به تفریحم رسیدم و زمزمه کردم که : تا کور شود هر آنکه نتواند دید.



موضوع مطلب : اجتماعی

ارسال شده در تاریخ : شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ :: ٤:٤۳ ‎ب.ظ :: توسط : حسین نصرتی
درباره وبلاگ
حسین نصرتی
نامم حسین است، چون سیزدهم محرم متولد شده ام، رشته تحصیلی ام ارتباطات، کارم نیز در ارتباط با خبر است. مشی زندگی و افکار و اعتقاداتم مبتنی بر اصل میانه روی است؛ چنانکه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: میانه روی در کارها را دریاب؛ زیرا کسی که از میانه روی برگردد، ستم کند و کسی که آن را فرا گیرد به عدالت رفتار کند. از طرفی به این سخن آن حضرت (ع) نیز ایمان دارم که می‌فرمایند: درآنجا که باید سخن گفت، خاموشی سودی ندارد و آنجا که باید خاموش ماند، سخن گفتن خیری نخواهد داشت. مطالب من در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...ارائه می‌شوند. گاهی اوقات تحلیل می کنم، گاهی انتقاد، گاهی هم دفاع و گاهی نیز سکوت. معتقد به نظام جمهوری اسلامی ام و خود را موظف به دفاع از آن و تعالی ایران می دانم. اگر هم نقدی می‌کنم، برای دلسوزی و حفظ آن است. تلاشم آنست تا در این وبلاگ برای دلم بنویسم و هیچوقت فکر و تحلیلم را به کسی تحمیل نکنم.

صفحات وبلاگ
RSS Feed