دیروز در حالی که داشتم به تفریح خارج از شهر می رفتم و خیال داشتم که اصلا" به مسائل روز و مسائل اجتماعی فکر نکنم؛ پیامکی بدستم رسید که ناگزیر در این پست در باره آن مطالبی را عنوان می کنم.
یکی از خبرگزاریهای وابسته به دولت اعلام کرد که وزارت خارجه امریکا موفقیت اصغر فرهادی در بدست آوردن جایزه گلدن گلوپ را به وی تبریک گفت.
داشتم فکر می کردم که یکی از هموطنانمان با کسب افتخار در عالی ترین سطح هنری، جایزه ارزشمندی را نصیب کشورمان کرده و در سخنرانی مختصری که پس از بردن این جایزه در جایگاه ویژه ایراد کرد، پیام صلح و دوستی مردم ایران را به گوش جهانیان رساند؛ پیامی که بی شک ما برای تبلیغ آن باید هزینه های مختلفی می کردیم، اما یک تریبون در سطحی عالی، آن هم از زبان هنر و فرهنگ در اختیار جامعه هنری و فرهنگی کشور قرار گرفته است، بجای اینکه این اقدام فرهادی را ارج بنهیم، علیه او تیغ می کشیم و محصول او را محصولی ساختارشکن و بی محتوا می دانیم؛ محصولی که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته جایزه های خوبی را از آن خود کرد.
اینکه وزارتخارجه امریکا به او تبریک گفته به نظر من اقدام مثبتی انجام داده است، چرا که این مراسم به میزبانی امریکا برگزار شده و هر نهاد و سازمانی در امریکا این حق را دارد که به اصغر فرهادی تبریک بگوید. در عرف سیاسی، دولت امریکا به رسم میزبانی مبادرت به چنین اقدامی کرده است، بنابراین جای گله و نقدی نیست. این که همه چیز را با عینک سیاسی ببینیم، آن چیزی که طی این سالها از این چیزها به کرات شنیده ایم و حتی وقتی برگی از درخت می افتد آن را به امریکا و صهیونیزم جهانی نسبت داده ایم، نتیجه آن شده که حال خوش از ما گرفته شده است.باید با دید مثبت نگاه کرد، هموطن هنرمندی فیلم جالبی ساخته و مورد اقبال جامعه هنری جهان قرار گرفته، این که بد نیست. تصور کنید اگر شخصی مثل آقای س. یا د. چنین جایزه ای را می برد، آیا باز هم رسانه های داخلی او را به نقد می کشیدند؟ همین که رسانه های تصویری ما در برابر این اقدام، موضع منفی گرفتند، این یعنی موفقیت.
بیچاره اصغر فرهادی که فیلم نامه دزدی نکرده، از بیت المال هم که خرج فیلمش نکرده، از رانت دولتی هم که استفاده نکرده، پروژه های سفارشی هم که نگرفته، از خطوط قرمز هم که عبور نکرده، این فیلم را هم در خارج از ایران و با بازیگران غیر ایرانی نساخته؛ علاوه بر آن به فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی که صلح طلبی است هم احترام گذاشته؛ خوب چرا ما به او احترام نگذاریم؟ وقتی جهان به او و هنر او تعظیم می کند چرا ما او را بی مقدار نشان بدهیم؟
کسب این موفقیت باعث شد تا خیلی ها اشک شوق ریختند، خیلی ها پای تلویزیون میخکوب شدند، خیلی ها به ایرانی بودن خود افتخار کردند، خیلی ها هم برآشفته شدند. خیلی ها فیلم او را به عنوان فیلمی ضد فرهنگی دانستند که ریشه آن در ممالک غرب و اروپا قرار دارد. اما بهترین پیام را کمال تبریزی گفت: "سلام بر تو ای اصغر فرهادی سینمای ایران! نمیدونی چقدر بابت این جایزه ای که گرفتی خوشحالم! ولی افسوس که در این شرایط ایده آل! نمی تونم احساسم رو به کسی ابراز کنم... شهر شلوغه و همه به هم، گیر دادن! می ترسم بهت تبریک بگم و بابت همین تبریک خشک و خالی، بشم عامل بیگانه و صهیونیزم جهانی و طرفدار مراسم فواحش هالیوود! اونوقت خر بیار باقالی بارکن! ولی خوب که فکر می کنم همش تقصیر توئه! آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!"
به هر حال من به تفریحم رسیدم و زمزمه کردم که : تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
موضوع مطلب :
اجتماعی