روزنامه نگاری رشته شیرین و البته کار پرمخاطره ای است که تنها معدودی از افراد با شناخت کامل وارد این عرصه می شوند. بدون تردید کسانی که وارد فضای مطبوعات می شوند دارای ویژگیهایی هستند که کمتر در افراد دیگر نظیر آن را می توان یافت. به رغم تمامی ناملایمات تنها کسانی در این شغل باقی می مانند که عاشق کارشان هستند و با همین باور با مخاطرات آن کنار می آیند و هزینه هایش را هم می پردازند.
روزنامه نگاری، یکی از سخت ترین مشاغل است. روزنامه نگار حتی در آزادترین و دموکرات ترین کشورها چنانچه بخواهد بی پرده و صریح واقعیتها را بیان نماید با سخت ترین واکنشها روبرو می شود؛ حال تصورش را بکنید اگر در کشورهای در حال توسعه یا در کشورهایی که فاقد آن دموکراسی حداقلی باشند، روزنامه نگار بخواهد فعالیت نیم بندی داشته باشد، با چه محدودیت های دشواری مواجه است، در چنین حکومتهایی حتی به خبرنگاران در حد جاسوسی انگ می چسبانند. من معتقدم روزنامه نگاران چشم تیزبین جوامعی اند که با قلم و آگاهی خود لغزش های حاکمان را یادآوری می کنند تا مانع بروز فساد در عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بشوند.
بر همین اساس است که شالوده و ساختار جوامع سنت گرا پذیرای روزنامه نگار حرفه ای نیست. سیاست بازی و سیاست زدگی، چه در اردوگاه چپ باشد و چه در اردوگاه راست، با شالوده و اساس روزنامه نگاری ناسازگار است؛ چرا که روزنامه نگاری بنا را بر کشف حقیقت می گذارد؛ اگر سه هزار میلیارد تومان از پول ملت بر باد می رود، بخاطر آن است که روزنامه نگاران به سبب تعلق به چنین اردوگاههایی چشمان خود را می بندند و اساسا" روزنامه نگاری مستقلی نداریم که بخواهد ایرادات را یادآوری نماید، قطعا" اگر وجود می داشت، هیچگاه خطاهایی چنین آشکار پدید نمی آمد. اما وقتی روزنامه نگاری در خدمت سیاسیون قرار گیرد، دیگر هدف کشف واقعیت نیست؛ بلکه واقعیت جلوه دادن آنچه مطلوب سیاسیون است، هدف می باشد.
در ایران استبدادی دوره قاجار، مطبوعات از دل حاکمیت برآمد و به آن به عنوان ابزاری تبلیغی برای حکومت نگاه می شد، اما روند تحولات، مطبوعات را بتدریج از یوغ حکومت استبدادی رها ساخت و به ابزاری در دست مردم برای دستیابی به عدالت و آزادی در نهضت مشروطیت تبدیل ساخت و از آن زمان تا امروز روزنامه نگاران و مطبوعات در میانه بند حکومت و آزادی راه پیموده اند و در کانون اصلی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته و نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز را در این میدان بازی کرده اند. امروزه نقد قدرت که اصلی ترین مشخصه یک ژورنالیست می باشد، دیگر کمتر در کشورمان یافت می شود؛ چرا که کسانی که پیش از این به چنین رویکردی توجه نشان داده بودند، یا با محدودیت های سختی مواجهند و یا عطای ماندن در چنین شغلی را به لقای آن بخشیده اند.
در دهه 70 جذابیت کار روزنامه نگاری باعث شد تا در فضای نسبتا" بازی که پس از خرداد ۷۶ بوجود آمده بود، جوانان با توشه ای که از علوم جدید به دست آورده بودند، کاروانی را ایجاد کنند، اما این نشاط دیری نپایید که در شن زار فرو رفت. این محدودیت ها چنان پیش رفت که اکنون در خبرها می خوانیم که رشته روزنامه نگاری از دانشگاه علامه طباطبایی حذف شده و این دانشگاه برای سال تحصیلی 92-1391 در رشته روزنامهنگاری دیگر دانشجو نمیپذیرد. این کار ادامه همان کار بازنگری رشتههای علوم انسانی است که در بهمنماه سال ۱۳۸۹ کلید خورده است. به عنوان کسی که خود دانش آموخته این رشته ام، فقط برای این محدودیتها متاسفم.
موضوع مطلب :
اجتماعی